EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 03 شهریور 1398   Sunday 25 August 2019

سرمقاله

طرحی نو دراندازیم

جهانبخش محبی‏نیا

داستان نویسی سپیدسرایی نیست!
اسماعیل اصلانی-داستان کوتاه یکی از هنری ترین و فنی ترین گونه های ادبیات است که از قرن 19 به بعد مورد توجه زیادی قرار گرفته و تاکنون رشد قابل ملاحظه ای داشته است. این رشد از چند جهت قابل توجه است: این که نویسندگان بیشتری تمایل دارند در این غالب بنویسند، در حالی که در ابتدای قرن 19 و حتی تا خیلی بعد از آن (برداشت من این است که) اساساً داستان کوتاه فرع بر نویسندگی محسوب می شده و این واژه در ذهن همگان مترادف با رمان نویسی بوده است؛ دیگر اینکه امروزه تعداد خوانندگان داستان کوتاه هم به نسبت خیلی بیشتر شده است؛ و هم اینکه، از گذر سال ها نوشتن و تجربه کردن، تکنیک ها، فرم ها و تجربه های زبانی زیادی به عنوان گنجینه ای پربار برجای مانده است. با این وجود اما، نکاتی در خصوص داستان کوتاه هست که قابل ذکر است و توجه به آن برای نویسندگان خالی از لطف نیست. علت نگاشتن این نوشتار این بوده است که نگارنده مشاهده کرده است تعداد زیادی از نویسندگان جوان، با استعداد و صاحب ذوق و سلیقه دچار یک سوءتفاهم هستند: اینکه زبان داستان از زبان شعر سپید سَواست. ریشه این سوءتفاهم به نظر من خیلی چیزها می تواند باشد که البته موضوع بحث نیست. ما تنها برآنیم تا وجوه تمایزی را بین این دو نوع زبان متفاوت برشمریم.
- آن چیزی که باعث می شود کارهای داستانی یک نویسنده باعث ارتقای غنای زبان گردد و همچنین فرهنگ نوشتاری جامعه را بالاتر ببرد در واقع همان نثری است که نویسنده آن را با ممارست به اوجی هنری می رساند و چونان آبگینه ای به جامعه هدیه می کند. هر چند که زبانِ نثری (زبانی که قرار نیست رنگ و بویِ شعری به خود گیرد) و نوع نگاه نویسنده به فرم، کلمات و چگونگیِ به خدمت گیری آنها، توصیف ها، تشبیه ها، کنایه ها و ایهام هایی که در ساختار ظاهری به وجود می آیند پلی قوی بین مخاطب و مفهوم باطنی اثر به وجود می آورند، اما صرفاً گذرگاهی برای رسیدن به محتوای اثر نیست. خود زبان داستان یک اثر است که به جای می ماند. چرا نوشتن ما در قرن حاضر شبیه نثر سعدی و بیهقی است؟
- هر چند که برای نویسنده صاحب فکر، زبان گنگ، گاهی، در خلـق اثری دارای محتوا می تواند بر زیبایی اثر بیفزاید، اما نویسنده ای که در مفهوم و محتوا دستانش از هر چیز خالی است با تاکید بیش از حد بر فرم و زبان و خلق اثری گنگ و معماگونه و با درگیر کردن خواننده در کشف جزئیات عامداً پنهان شده، در واقع از زیر بار بی محتوایی فرار کرده و خواننده را پی نخود سیاه می فرستد. چونان فردی بی بهره از جذابیت های ظاهری و نیز درونی و خلقی که با حجابی گسترده و نمایان کردن صرفاً چهره ای بزک کرده سعی در ایجاد جذابیت دارد. این جذابیت تا کی کارایی دارد؟ از قدیم گفته اند: «پری رو تاب مستوری ندارد.«
-گاهی بعضی نویسندگان، داستان کوتاه را تا حد یک شعر سپید پیش می برند، طوری که خواننده فکر می کند شعری سپید را می خواند که به صورت خطی و احیاناً برای صرفه جویی در کاغذ پشت سر هم نوشته شده است. داستان اساساً از مقوله شعر جداست. نگاه داستان به موضوعات با نگاه شعر سپید تفاوت های زیادی دارد. اثر داستانی موفق باید عناصر داستان را دارا باشد، یعنی:
-1زبان مخصوص داستان: اصطلاحات عامیانه و زبان کوچه و ...
2- ارکان ایجاد صمیمیت: فضا سازی، شخصیت پردازی و ...
3- ماجرای داستانی: قصه ای دارید که به کمک عناصر داستانی لباسی هنری بر تن وی می کنید!
4- داستان تصویری از زندگی مردم جامعه است و هر چه از آن فاصله بگیرد به همان اندازه به فاجعه ای ذهنی بدل می شود که برای سرگرم گردن جمعیتی منفعل به کار می آید که از مخاطرات زندگی فرار کرده و به چیزهایی پناه آورده اند که تخیل شان را ارضا کنند!! داستان (چه کوتاه، چه رمان و چه هر نوعی از ادبیات داستانی) تلاش یک نویسنده برای خلق یک روایت از زندگی با لباسی هنری است که در نهایت به یک سهل ممتنع بدل می شود که هم باورپذیری و هم منطق بالایی دارد و هم تخیل قوی و زبان شیوا و مسحور کننده را دارا می باشد. این همه، خواننده را به سفری می برد که گویی زندگی جدیدی را تجربه می کند که در دنیای واقعی نمی تواند!! چشم زمینی نمی بیند و جسم زمینی به خاطر محدویتی به نام مرگ نمی تواند چندین بار زندگی در چندین دوره و در کالبدهای مختلف را تجربه کند.
پی نوشت
*نگارش این مطلب صرفاً جهت انعکاس دیدگاه نگارنده است و به هیچ عنوان به معنای آموزش و یا انتقال «استانداردهای حتمی و جزمی و درست» در زمینه ی داستان نویسی نیست. هر چند که فکر نمی کنم داستان نویسی با استاندارد تراشی میانه ای داشته باشد. چرا که مقوله ای هنری محسوب می شود و زمینه ای برای بروز و ظهور خلاقیت های نسل ها و جوامع بشری متنوع است. از این جهت است که برای همه ی ما، خواندن هر اثر داستانی یک تجربه ی جدید از درک دنیای اطراف و آدم هایی است که از لحاظ زمانی و مکانی از ما دورند!
*هیچ مثالی در این متن گنجانده نشده: از این جهت که معتقدم موضوع به اندازه ی کافی روشن است، و اینکه بیم آن می رفت که این مثال ها افراد را دچار سوءتفاهم های متعاقب آن نماید. همچنین اینکه خود مثال آوردن نوعی قضاوت سلیقه ای است! و ذهن خواننده را متوجه یک برداشت و سلیقه ی خاص می نماید. تمام حرف این مقاله در یک نکته خلاصه می شود: زبان داستان از زبان شعرسپد دوتاست! و از این زاویه البته هر کس سلیقه و دیدگاه خودش را دارد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام