EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 05 تیر 1398   Wednesday 26 June 2019

سرمقاله

بازی دوگانه ترامپ

جلال خوش‌چهره

محمدرضا ستاری
ما‌ه‌ها چالش و مذاکره بر سر تشکیل دولت ائتلافی در آلمان روز گذشته به حساس‌ترین نقطه خود رسید. طبق اطلاعات از پیش اعلام شده توسط سه حزب اصلی مذاکره کننده، قرار بود دیروز آنگلا مرکل رهبر حزب دموکرات مسیحی به همراه حزب سوسیال مسیحی، آخرین دور مذاکرات خود را با حزب سوسیال دموکرات برای رسیدن به توافق نهایی بر سر تشکیل کابینه ائتلافی انجام دهند.
بن‌بست سیاسی در آلمان زمانی کلید خورد که با پیروزی ضعیف حزب حاکم یعنی دموکرات مسیحی، آنگلا مرکل ناچار به تشکیل دولتی ائتلافی با رقیب اصلی خود یعنی حزب سوسیال دموکرات شد. در این انتخابات همچنین برای نخستین بار حزب راست‌گرای افراطی آلترناتیو برای آلمان توانست پس از جنگ جهانی دوم کرسی‌هایی را در پارلمان به دست آورده و زنگ خطر برای رشد و نفوذ بیش از پیش جریانات تندرو در آلمان و اروپا را به صدا در آورد. همین روند با طولانی شدن مذاکرات تشکیل دولت ائتلافی برای مرکل، دارای تبعات سیاسی سنگینی نیز بود. وی علاوه بر چالش با حزب سوسیال دموکرات بر سر مسائلی همچون، بهداشت و درمان، قوانین کار، اصلاح اتحادیه اروپا، همچنان بر سر موضوع مهاجران که گفته می‌شود هنوز لاینحل باقی مانده، درگیر است. به گفته منابع مطلع به جزء بحث مهاجرت، اکنون سایر مسائل با توافق ضمنی بر طرف شده و تنها این عامل که عاملی مهم برای سرنوشت اتحادیه اروپا نیز محسوب می‌شود، مذاکرات را وارد بن‌بست سیاسی کرده است.
دو راه مرکل در صورت شکست مذاکرات
در این میان علاوه بر کاهش محبوبیت مرکل در نظرسنجی‌ها، گفته می‌شود که اکنون در درون حزب او نیز نارضایتی‌هایی از عملکرد صدراعظم وجود دارد. هر چند تا لحظه تنظیم این گزارش هنوز اطلاع دقیقی از نتیجه این مذاکرات به دست نیامده است، اما به نتیجه رسیدن یا نرسیدن این مذاکرات می‌تواند پیامدهای مهمی را در داخل و خارج از آلمان با خود به همراه داشته باشد. در صورت شکست مذاکرات تشکیل دولت ائتلافی دو راه پیش روی مرکل قرار دارد. نخستین راه برگزاری انتخابات زودهنگام است که ریسک بسیار بالایی را برای حزب دموکرات مسیحی در پی خواهد داشت. راه دیگر نیز تشکیل دولت اقلیت خواهد بود که در این صورت مرکل و یارانش باید در انتظار روزهای سخت پارلمان در مواجهه با احزاب رقیب باشند.
مرکل؛ رهبر دوفاکتوی اروپا
اهمیت مرکل نه تنها برای آلمان بلکه در شرایط فعلی برای اتحادیه اروپا نیز حیاتی است. مرکل به عنوان سیاست‌مداری عملگرا یکی از پایه‌های اصلی قدرت اتحادیه اروپا محسوب شده و از این روست که از وی به عنوان رهبر دوفاکتوی اروپا نام برده می‌شود. مرکل توانسته در طول سه دوره صدارت اعظمی خود، علاوه بر رشد چمشگیر اقتصادی در آلمان، وزن سیاسی برلین را نیز در نظام جهانی تا میزان زیادی افزایش دهد. در خصوص اثرگذاری این قدرتمندترین زن جهان باید گفت که آلمان تنها کشوری بود که وقتی تمام جهان در سال 2008 غرق در بحران اقتصادی و پیامدهای سهمگین ناشی از آن بود، توانست بدون چالش خاصی از تبعات این بحران جهانی مصون بماند.
اکنون با توجه به شرایط پیش آمده مانند خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، تقویت و رشد جریان‌های افراط‌گرا در سراسر اروپا وهمچنین به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا، بحث همگرایی اروپا نیز به میزان زیادی به سرنوشت بحران سیاسی در آلمان گره خورده است. آغاز روند واگرایی در اتحادیه اروپا با خروج بریتانیا از این اتحادیه به نظر کارشناسان می‌تواند سرآغاز دومینوی جدایی سایر کشورها از اتحاد اروپایی باشد. اکنون نشانه‌هایی از این جریان را می‌توان به تهدید لهستان به خروج از اتحادیه مشاهده کرد.
از سوی دیگر ایستادگی قابل توجه مرکل در مورد مهاجران خاورمیانه که با بحران امنیتی و تروریسم در اروپا پیوند خورد، علاوه بر تحسین او به دلیل شجاعت اتخاذ چنین تصمیمی، باعث شده تا قدرت مانور احزاب راست‌گرا روی پافشاری بر این نکته افزایش یابد. علیرغم دور شدن خطر راست‌گرایی در فرانسه با پیروزی امانوئل ماکرون در بهار امسال، ما اکنون شاهد موفقیت حزب آلترناتیو در آلمان هستیم و نکته قابل تامل اینکه با قدرت‌گیری این احزاب در هلند و برخی دیگر از کشورهای اروپایی، اتریش نخستین کشوری بود که از طریق ائتلاف با حزب راست‌گرای خود، تشکیل کابینه داد. از سوی دیگر حضور ترامپ در آمریکا نیز به میزان زیادی به واگرایی‌ها در روابط فراآتلانتیکی میان اروپا و آمریکا دامن زده و شکاف بی‌سابقه‌ای را در این روابط ایجاد کرده است. اتحادیه اروپا به عنوان موفق‌ترین الگوی همگرایی منطقه‌ای، علاوه بر قدرت اقتصادی، به واسطه حضور پر رنگ آلمان و فرانسه کم کم به سمت ایفای نقش گسترده سیاسی نیز گام بر می‌دارد. یکی از مهمترین عوامل تشکیل این اتحادیه از منظر امنیتی، رسیدن به سازوکاری برای از سر گذراندن جنگ میان کشورهای اروپایی بر مبنای تجربه تلخ دو جنگ جهانی اول و دوم بود. به همین دلیل است که علاوه بر چالش‌های ذکر شده، اضافه شدن موج استقلال‌طلبی در اروپا از اسکاتلند تا کاتالونیا، تضعیف دولت مرکل در آلمان می‌تواند با دامن زدن به این موج واگرایی و جدایی میان دو ستون اصلی اتحادیه اروپا یعنی برلین و پاریس به چالش‌های امنیتی نه تنها برای اروپا بلکه برای کل نظام جهانی تبدیل شود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام