EBTEKAR NEWSPAPER
جمعه, 22 آذر 1398   Friday 13 December 2019

سرمقاله

یک فاجعه با طرح «ما» و «آن‌ها»

علیرضا صدقی

قسمت سوم این انیمیشن پر طرفدار به صدر گیشه سینمای جهان رسیده است
سیدحسین رسولی
این روزها انیمیشن «هتل ترانسیلوانیا ۳: تعطیلات تابستانی» به نویسندگی «مایکل مکالرز» و کارگردانی «گندی تارتاکوفسکی» در صدر گیشه سینمای جهان ایستاده است.
با این حال این انیمیشن اکران خود را از ۱۳ ژوئیه (جمعه ۲۲ تیر) شروع کرده و تاکنون بیش از ۱۰۳ میلیون دلار فروخته است؛ البته زمان فراوانی مانده است تا به انیمیشن «شگفت انگیزان۲» با ۵۳۸ میلیون دلار فروش برسد. با این وجود تولید انیمیشن‌های دنباله‌دار یکی از کارهای پر سود کمپانی‌های هالیوودی شده است. جالب است بدانید که سومین قسمت از مجموعه انیمیشن‌های «هتل ترانسیلوانیا» توانسته دو فیلم قدرتمند و پر خرج به نام‌های «مرد مورچه‌ای و زنبورک» از تولیدات کمپانی «مارول» و «آسمان‌خراش» به کارگردانی «راوسون مارشال تربر» و بازی «دواین جانسون» مشهور به «راک» را پشت سر بگذارد و رتبه یک برترین فیلم آخرین هفته باکس آفیس جهانی را نصیب خود کند.
اولین قسمت از مجموعه انیمیشن‌های «هتل ترانسیلوانیا» (۲۰۱۲) که داستان یک کنت دراکولا است با بودجه‌ای ۸۵ میلیون دلاری توانست ۳۵۸ میلیون دلار در سینماهای جهان بفروشد. این انیمیشن سه‌بعدی توسط «سونی پیکچرز انیمیشن» تهیه شده و «کلمبیا پیکچرز» هم توزیع‌کننده آن است. از صداپیشگان این انیمیشن هم می‌توان به «آدام سندلر»، «سلنا گومز» و «اندی سمبرگ» اشاره کرد که همگی در قسمت سوم هم حاضر هستند. آنها دستمزدهای هنگفتی هم دریافت کرده‌اند.
دنباله این انیمیشن «هتل ترانسیلوانیا ۲» نام دارد که به حوادث هفت سال پس از نسخه اول می‌پردازد و در سپتامبر ۲۰۱۵ اکران شد. این انیمیشن‌ها را به نوعی در ژانر‌ کمدی، فانتزی و خانوادگی می‌دانند که می‌تواند تمام اعضای خانواده را سرگرم کند و درآمد سرشاری هم نصیب کمپانی‌ها کند. قسمت دوم با بودجه‌ای ۸۰ میلیون دلاری توانست بیش از ۴۸۰ میلیون دلار در گیشه جهانی فروش داشته باشد. نکته جالب توجه بودجه ۶۵ میلیون دلاری قسمت سوم این مجموعه جذاب است که به احتمال فراوان به فروشی بالای ۵۰۰ میلیون دلار هم دست خواهد یافت. به همین مناسبت بخشی از گفت‌وگوی «استیو فراستی وینترابی» از سایت سینمایی «کولایدر» با گندی تارتاکوفسکی را ترجمه کرده‌ایم.
صادقانه بگویید که کار کردن با «مل بروکس» (یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان، کارگردانان و بازیگران ژانر کمدی) دلیل کلی ساخت قسمت سوم «هتل ترانسیلوانیا» بود؟
همیشه صادق هستم. بله. کار کردن با مل بروکس. ببینید، این قضیه یعنی اینکه او منبع الهام من در کمدی است. با فیلم‌های او بزرگ شده‌ام. همه آنها را تجزیه و تحلیل کرده‌ام. بزرگ‌ترین دست‌آورد جهان کار کردن با مل بروکس است.
آیا کارگزاران سینمایی نقشی در آوردن مل بروکس داشتند یا خودتان مستقیما او را وارد فیلم کردید؟
داشتم فکر می‌کردم که به یک باره فهمیدم شخصیت «آدام سندلر» باید پدری داشته باشد ... فکر کردم اگر آدام دسترسی داشته باشد به کارگزار بروکس ... نه، اصلا فکر کردم ما باید به کارگزار مل بروکس دسترسی داشته باشیم. به نظر می‌رسید که او هم علاقه‌مند است. بعد هم خودش آمد و با هم حرف زدیم. پس از این بود که بروکس در فیلم حاضر بود.
جلسه پنج ساعت طول کشید زیرا ...
درست است. او در سن ۹۲ سالگی فوق‌العاده جذاب است. او کاملا مثل یک انیماتور است. او هنوز تمام داستا‌‌هایش را می‌گوید. این ماجرا عالیست.
خب، قسمت اول «هتل ترانسیلوانیا» موفق بود. قسمت دومش هم که موفق‌تر از آب درآمد. آیا کمی غافلگیر شدید که یک «فرنچایز» (آثاری سینمایی موفقی که دنباله‌دار هستند) را رشد می‌دهید؟
بله. منظورم این است که رشد و پروش «هتل ترانسیلوانیا» تبدیل به یک مجموعه جهانی و خیلی بزرگ‌تر شد. اینجا، در آمریکا، قطعا چیز بزرگ‌تری هم شده است. فکر می‌کنم، چطور بگویم ... سودی در حدود ۲۰ میلیون دلار بیشتر یا چیزی در همین حدودها را کسب کرد. پس هنوز عطش کار کردنش وجود داشت. البته خودم هم فکر می‌کردم که همه چیز این انیمیشن هنوز ۱۰۰ درصد نشده است. فکر می‌کردم هنوز آن چیزی که باید دستگیرمان بشود، نشده است. انیمیشن‌مان چیزی جهانی شد، آیا غافلگیر شدم؟ خب، از طریق همین چیزها کار می‌کنم. ساخت فیلم خیلی سخت است. فراز و نشیب فراوانی در حین کار وجود دارد که به آنها فکر نمی‌کنید ... هیچ وقت شما به یک فیلم بزرگ فکر نمی‌کنید.
قطعا.
همیشه به فیلم بزرگی فکر نمی‌کنید و ناگهان می‌بینید که فیلم بزرگی ساخته‌اید. تمام‌اش انجام شده است. حالا آیا مردم تمام این مجموعه فیلم را می‌خواهند؟ یا اینکه بالکل از میدان به در می‌شود؟ مثل چه چیزی می‌شود؟ شما شروع می‌کنید که از این انیمیشن واقعیت را درک کنید. حتی اگر مخاطب‌های آزمایشی داشته باشید و برای آنها نمایش بدهید که چه چیزی ساخته‌اید باز هم نمایش فیلم در زمانی که مردم برایش پول می‌دهند و آن را تماشا می‌کنند، فرق می‌کند.
البته.
گوش بدهید که چه می‌گویم. این موضوع یک چیز پویای جذاب است. یادم می‌آید زمانی که قسمت اول را ساختیم، واکنش‌های خیلی خوبی از مخاطب‌های آزمایشی گرفتیم و آنها به تمام موضوعات اصلی می‌خندیدند. زمانی که فیلم نمایش داده شد در هفته اول افتتاحیه فیلم به سینما رفتم و آن را در کنار مردمی که برایش پول داده بودند، تماشا کردم. آنها به چیزهای دیگری می‌خندیدند. اصلا نمی‌توانم این تفاوت‌‌ها را ارزیابی کنم ولی تغییراتی وجود دارد.
دوست دارم که در روند تماشاگران آزمایشی قرار بگیریم ولی قسمت دوم فیلم شما چیز خیلی بزرگ‌تری از آب درآمد و کمپانی سونی هم یک همچین چیزی از شما می‌خواست. آیا شما چنین ایده‌ای را داشتید؟ یا این ایده را گرفتید؟
باید به یاد داشته باشید که قسمت دوم در زمان به هم ریختن سونی تمام شد.
بله.
ما باید این جلسات دیوانه‌کننده با مردم را برگزار می‌کردیم. نامه‌های فراوانی هم از سوی مردم می‌آمد و در میانه ساخت پروژه بودیم. خب، با همه آن چیزها سرو کار ‌داشتیم. وقتی کسی بخواهد از پروژه برود دیگر نمی‌دانید چه می‌شود. نمی‌توانید پیش‌بینی کنید که چه اتفاقی می‌افتد. در ضمن، تلاش می‌کردیم فیلم را هم به سرانجام برسانیم. آن زمان خیلی شلوغ و پلوغ شد. خیلی‌ها اخراج و افراد دیگری جایگزین آنها شدند. آن وقت‌ها «تام روتمن» و «کریستین بلسون» آمدند. هر کسی که مشغول کار روی فیلم بود، رفت، و افراد دیگری آمدند. اینجوری بود که فیلم‌مان تمام شد. خدا را شکر. پس از این اتفاق چه چیزی داریم؟ یک تجربه دشوار. بعدش، من هم مثل بقیه شدم. به خودم گفتم: «فقط می‌روم. کار آسانی هم خواهد بود. دوباره فیلم را تحت این شرایط نمی‌سازم.»
فکر کنم زمانی که به استودیو گفتید: «فکر می‌کنم یک ایده‌ای دارم.» آنها خیلی خوشحال شدند.
بله. خیلی خوشحال شدند ولی منظورم این است که آنها در مسیر کار متفاوتی بودند.
اوه، آنها بدون توجه به فیلم در حال تغییرات بودند؟
اوه، بله.
آیا در روندی که مخاطبان آزمایشی می‌آیند و فیلم را می‌بینند، تغییراتی ایجاد می‌کنید؟
بله این کار را می‌کنیم. مشکل اینجاست که یک رابطه عشق و نفرت بین من و تماشاگران آزماشی وجود دارد. به خاطر اینکه دوست دارم فیلم را تنها با یک تماشاگر ببینم. در حال حاضر، این تماشاگران را در زمان «استوری برد» آزمایش می‌کنیم.
اوه، خیلی سخت است.
بله. باید انتظار چیزهای خاصی را داشته باشید و برای قسمت سوم، بدترین تجربه در همان آغاز اتفاق افتاد. به خاطر اینکه ما استوری بردمان ۱۰۰ درصد کامل و همه چیز درست بود و این بدین معنی است که مخاطب انیمیشن را کامل دیده‌ است.
بله.
ولی ما تعداد خیلی زیادی شوخی فیزیکی داریم.
نگاه خاصی به این نوع انیمیشن هم لازم است.
بله.
و باید خیلی چیزها را اضافه کنید.
بله. وقتی شما رنگ‌ها را بیرون بکشید، زنده‌شدن کاراکترها را بیرون بکشید، حس‌های بزرگ را بیرون بکشید، افکت‌ها را نداشته باشید، منظره‌ها را هم بیرون بکشید، انیمیشن شما دو بعدی می‌شود. فکر می‌کنم در حدود ۷۰ درصد از چیزهای سرگرم‌کننده هم حذف می‌شود. حالا تمام جوک‌ها یک چیز معمولی می‌شود؛ برای اینکه آنها فیزیکی هستند. به خاطر اینکه شما به پویانمایی احتیاج دارید. پس نمایش آزمایشی ما وحشتناک بود.
استودیو به من گفت: «خب، باید چه کار کنیم؟ انیمیشن خوب نمی‌شود!» من هم رفتم. نکته اصلی را یادشان رفته بود. یک انیمیشن تا وقتی تمام نشود چیز خوبی نخواهد بود.
منبع: کولایدر


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام