EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 04 تیر 1396   Sunday 25 June 2017

سرمقاله

بیگانه با دغدغه‌های مردم

جلال خوشچهره

محمود قلی‌پور-کتاب «پلنگ‌های کافکا» از آن دست کتاب‌هایی‌ست که خواندنش از دو منظر مفید است. اول به خاطر داستان سرراست و چیدمان صحیح دراماتیک می‌تواند لذت وافری را به عنوان خواننده به شما منتقل کند و دیگر از منظر تاریخ انتقادی. شاید خیلی‌ها داستان تروتسکی و لنین و استالین را شنیده باشند اما هیچ‌کس داستان راتینهو و یوسی را نشنیده و از توده ملت به ماجرای کمونیسم و حزب چپ نگاه نکرده‌است. راتینهوی یهود، جوانی اهل روستای چرنویتسکی است، روستایی بین روسیه و لهستان. او به واسطه دوستش یوسی با اندیشه‌های تروتسکی آشنا می‌شود. یوسی در ملاقاتی با رفیق تروتسکی مامور می‌شود به پراگ برود اما مریض می‌شود و این وظیفه را به عهده راتینهو می‌گذارد. راتینهو در قطار کیف حاوی مدارک مهمی برای انجام ماموریت را گم می‌کند و خود سعی در کشف رمز ماموریت می‌کند. در مکاشفه‌اش او با کافکا ملاقات می‌کند. او از دست‌نویسی که کافکا به او تحویل می‌دهد، به زحمت متوجه می‌شود باید به یک طلافروشی که نماد پلنگ‌های دنیای سرمایه‌داری است دستبرد بزند. او برای تائید عملیات نزد کافکا می‌رود و ناگهان درمیابد که کافکا او را با جوانی که قرار بوده برای مجله‌شان متنی از وی بگیرد، اشتباه گرفته است. راتینهو شکست‌خورده به روستا باز می‌گردد و بعد از انقلاب بلشویکی به اجبار همراه خانواده به برزیل مهاجرت می‌کنند و معمای آن ماموریت تا ابد در ذهنش باقی می‌ماند. دستنویس کافکا، بعد مرگش اهمیت بسیاری پیدا می‌کند و راتینهو، تنها کاری که می‌تواند با آن نوشته انجام دهد این است که آن را به برادرزاده‌اش بدهد تا بفروشد که بتواند خرج زندگی‌اش در ریو را درآورد و ادامه ماجرا... داستان پلنگ‌های کافکا، داستان تاریخ سرخوردگی مردم ایده‌آلیست است. داستان حسرت و در گذشته زیستن است. پلنگ‌های کافکا داستان مردمی‌ست که از وحشت و ترس یهودی‌ستیزی دست به دامان تروتسکی شدند و خودشان بزرگترین دشمن خود گشتند. تمام دارایی راتینهو از آن دوران یادداشتی از یک ماموریت شکست‌خورده است. ماموریتی که هرگز هم راز آن برملا نشد، هیچ‌کس نفهمید که راتینهو چه باید می‌کرد، شاید همانگونه که هیچ‌کس نفهمید تروتسکی چه باید می‌کرد. هر دو در میان انبوهی از نشانه‌ها و رموز در دنیا رها شده‌بودند و باید کشف رمز می‌کردند. شاید اگر آن روزها که راتینهوی جوان در پراگ سرگشته و بی‌طاقت کشف رمز ماموریتش بود، به آن بانک یا طلافروشی که به زعم خود نماد سرمایه‌داری بود، دستبرد می‌زد و دست به دامان کافکا نمی‌شد، حرکت انقلابی در پراگ آغاز می‌شد، حرکتی که متکی به توده مردم بود و از آن‌سو هم اگر تروتسکی خود رهبری جنبش را عهده‌دار می‌شد هرگز از سوی استالین متهم به خیانت نمی‌شد. راتینهو تا انتهای زندگی‌اش به دنبال آرمان‌های جوانی‌اش، تنها، بی‌همدم و مهجور ماند و تنها دستاوردش از آن سال‌ها و آن ماموریت خفت‌بار یادداشت مبهمی از نویسنده‌ای بود که حرف‌هایش را هیچ‌کس نمی‌فهمید جز راتینهو که به سبب انجام ماموریت از درون متنی ادبی، کدهای ماموریت سرمایه‌داری را بیرون کشیده بود. و سرانجام پلنگ‌هایی که در آخرین لحظات زندگی راتینهو به سمتش آمدند و وقتی فریاد «مگر از روی جناز ما رد شوید» را سر داد، نماد سرمایه‌داری ترسید و رفت، نه، هیچ چیز جز این رویا نصیب او نشد. راتینهو نماد مردمی‌ست که همسوی با آرمانی حرکت کردند و موج‌های خروشان انقلاب آنها را در هم کوبید و حالا با یادگارهای به ظاهر بی‌ارزش آن دوران روزگار سپری می‌کنند. رمان «پلنگ‌های کافکا» به خاطر پیرنگ قوی، توجه به جزئیات و نمایش سیر تحول شخصیت اصلی در دل تاریخ، رمانی بسیار جذاب و در عین حال عمیق است. رمانی که به خاطر جذابیتش مخاطب عام را جذب می‌کند و به خاطر لایه‌های زیرینش برای مخاطب خاص می‌تواند جالب توجه باشد. در این بین یقیناً نباید از ترجمه روان ناصر غیاثی در انتخاب و انتقال روایت و مضمون کتاب غافل شد. این کتاب را نشر چشمه در 107 صفحه به بازار نشر عرضه کرده است.

ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام