EBTEKAR NEWSPAPER
سه شنبه, 20 آذر 1397   Tuesday 11 December 2018

سرمقاله

بهانه‌های فرار از توسعه

علیرضا صدقی

سریا داودی حموله
موسیقی، به عنوان بهترین سفیر در جهان است. آن چنان که برای شناساندن چهره فرهنگی اقوام به دنیا کافی به نظر می‌رسد. این هنر متعالی بر اساس ویژگی‌های اقلیمی، زبانی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شکل می‌گیرد و بیشترین‌ پیوند را با زندگی دارد. حس‌های نوستالژیک را بیدار می‌کند و در سینه مردمانی جاری است که به جهان و هستی عشق می‌ورزند و حس‌های گمشده خویش را در آواـ‌نواهای آن جست‌وجو می‌کنند.
اقلیم زاگرس از جغرافیای فرهنگی متنوعی برخوردار است. در این جغرافیا نغمه‌های شادی و ناشادی بسیاری وجود دارد و به واسطه همجواری و حضور پررنگ فرهنگ‌های مختلف اقوام و طوایف، تنوع و کثرت در ملودی‌‌ها به چشم می‌خورد، به طوری که هر ناحیه، آوازی ویژه دارد که البته از محبوبیت بیشتری هم برخوردار است.
در ریشه‌دار بودن شعرـ‌موسیقی اقوام زاگرس هیچ شکی نیست. کارکردهای آن‌ها از تولد تا مرگ جریان دارد. آن چنان که با موسیقی می‌توان از رازهای هستی آگاهی یافت.
موسیقی فولکلوریک به عناصر و المان‌های محیطی وابسته است و از ابیات شفاهی گرفته می‌شود. اصالت و قدمت آن حکایت از وجود ادبیات غنی دارد. اهمیت این نغمه‌ـ‌آواها در مضمون ابیات نهفته است. همچنین به واسطه مضمون‌های بسیار، این موسیقی سبک‌های متنوعی دارد اما نباید این نکته را فراموش کرد که این نغمه‌ـ‌آواهای هویت‌مند، وابسته به جغرافیای زیستی هستند.
در این میان نباید از تاثیر متقابل دو هنر شعر و موسیقی غافل ماند. با توجه به مضامین ابیات، فرم، آوا و نوا در موسیقی نواحی متنوع است. گاهی در نامگذاری آوازهای مقامی، موسیقی بر شعر متکی است اما گاهی فرم تقسیم‌بندی به نوع مضامین ابیات بستگی دارد.
همزیستی شعر ـ موسیقی نوعی بازکاوی برای فرهنگ موسیقی فولکلوریک است. علاوه بر محتوای ابیات، موسیقی فولکلوریک با شرایط جغرافیایی و نحوه زیست‌بوم پیوندی ناگسستنی دارد. به همین سبب، شنونده از طریق ابیات شفاهی بیشتر مجذوب موسیقی می‌شود. وقتی شعر و موسیقی با هم پیوند می‌خورند متعالی‌ترین شکل هنر یعنی موسیقی متولد خواهد شد.
موسیقی در طبیعت زاگرس، گاه ریتم و ضرب‌آهنگ‌هایی شبیه به هم دارد که برگرفته از طبیعت و محیط پیرامون است، آن چنان که بسیاری از ملودی‌ها در بطن زندگی جریان دارند. موسیقی در وجود طبیعت به ودیعت نهاده شده است، تاثیر طبیعت در موسیقی اقلیمی از خصوصیات بارز آن به شمار می‌رود. موجودات و پدیده‌های طبیعت، سنگ و صخره، دشت و دمن، چشمه‌زارها و رودها، تاریخ و جغرافیا به واسطه آوا- نواهای سازی و آوازی، حیات دوباره می‌گیرند.
به طور معمول اقلیم‌های مجاور بر فرهنگ‌های همدیگر اثر می‌گذارند و بر آوا‌ـ‌نواهای یکدیگر نیز تاثیر متقابل دارند. از دیرباز نوای همبستگی و آوای پیوستگی در تار و پود نغمه‌‌ـ‌آواها تنیده شده است. در همین راستا، برخی عناصر محیطی از مشخصات فرهنگی یکسان برخوردار هستند اما بیشتر مقام‌های آوازی در گذشته‌های دور شکل گرفته و نشان از هزاران سال عبور تاریخی دارند.
به یقین خصوصیات مشترک محیطی سبب پیوند بین موسیقی اقلیمی و سنتی می‌شوند. اکثر آواـ‌نواها از نظر فرم و ساختار با ردیف سنتی موسیقی ارتباط نزدیکی دارند. بازنوازی آوازهای مقامی در کنار موسیقی ملی همیشه مطرح بوده است که در زمینه‌های تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قابل پژوهش هستند.
موسیقی اقلیمی، پاسخگوی نیازهای فردی و اجتماعی است. این نوع از موسیقی از بطن زندگی جدا نبوده و از اساسی‌ترین پایگاه‌های شناخت تاریخ فرهنگی است که از طریق آن می‌توان به روحیات و زندگی مردمان اقلیمی پی برد.
اقلیم و جغرافیا بر عناصر فرهنگی از جمله موسیقی بومی اثر می‌گذارد. این نوع موسیقی وامدار نسل‌های پیشین است و ریشه‌ در المان و عناصر اقلیمی دارد. اصوات این نوع موسیقی، شنونده آگاه و جان شیفته را به حس‌های نوستالژیک نزدیک می‌کند.
اما کشاورزان و دامداران نغمه‌ـ‌آواهای منحصر به خود را دارند که به واسطه سازهای فولکلوریک، ماندگار شده‌اند. نواختن این نواها، بافت کهن آنها را آشکار می‌کند. این آواهای شادی و ناشادی، شناسنامه اقوام هستند و حوادث اجتماعی و طبیعت در تغییر روند آنها موثرند. این آواها از نظر فرم و ساختار و همچنین مضمون و محتوا جایگاه خاصی در موسیقی نواحی دارند؛ هم‌چنان که بین حماسه‌خوانی (تاریخ حماسی) و سوگ‌خوانی (غم‌ناله) تفاوت هست. حماسه‌خوانی ناشی از یک واقعیت تاریخی و حاوی مفهوم جامعه‌شناختی است که بر اثر اتفاق‌های ناخوشایند رخ داده و مقام سوگینه‌خوانی به واسطه‌ باز‌نمایی حس‌های نوستالژیک، آمال و آرزو، درد و غم ناشی از مرگ درگذشتگان است.
اغلب نغمه‌های آوازی حماسی در حوزه موسیقی نواحی، تحت شرایط تاریخی ظهور یافته‌اند. مقام‌های آوازی حماسی، شرح مبارزه، شجاعت و دلاوری است که بیشتر در دستگاه شور اجرا می‌شوند. آوازهای عاشقانه داینی، شلیل، بلال و آوازهای مقامی صیادی و برزگری هر کدام آهنگ موسیقیایی مخصوص به خود را دارند و در دستگاه شور، همایون و در مایه‌های دشتی، افشاری و اصفهان، سه‌گاه و چهارگاه قابل اجرا هستند.
از میان هفت دستگاه موسیقی کلاسیک، دستگاه شور، مادر آوازهای مقامی است که بیشتر ملودی‌های اقلیمی در آن می‌گنجد. در این راستا، دستگاه شور با موسیقی اقلیمی همخوانی داشته و نغمه و مقام‌هایش ریشه تاریخی، فرهنگی و مردم شناختی دارند که وحدت فرهنگی ایجاد می‌کنند.
مردمان صریح لهجه زاگرس، در سرزمین وسیعی از ایران پراکنده‌اند که در عرصه موسیقی آوازی از غنی‌ترین مناطق موسیقی‌خیز به شمار می‌روند. در این راستا موسیقی نواحی از طریق آیین خنیاگران قابل پیگیری است. خلاقیت نوازندگان اقلیمی بر تصنیف‌های آوازی، بازنمود بارزی دارد، آن‏چنان که خوانندگان خلاق، نخستین گوشه‌ها و مقام‌های موسیقی نواحی را از دم و بازدم نوازنده‌ها آموخته‌اند. از این رهگذر علی‌اکبر شکارچی (که با آلبوم «کوهسار» در سال 1365 کاری ماندگار در موسیقی فولکلوریک ارائه داد) و بهمن علاءالدین (مشهور به مسعود بختیاری که ظهورش در بازخوانی ادبیات فولکلوریک یک انقلاب هنری محسوب می‌شود) به خنیاگران موسیقی و نوای سازهای اقلیمی اقبال بسیاری نشان دادند و بالاترین منزلت و جایگاه هنری و اجتماعی را کسب کرده و سبک‌های متنوعی از موسیقی آوازی را ارائه دادند و مقام آوازی را به حد اعلا اجرا کرده‌اند. حفظ و اشاعه فرهنگ موسیقی از دغدغه‌های همیشگی آنها بوده است. این افراد در شکل‌گیری و تکوین هویت موسیقی نواحی، سهم بسزایی داشته‌اند و در این زمینه آثار بدیعی خلق کرده‌اند. این هنرمندان با معرفی موسیقی هزاران ساله، توانستند سندی بر غنای فرهنگی زاگرس بیفزایند.
آوا -‌ نواهای اقلیم موسیقی‌خیز زاگرس قابلیت جهانی شدن دارند، آنچنان که بارزترین وجوه موسیقی نواحی، توسط هنرمندان این خطه به اعتلا رسیده است. نوازندگان حرفه‌ای نظیر شاه‌میرزا مرادی (محمد مرادی از چهره‌های بین‌المللی سرنانواز که در سال ۱۳۷۰با شرکت در جشنواره موسیقی فرانسه، مقام اول سازهای بادی جهان را کسب کرد و لقب «مروارید اقیانوس» را از آن خود کرد و توانست موسیقی قوم لر را به جهانیان معرفی کند)، علی‌اکبر مهدی‌پور (که از نوازندگان حرفه‌ای کرنا و سرنا است و اجرای موسیقی بومی در کشورهایی همچون آلمان، کانادا، فرانسه، قرقیزستان، ترکمنستان، مغولستان، ژاپن، هنگ‌گنگ، ترکیه، کویت و دبی را در کارنامه خود دارد)، نورالله مومن‌نژاد و... از جمله پیشگامان موسیقی سازی فولکلوریک هستند که با ثبت هنر خویش، آیین خنیاگری را در اجراهای متنوع به جهان معرفی کردند، خنیاگران بی‌بدیلی که بر غنای فرهنگی اقلیم خویش افزوده‌اند و موسیقی سازی، با نام آن‌ها شناخته می‌شود.
اقلیم موسیقی‌خیز زاگرس، هنرمندان برجسته‌ای هم در موسیقی آوازی دارد. خوانندگان برجسته‌ای نظیر رضا سقایی، منوچهر قزلباش، غلام شاه قنبری، ایرج رحمانپور، فرج علیپور، حشمت‌الله رجب‌زاده و... از جمله سردمداران موسیقی آوازی فولکلوریک هستند که در موسیقی نواحی بیشترین فعالیت را داشته‌اند.
این روایتگران فرهنگ موسیقیایی، از چهره‌های شاخص موسیقی نواحی معاصر محسوب می‌شوند که با اجراهای متنوع آوا‌ـ‌نواهای شادی و ناشادی، گوشه‌ای از تاریخ فرهنگی زاگرس را بازگو کرده‌اند و خلق آثار بی‌‌‌بدیل هنری بخشی از تاریخ موسیقی را رقم زده‌اند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام