EBTEKAR NEWSPAPER
پنج شنبه, 30 خرداد 1398   Thursday 20 June 2019

سرمقاله

بود یا نبود ترامپ چه تفاوتی می‌کند؟

محمدرضا ستاری

عوامل خارجی، ملاحظات داخلی، لزوم انجام اصلاحات فوری و بازخوانی دوباره مفهوم پراکندگی و یا تمرکز قدرت، سبب شده تا جریان‌های سیاسی «گفت‌و‌گوی ملی» را به‌عنوان راهکاری موثر برای برون رفت کشور از مشکلات جاری مورد توجه دوباره قرار دهند.
تردیدی نیست که گفت‌و‌گو در هر جامعه در حال نوسازی امری مثبت و تدبیری لازم است، اما مهم‌تر از آن اهداف و نتیجه‌ای است که می‌تواند همه طرف‌ها را به انجام این گفت‌وگو ترغیب کند.
گفت‌وگوی ملی به عنوان ایده‌ای تاریخی هراز گاه و بنابر ضرورت‌های زمانی از سوی کنشگران سیاسی ـ به‌ویژه اصلاح‌طلبان ـ پیشنهاد شده اما به رغم بازار گرمی آن، بنا به برخی ملاحظات و منافع، فراموش شده و یا از اولویت همه طرف‌ها خارج شده است. همین مهم عنصر زمان را به‌عنوان فرصت طلایی در خدمت به تحکیم توافق عمومی بلاموضوع؛ حتی به طرزی خطرناک از دست رفته نمایانده است. براساس ضرب‌المثل قدیمی که ماهی را هروقت از آب بگیرم، تازه است، ایده گفت‌وگوی ملی، هنوز تازه است و می‌توان از آن در خدمت به تحکیم سیاسی و اجتماعی مطابق با منافع عمومی بهره‌مند شد. اما شرط این‌کار، نخست توافق همه طرف‌های رقیب در هرم قدرت از یکسو و نیز جلب اعتماد عمومی از سوی دیگر خواهد بود.
اگرچه اصلاح‌طلبان این بار نیز به سیاق گذشته مبتکر انجام گفت‌وگوی ملی هستند، ولی چگونگی انجام آن را برای افکار عمومی روشن نکرده‌اند. به عبارت دیگر این ایراد جدی بر کارنامه جریان اصلاح طلب در دو دهه گذشته وارد است که عموماً ایده‌های خود را به شکل کلی و بدون تبیین مختصات، اهداف، ابزار و نتایج آن بیان کرده‌اند. بدتر اینکه برای ایده‌های خود مصداق‌های روشن و پافشاری در تعمیق آن نداشته‌اند. همین مهم سبب شده تا در بزنگاهی چون اکنون که ضرورت گفت‌وگو صد چندان است،‌ در وهله نخست با برخی تردیدها در فهم افکار عمومی روبرو شوند.
اصلاح طلبان در همه سال‌های گذشته گفته‌اند که چه ایده‌هایی لازم است اما در اینکه برای تحقق آنها باید از چه چیز پرهیز شود، منفعلانه عمل کرده‌اند. همین مهم وضعی را به وجود آورده که در واقعی‌ترین برآورد، نه به نفع اکثریت برنده و نه اقلیت بازنده انتخابات سال‌های اخیر است. ایده گفت‌و‌گوی ملی نمی‌تواند تنها به عنوان ابتکاری برای برون رفت از وضعی باشد که عوامل بیرونی و درونی آنهم در بزنگاه کنونی موجب آن است، بلکه این انتظار می‌بایست در همه زمان‌های از دست رفته، در چارچوب یک مطالبه جدی قوام و ثبات می‌یافت. این گلایه از آن روست که ایده‌ها و اولویت‌های اصلاح‌طلبانه در فرایند زمان، دستخوش تغییر شد و نتوانست به گونه لازم به عنوان خواست عمومی در همه طبقات و بدنه اجتماعی تعمیم یابد.
اکنون همه عواملی که سبب شده تا باردیگر گفت‌وگوی ملی به عنوان امری لازم مورد توجه قرار گیرد، واقعی است ولی شرط کافی در این امر، ایجاد باوری است که قادر شود اعتماد عمومی را به آن در چارچوب ایده‌ای دنباله‌دار جلب کند. در این صورت شاهد همسویی عمومی با این ایده و نیز ایجاد توافق عمومی برای برون رفت از مشکلات و خنثی کردن تهدیدهایی خواهیم بود که ثبات اجتماعی را نشانه گرفته است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام