EBTEKAR NEWSPAPER
دوشنبه, 27 آبان 1398   Monday 18 November 2019

سرمقاله

تصمیمات با روش شوک‏درمانی‏

محمدعلی وکیلی

انفجار مشکوک دو نفتکش در آب‌های دریای عمان که 23 خرداد به وقوع پیوست، مجالی برای تامل درباره اهمیت تامین امنیت در آبراهی راهبردی، یعنی تنگه هرمز به دست می‌دهد.
در حیاتی بودن این آبراه برای اقتصاد جهانی همین بس که دولت‌های اروپایی خواستار خویشتن‌داری برای واکنش به این انفجار مشکوک شدند و بیم‌شان این بود که هر گونه تنشی در تنگه هرمز ممکن است باعث اخلال در تجارت جهانی شود. حدود یک سوم از صادرات نفت خام به بازارهای جهانی از طریق کشتیرانی و از این تنگه صورت می‌گیرد، بنابراین اگر این تنگه مسدود شود یا تجارت وابسته به آن متوقف شود، تردیدی نیست که بهای نفت با جهش بی‌‌سابقه‌ای بر اقتصادهای لرزان اروپایی فشار شدیدی وارد خواهد آورد.
باید تاکید کرد که این سناریو به صورت فرضی بیان نمی‌شود و سابقه تاریخی دارد. در واقع، «جنگ نفتکش‌ها» در همین منطقه، روی داده و دوره زمانی آن به جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بازمی‌گردد. در جریان این جنگ، صدها کشتی متعلق به طرفین هدف گرفته شد و البته طرف عراقی دیگر کشتی‌ها را هم از این حملات بی‌نصیب نگذاشت.
شاید آنگونه که آمریکایی‌ها ادعا کرده‌اند آمریکا دیگر به جریان نفت از خلیج فارس وابسته نباشد، اما خوب می‌داند که متحدانش به این طلای سیاه وابسته هستند. برای همین و برای اینکه اقتصاد جهانی همچنان کارآمد بماند، این آبراه حیاتی محسوب می‌شود.
آغاز حملات به کشتی‌ها در جنگ تحمیلی گرچه به کندی و به صورت حاشیه‌ای بود، اما با تهدید عراق در سال 1981 به اینکه به همه کشتی‌هایی که به مقصد بنادر ایران عزیمت یا از آنجا سفر خود را آغاز کنند، حمله می‌کند، تشدید شد؛ به طوری که نفتکش ترکیه به نخستین شناور مهمی تبدیل شد که در حمله عراق هدف قرار گرفت.
آمریکا در سال 1987 به این درگیری ورود کرد و ابتدا کشتی‌های کویتی را به عنوان کشوری که خود را در جنگ بی‌طرف اعلام کرده بود، همراهی می‌کرد. اما در همین مداخله آمریکایی‌هاهم 37 خدمه آمریکایی در حمله جنگنده عراقی به ناو یو.اس.اس استارک در همان سال، کشته شدند.
پژوهشگران دانشگاه تگزاس در آن زمان نوشتند که «جنگ نفتکش‌ها در خلیج فارس در آن زمان به کاهش 25 درصدی در تردد کشتیرانی تجاری و افزایش شدید بهای نفت خام انجامید». پژوهشگران بعدها محاسبه کردند که در جریان این حملات، یک چهارم از نفتکش‌هایی که هدف حمله قرار گرفتند، غرق شدند.
برخی تحلیلگران می‌گویند مشابهت‌هایی با درگیری‌های دهه 1980 میلادی با شرایط امروزی وجود دارد. برای نمونه، گری سیک، کارشناس امور ایران که در دهه 1980 میلادی در شورای امنیت ملی آمریکا مشغول کار بود، می‌گوید: «موضوع اساسی در هر دو موقعیت زمانی این است که ایران از بازار نفت کنار گذاشته شده است.»
اما بر خلاف این دیدگاه، تفاوت‌های مهمی در حال حاضر دیده می‌شود. اول اینکه جنگ نفتکش‌ها در دهه 1980 میلادی، تداوم جنگی بود که رخ داده بود، اما تنش‌های امروز در دریا با هدف جنگ‌افروزی پیگیری می‌شود. این بار آمریکا اگر بخواهد مداخله‌ای داشته باشد، از ابتدای جریان، بازیگر اصلی خواهد بود و نمی‌تواند با نگاه بزن در رو به رویدادها در این آبراه راهبردی نگاه کند یا خاتمه دهنده هر سناریویی باشد که خودش آن را کلید بزند.
آنچه مسلم است، سطح افزایش تنش‌ها کاملا وابسته به چگونگی عملکرد دولت ترامپ دارد. اینکه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا بدون سند و مدرک ایران را مسئول انفجار دو نفتکش معرفی کند، آن هم در حالی که مالک ژاپنی کشتی یا سخنگوی دولت ژاپن اعلام می‌کنند مواضع طرف آمریکایی و ادعایش متقاعدکننده نیست، نشان از ناپختگی محاسبات راهبردی طرف آمریکایی دارد.
در پایان این گزارش به قلم علی کربلائی حسینی، پژوهشگر حقوق بین‌الملل، آمده است: بر این اساس، جامعه بین‌المللی در برابر انتخاب واضحی قرار دارد؛ اینکه مسئولیت‌پذیر باشد و جلوی تنش‌آفرینی آمریکا با همراهی عربستان و امارات را بگیرد یا با نتایج مشابه و البته تلخ‌تری مواجه شود که درس‌های تاریخی در دوران جنگ تحمیلی علیه ایران پیش رویش گذاشته است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام