سرمقاله

لبنان پس از انفجار

جلال خوش‫چهره

درس نگرفتن از تجربه‌های خیلی دور از سوی انسان و جامعه ها از گذشته خویش و دیگران البته دلسردکننده و عبرت نگرفتن از تجربه های بسیار نزدیک البته بسیار ناامید کننده است. شوربختانه بخشی از جامعه ایران شامل دولتمردان امروز و منتقدان دولت دوازدهم از تجربه آخرین سال های دولت محمود احمدی‌نژاد درس نگرفته اند و این برای ایرانیان تلخ و غم انگیز است. این درس نیاموزی از تجربه مربوط به انبار ستیزی پس از دلار ستیزی در اوایل دهه 1390 است. دولت و سایر نهادهای اداره کننده جامعه ایران با درس نیاموختن از تجربه سال های 1390 تا 1392 بازهم در کمال ناباوری به نرخ تبدیل دلار به ریال دستور دادند در یک عددی که آنها می خواهند میخکوب شود. این خواسته غیرمنطقی بود و شهروندان و بازار آن را نپذیرفتند و نرخ ها دربازار روندی فزآینده را به زیان پول ایران را سپری کردند. بعد از آن منتقدان دولت دوازدهم و حتی بخش هایی از دولت ترجیح دادند به جای قبول کردن واقعیت و آزادسازی نسبی دلار به ریال برای کنترل بازار کالاها که به هر ترتیب در تحول نسبی با نرخ دلار قرار گرفتند از سمت عرضه کار را دنیال کردند. استدلال این است که شماری از دارندگان کالا با نیت کسب سودهای بالاتر کالاهای خود را در انبارها دپو می‌کنند و از عرضه آن به بازار امتناع می کنند پس باید با انبار ستیزی آنها را سرکوب کرد. این استدلال نادرست راه را برای تهییج انبار ستیزان صاف کرده و حالا این روزها همزمان با دلار ستیزی در حرف و شعار و عمل شاهد انبار ستیزی هستیم.
این انبار ستیزی افراطی و بدون تعریف قطعی از احتکار و سپردن کار به دست شماری تکنوکرات و مدیر میانی راه را برای احتمال وقوع فسادهای تازه باز می کند. به این معنی که آنها در در هرکوی و برزن دنبال ذخیره احتیاطی کالاهای عرضه کنندگان می روند. این اتفاق ضمن مخدوش کردن دوغ و دوشاب‌، هر انباری که در آن کالایی وجود دارد را با همان احتکار فرض می کنند و لابد باید مصادره شود یا در اسرع وقت به حراج گذاشته شود که خلاف اصل صیانت از مالکیت به حساب می آید. انبار ستیزی افراطی با هر هدفی که باشد به ویژه اگر بر پایه اصول و آموزه های اقتصادی و اخلاق سیاسی نباشد و هدف از آن تضعیف دولت تلقی شود به بی اعتمادی گسترده تر منجر می شود. شهروندان امروز ایران با آگاهی کامل از رخدادها و شرایط می دانند که انبارداری بخشی از زنجیره تجارت کالا است و عرضه کنندگان باید با توجه به نیاز بازار سهمی از کالاهای خود را در انبار نگهداری کنند تا بازار از توازن و تعادل خارج نشود‌. مگر می شود تجارت کرد و انبار نداشت. در این فضای هیجانی و تعریف نشده، ‌ای بسا به امید تنظیم بازار درکوتاه مدت با نیت حمایت از مصرف کننده و شکار مثلا محتکران کاری انجام شود که با عرضه همه کالاها در یک زمان کوتاه و سقوط قیمت های عرضه‌‌، راه برای خروج بازرگانان اصیل از بازار و کمیاب شدن کالا در دوره بلند مدت را فراهم شود. هتک حرمت و احترام بازرگانان قدیمی و اصیل و دارای کارنامه درخشان در تنظیم بازار و رفع نیازهای جامعه به کالا ایجاد هراس در دل بازرگانان درستکار و مخدوش کردن ‌مقوله مالکیت از پیامدهای جبران ناپذیر انبار ستیزی عامدانه است. بدیهی است در این بازار بزرگ باید تعریف قابل قبول و بر پایه کارشناسی و درس آموزی از تجربه ها در باره احتکار و تفاوت آن با انبارداری صورت پذیرد تا حیثیت و مال شهروندان بر اساس گمانه زنی نادرست با آسیب مواجه نشود. انبار ستیزی در ایران تجربه دارد و انبار ستیزانی که تنها هدف‌شان ایجاد نارضایتی ‌از دولت و استفاده از مزیت های‌ پوپولیسم سیاسی است باید به شهروندان آگاه توضیح دهند چرا از همان سوراخی که پیش از این گزیده شدند و نتیجه ای از انبار ستیزی بی پشتوانه نگرفتند باردیگر از همان سوراخ می خواهند گزیده شوند. این نوشته قصد ندارد کسانی را که برخلاف انصاف و عرف تجارت عمل کرده و با آگاهی از درد و رنج مردم به رفتاری ناشایست دست می زنند را تبرئه کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام