EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 21 آذر 1397   Wednesday 12 December 2018

سرمقاله

زمان پرسش از مخالفان

جلال خوش چهره

کیمیا نجفی
نقاشی تنها دیده نمی‌شود، بلکه ذهن را به چالش می‌کشاند مخصوصا زمانی که هنر با دانش دیگری تلفیق شود، آن زمان است که یک اثر رمز و راز بیشتری پیدا می‌کند و گاهی با به کار بردن یک تکنیک تمام این رمز و راز‌ها روشن می‌شود.
روانشناسی و روانکاوی موضوعی است که از دیرباز مورد توجه قرار گرفته است. گاهی در شرایط مختلف با آزمون‌های روانشناسی شخصیت، اعتماد به نفس و ... را مورد سنجش قرار می‌دهیم در این میان وقتی پای هنر و نقاشی هم به موضوع باز می‌شود مسئله رنگ دیگری به خود می‌گیرد. نیلوفر کفایتی، هنرمندی است که به سراغ یکی از آزمون‌های بصری روانکاوی رفته و هنرش را با آزمون رورشاخ تلفیق کرده است. «رورشاخ» آزمونی فرافکن، متشکل از لکه‌های متقارن جوهر است که هدف از آن، سنجش شخصیت با تاکید بر شیوه‌ ناخودآگاه فرد در پاسخ دادن به این آزمون است. کفایتی با خلق آثاری توسط ذهن هوشیارش تلاش کرده تا ناخودآگاهش را بیشتر بشناسد.
چگونه به عرصه هنر وارد شدید؟
من در رشته مامایی تحصیل کردم و کارشناس مامایی هستم اما همیشه به هنر علاقه داشته‌ام. چند سال پیش شروع به یادگیری هنر کردم. از نقاشی و طراحی شروع کردم، اما به دلیل علاقه به هنرهای دیگر، به یادگیری سفالگری، کلاژ، سوزن‌دوزی، مجسمه‌سازی و ... روی آوردم. اولین سری از کارهایم به چهارمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر راه پیدا کرد و در موزه‌ امام علی هم به نمایش گذاشته شد. در واقع هنر در هر رشته و زمینه‌ای با هنرهای دیگر ارتباط دارد و می‌توان در هر رشته‌ هنری از شاخه‌ای دیگر کمک گرفت. المان خط در نقاشی برایم بسیار جذاب بود بعد از مدتی وارد آموزش فرم‌های مدرن خط شدم. در زمان آموزش و تمرین خوشنویسی به کار با مرکب علاقه‌مند شدم و فرم‌ها و تصاویر مختلفی را ایجاد کردم. همان هنگام چون به روانشناسی و مطالعه‌ کتاب‌های روانشناسی علاقه ‌زیادی داشتم، زمان کار با مرکب به یاد آزمون «رورشاخ» افتادم.
کمی درباره آزمون «رورشاخ» توضیح بدهید
یک سایکولوژیست به نام دکتر رورشاخ، با ایجاد لکه‌های متقارن و نمایش این لکه‌ها به مراجعان خود، از آن‌ها می‌خواست که هر چیزی را که می‌بینند، بگویند و با توجه به اینکه آن‌ها موجودات، اشیا، فضاها و مکان‌هایی را در لکه‌ها شناسایی می‌کردند، رورشاخ می‌توانست با استفاده از این شناسایی در جهت سنجش و ارزیابی ساختار شخصیتی فرد گام بردارد. روش او اینگونه بود که آزمون‌گیرنده و آزمون‌دهنده کنار یکدیگر نشسته و آزمون‌گیرنده تصاویر را به آزمون‌دهنده نشان می‌داد و از او خواسته می‌شد هر چه به ذهنش می‌رسد درباره آن تصویر بگوید. در این مدت، تمام رفتارها و حرکات آزمون‌دهنده زیر نظر گرفته شده و یادداشت می‌شد. البته نکته بسیار مهم این آزمون روش امتیازدهی مخصوص به هر آزمون‌دهنده است.
این ایده از کجا آمد و چه شد به این نتیجه رسیدید که از این آزمون استفاده کنید؟
موضوع آزمون «رورشاخ» برای من بسیار جذاب بود، چون تاکید بر ضمیر ناخودآگاه فرد دارد. در این آزمون ضمیر ناهوشیار توسط محرک‌های محیطی مختلف درک می‌شود. ادراک حسی افراد با یکدیگر متفاوت است، چون واکنش هر فرد نسبت به محیط فرق دارد و این باعث می‌شود که افراد تصاویر متفاوتی را در لکه‌ها ببینند. وقتی که کار با مرکب را شروع کردم این ایده برای من شکل گرفت که با استفاده از آزمون «رورشاخ»، تصاویر و فرم‌هایی را که می‌بینم برجسته کنم و به مخاطبانم نشان دهم و با المان‌هایی که از هنر می‌شناسم این تصاویر را بازپروری کنم. لکه‌ها را کمی هوشیارانه ایجاد ‌کردم و بعد با چرخش و کمی تغییر در این لکه‌ها، تصاویری اعم از موجود خیالی، فضاها و مکان‌هایی را که در ضمیر ناخودآگاهم ثبت شده بود، دیدم.
از علاقه‌مند شدن به این آزمون تا برگزاری نمایشگاه چقدر فاصله افتاد؟
وقتی که نقاشی بر اساس این آزمون روانشناسی را شروع کردم، آنقدر برایم جذاب بود که نمی‌توانستم کار را متوقف کنم. در طی دو سال حدود 150 اثر خلق کردم که 76 عدد از آن‌ها را انتخاب شد تا در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شود.
استقبال بازدیدکنندگان از نمایشگاه چگونه بود؟
این نمایشگاه برای بازدیدکنندگان هم بسیار جذاب بود، چون دوست داشتند که ببیند روانشناسی در حوزه نقاشی چه می‌کند. از نظر من روانشناسی در هنر نقش مهمی دارد، بسیاری از نقاشان در خلق آثارشان تصاویری را می‌کشند که از ضمیر هوشیارشان نشات گرفته شده باشد. اما گاهی هم هنرمندان بدون آنکه بدانند از ضمیر ناهوشیارشان استفاده می‌کنند.
آیا کسانی بوده‌اند که نمونه‌ مشابه این کار را چه در ایران و چه در خارج از کشور انجام داده باشند؟
من تا به حال نشنیده‌ام، شخصا هم ندیده‌ام که کسی از این آزمون ایده گرفته باشد و مشابه این کار را انجام داده باشد. جالب است که رورشاخ آزمون‌های روانشناسی خود را از «دکتر کرنر» الهام گرفته است. جاستینوس کرنر، کتابی از سروده‌هایش را چاپ می‌کند که این سروده‌ها از لکه‌های مرکب تصادفی الهام گرفته شده بود. من هم از آزمون‌های «رورشاخ» برای هنرم ایده گرفته‌ام.
از نگاه شما آیا می‌توانیم به استفاده از روانشناسی در نقاشی به عنوان یک سبک نگاه کنیم؟ آیا همچنان از این روش برای خلق آثارتان استفاده خواهید کرد؟
بله حتما! این کار برای من بسیار جذاب است و هرچه بیشتر وارد این سبک می‌شوم زیبایی بیشتری را می‌بینم. این تصاویر برای من انتهایی ندارند. به احتمال زیاد نمایشگاه بعدی را هم در همین راستا برگزار می‌کنم. من به هنر دوستان پیشنهاد می‌دهم که بیایند و این آثار را ببینند و خودشان و ضمیر ناخودآگاه‌شان را به چالش بکشند، من در آن لکه‌ها چیزی را دیدم اما شاید آن‌ها چیز دیگری ببینند. مخاطبان با تماشای چنین آثاری شاید بتوانند خودشان را بیشتر بشناسند.
نمایشگاه این هنرمند با عنوان «من و رورشاخ» تا 24 مردادماه در گالری نگاه برپاست. این گالری در خیابان مطهری، خیابان جم (فجر)، خیابان غفاری، شماره 644 واقع شده است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام