EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 01 خرداد 1398   Wednesday 22 May 2019

سرمقاله

خودزنی سیاسی برای عبور از بحران ناامیدی

ژوبین صفاری

زهرا داستانی
تالاب انزلی، زیستگاه لاله‌های مردابی چندسالی می‌شود که حال و روز خوبی ندارد. برای اهالی شمال باور این حقیقت که حدود 45 درصد این تالاب ارزشمند خشکیده، سخت است، همان‏طور که باور خشک‏شدن دریاچه ارومیه برای اهالی آذری‏زبان ایران. 55 درصد باقی‌مانده از این تالاب اما درگیر زباله‌ها و پساب های خانگی، صنعتی و بیمارستانی است. گرچه پروژه مدیریت اکولوژیک تالاب انزلی حاصل کار مشترک ایران و ژاپن از سال ۱۳۸۲ تهیه و اجرایی شده اما همچنان این تالاب با معضلات خود دست به گریبان است. به گفته مدیر دفتر اکوسیستم‏های تالابی سازمان حفاظت محیط‏زیست، با تمام اقداماتی که در راستای احیای تالاب انزلی صورت گرفته اما حالِ این اکوسیستم آبی ارزشمند خوب نیست.
تالاب انزلی یکی از زیباترین و مهم‌ترین تالاب‌های کشور است. به عقیده اکثر کارشناسان محیط‌زیست کشور، این تالاب بین‌المللی نه تنها در ایران، بلکه در جهان نمونه است و از تنوع زیستی زیادی برخوردار است. این تالاب یکی از تالاب‌های آب شیرین کشور است که مناظر منحصربه‏فردی را می‌توان در آن مشاهده کرد. همین مناظر شگفت‏انگیز و البته تنوع زیستی این تالاب، این مکان را به عنوان یکی از پر‌طرفدارترین مقاصد طبیعت‌گردی برای طبیعت‌گردان و گردشگران معرفی کرده است. مسافران و طبیعت‌گردانی که به این تالاب سفر کرده‌اند نیلوفرهای آبی‏اش که با حرکت موج‏دار آب، به رقص درمی‌آیند را به خاطر دارند و اغلب از منظره‌ چشم‏نواز نیزار‌ها و لاله‌های دریایی تالاب می‌گویند. گرچه هنوز هم تالاب انزلی این زیبایی‌ها را در خود دارد اما همانند سابق به نظر نمی‌رسد. زخم زباله‌ها، فاضلاب و شکار بی‌رویه تن تالاب انزلی را رنجور کرده‌اند. به گفته قربانعلی محمدپور، مدیرکل سازمان حفاظت‏محیط زیست گیلان، سرانه تولید زباله در استان‌های شمالی بیشتر از سایر استان‌های ایران است. او تولید روزانه زباله در گیلان را بیش از دو هزار تن اعلام کرده و گفته است که «این میزان از 25 اسفندماه تا 15 فروردین ماه به حدود سه هزار تن در روز می رسد.» زباله‌هایی که بخشی از آن حاصل ورود گردشگرانی است که در تعطیلات عید روانه استا‌ن‌های شمالی کشور می‌شوند. گردشگرانی که به گفته مدیر دفتر اکوسیستم‌های تالابی سازمان حفاظت محیط‏زیست در حفاظت از تالاب انزلی کارت زرد می‌گیرند. در حال حاضر استان گیلان 26 مرکز دفن زباله دارد که البته به گفته مدیرکل سازمان حفاظت محیط‌زیست این استان دچار بدترین وضعیت زیست محیطی هستند. مراکزی که اگرچه برای دفن و امحای زباله‌ها در نظر گرفته شده اما برای این حجم از زباله‌های انباشته‏شده مناسب به نظر نمی‌رسد. به گفته محمدپور، ارتفاع زباله در مرکز سراوان به 92 متر رسیده که ناشی از سه دهه دفن زباله در این مرکز است. اما انباشت این زباله‌ها به تنهایی تهدیدی برای این تالاب نیست. آن‏طور که مدیرکل سازمان حفاظت محیط‌زیست استان گیلان گفته است، در هر ثانیه زباله‌های انباشته‏شده در مرکز سراوان پنج لیتر شیرابه تولید می‌کند که در روزهای بارانی حجم تولید شیرابه به 15 لیتر در هر ثانیه می رسد. به گفته این مقام مسئول، پساب های خانگی، صنعتی و بیمارستانی مرکز سراوان اثرات مخرب زیست محیطی بر دو رودخانه شهر رشت گذاشته که در نهایت به تالاب و سپس دریای خزر ختم می شود.
دست و پنجه نرم کردن 25 ساله با معضل آزولا و امروز با سنبل آبی از دیگر چالش‌‌های پیش روی تالاب انزلی است. گیاهان غیربومی این منطقه که به طرق مختلفی از جمله واردات از کشورهای دیگر همچون فلیپین به منظور تقویت مزارع برنج یا به اعتقاد برخی دیگر جهت تامین علوفه دام به این منطقه آورده شده‌اند، حالا دامن این تالاب را گرفته و بلای جان اکوسیستم این تالاب شده است. گیاهانی که وقتی سطح رودخانه یا تالاب را می‌پوشاند مانع تابش آفتاب به درون آب می‌شود و آب را خنک‌تر می‌کند. علاوه‌بر آن مواد غذایی را جذب می‌کنند و نتیجه این می‌شود که عاملی برای جلوگیری از رشد ماهی‌ها و آبزیان تالاب می‌شود.
تالاب انزلی اگرچه با ورود سالانه 600 هزار تن رسوباتی که عمق تالاب را نیم‏سانت کاهش داده روبه‌رو است، اما امروز با معضل بزرگتری دست به گریبان است؛ «تصرف غیرمجاز و غیرقانونی سواحل». معضلی که تا به امروز جز بیان راه‌حل‌‌هایی که به آموزش و فرهنگ‌سازی جوامع بومی منجر می‌شود، خبری از آن به گوش نرسیده است.
تالاب انزلی اگرچه به گفته مسئولان هنوز زنده بوده و نفس می‌کشد، اما به گفته مسعود باقرزاده کریمی، مدیر دفتر اکوسیستم‌های تالابی سازمان حفاظت محیط‌زیست، حال خوبی ندارد، درحالی که انتظار می‌رفت با اقداماتی که در راستای احیای تالاب انزلی صورت گرفته، بهتر شود و به روزهای گذشته بازگردد. او در سمینار دستاوردهای پروژه مدیریت اکولوژیک تالاب انزلی به تشریح اقداماتی پرداخته که با هدف حل معضلات زیست‏محیطی تهدیدکننده تالاب انزلی طراحی و اجرا شده است. او به طرح جامع مدیریت زیست‏بومی انزلی که در سال ۸۴ نهایی شده، اشاره کرده و گفته است: «این برنامه شش محور داشت که سه محور آن در فاز اول و سه محور دیگر در فاز دوم مورد توجه قرار گرفت. در فاز اول مدیریت اکولوژیک تالاب، آموزش‌های زیست‏محیطی و ایجاد سیستم مدیریت آبخیز مدیریت فاضلاب و مدیریت پسماند جامد اجرایی شد.» معاون پروژه مدیریت اکولوژیک تالاب انزلی به طرح‌هایی که برای مدیریت پسماند و شرابه‌های زباله‌ها در این استان اشاره کرد و گفت: «بعد از بررسی‌های مشترک بین کارشناسان ایرانی و کارشناسان جایکا به‌صورت پایلوت دو طرح در زمینه مدیریت فاضلاب اجرایی شد. پیشنهاد تیم ژاپنی این بود که برای هر روستا یک تصفیه‌خانه فاضلاب ایجاد کنیم. این پروژه به شکل پایلوت در قالب دو یا سه طرح تصفیه‏خانه انجام شد.» آموزش و ایجاد تورهایی برای زباله‌گیری نیز از جمله اقداماتی دیگر بوده که در این طرح برای مقابله با زباله‌هایی که گردشگران به این تالاب وارد می‌کنند، انجام شده است. اقداماتی که گرچه در جلوگیری از تسریع روند مرگ این تالاب موثر بوده اما نتوانسته 45 درصد خشکیده این تالاب را احیا کند.
به گفته کارشناسان، احیای تالاب انزلی اما ارتباط مستقیمی با کاهش تراز آبی دریای خزر دارد و آنچه‌ که این تالاب را با خشکی 45 درصدی و کاهش عمق از 11 متر عمق در سال‌های گذشته به 30 سانتی‏متری در برخی از نقاط حوزه های جنوبی رسانده، کاهش تراز دریای خزر بوده است. دریایی که حالا حرف‌هایی از آغاز پروژه‌هایی از جمله انتقال آب از آن به فلات مرکزی به گوش می‌رسد. گرچه هنوز این طرح در پیچ‏وخم‌های تصمیم‌گیری در رده‌های بالای مدیریتی در کشور قرار دارد اما دود آن به چشم اکوسیستم‌ استان‌های شمالی ایران می‌رود. دریای خرز در شرایطی که بیشترین تبخیر را تجربه می‌کند و با کاهش تراز آبی به واسطه سلب حقابه‌ای از رودخانه‌هایی چون ولگا در روسیه روبه‌رو است، قرار است با انتقال آب آن از پرعمق‌ترین بخشش به فلات مرکزی ایران، آب بیشتری از دست دهد. آبی که نه تنها حیات دریای کاسپین که با نام ایران در جهان شناخته می‌شود، به خطر می‌اندازد بلکه اکوسیستم و حیات تالاب‌های جهانی ایران از جمله انزلی را با خطر خشکی روبه‌رو می‌کند. خشکی انزلی اما تنها نابودی یک تالاب ایران نیست بلکه تبعاتی از جمله مهاجرت و بیکاری و آسیب‌های اجتماعی ناشی از فقر را در مهم‏ترین بخش ایران که حالا در سال‌های خشکسالی پرآب‌ترین‌ منطقه است به خطر می‌اندازد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام