EBTEKAR NEWSPAPER
جمعه, 24 آبان 1398   Friday 15 November 2019

سرمقاله

مردابِ غوغاسالاری

ژوبین صفاری

دو سال پیش، چند ماه پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، فرانسیس فوکویاما فیلسوف مشهور و نظریه‏پرداز پایان تاریخ، در مصاحبه با یک خبرنگار ایتالیایی، گفت: ترامپ آمده است که همه‏چیز را خراب کند؛ پس شما اروپایی‌ها موظف هستید با تمام توان با او مقابله کنید.
حالا ترامپ در حالی رسماً کمپین انتخاباتی خود را برای سال 2020 آغاز کرده است که در طول دو سال و نیم گذشته، به‏عنوان نامتعارف‌ترین رئیس‌جمهوری تاریخ آمریکا، دقیقاً پیش‌بینی فوکویاما را محقق و تقریباً همه‏چیز را خراب کرده است. رویکرد بین‌المللی آمریکا از زمان روی کار آمدن ترامپ توام بوده با نادیده گرفتن مهم‏ترین پیمان‌های بین‌المللی، آغاز جنگ تجاری با متحدین سنتی اروپا، تحقیر متحدین منطقه‌ای و نیز تهدید سازوکار و نهادهایی مانند ناتو و سازمان ملل که جزئی از مهم‏ترین ابزارهای دیپلماتیک آمریکا به شمار می‌روند.
او در داخل نیز رویه‌ای مشابه با رویکرد خارجی دولتش داشته، به‏طوری‏که در زمان او طولانی‌ترین مدت تعطیلی دولت در طول تاریخ آمریکا رخ داد و پیش و پس از آن صحنه سیاسی ایالات متحده مملو بود از کشاکش و اختلافات میان سیاست‌مداران، قانون‌گذاران، اهالی رسانه و جامعه فرهنگی آمریکا. در این میان علاوه بر خود آمریکا در اقصی نقاط دنیا نیز صحبت از مهار، برکناری و انتظار سخت برای پایان کار دولت ترامپ مطرح است. برای این منظور و رهایی از دیوار سخت ترامپ که به گفته بسیاری از تحلیل‌گران و سیاست‌مداران مشخص نیست چگونه باید با او برخورد یا تعامل کرد، در طول دو سال و نیم گذشته چند راهکار و راهبرد مطرح شده که هر کدام از آنها تاکنون در هاله‌ای از ابهام قرار دارند.
نخستین مسئله پس از به بن‌بست خوردن موضوع همکاری با ترامپ در داخل آمریکا، بحث تحت فشار قرار دادن و نیز استیضاح اوست. امری که در خصوص تحت فشار قرار دادن او به درِ بسته برخورد کرده و موضوع استیضاحش نیز عملاً ذیل ابراز تهدید وی، ناکارآمد و حتی منتفی است. زیرا اولاً دموکرات‌های آمریکا برای این منظور تمام سرمایه‌ خود را به گفته نوام چامسکی زبان‏شناس و نظریه‏پرداز آمریکایی بر روی پرونده روسیه‏گیت قمار کرده و درنهایت با گزارش بازرس مولر، تمامی تیرهای آنها به سنگ برخورد کرد.
همچنین در مورد استیضاح ترامپ علاوه بر اینکه اکنون شکاف عمیقی میان دموکرات‌ها وجود دارد، اگر هم از پروسه سخت و طولانی قانون‌گذاران عبور کرده و ترامپ را سرنگون کند، تازه به شخصی به نام مایک پنس معاون اول او برخورد خواهد کرد که به گفته بسیاری از ناظران از شخص رئیس‌جمهوری کنونی تندروتر بوده و حتی در مواردی نظریات افراطی وی را ترامپ و سایر اعضای میانه‌روی کاخ سفید تعدیل یا خنثی می‌کنند.
از سوی دیگر در خصوص انتظار سخت و طولانی برای رهایی از معضل ترامپ در چارچوب رقابت‌های انتخاباتی نیز چند نکته مهم و لایه‌بندی‏شده دیگر وجود دارد. در لایه نخست دموکرات‌ها اکنون با مهره‌هایی نظیر برنی سندرز و جو بایدن به مقابله انتخاباتی با ترامپ آمده‌اند. امری که به گفته کارشناسان ممکن است بار دیگر اشتباه راهبردی دموکرات‌ها را در انتخابات قبلی و در قالب هیلاری کلینتون- برنی سندرز تکرار کند. همچنین ترامپ در طول دو سال و نیم گذشته علاوه بر اینکه در زمینه اقتصاد، اشتغال و مالیات دستاورد قابل ملاحظه‌ای داشته، مورد حمایت صاحبان صنایع بزرگ، جامعه کشاروزی، گروه‌های پرنفوذ وزارت خارجه و پنتاگون و نیز اقشار زیر متوسط جامعه آمریکاست و به همین دلیل از میدان به در کردن او در انتخابات 2020 خود چالشی بزرگ برای رقبای اصلی ترامپ محسوب می‌شود.
در لایه زیرین و مهم دیگر، بودن یا نبودن ترامپ را باید بر مبنای راهبرد امنیت ملی آمریکا و سیاست کلان این کشور مورد بررسی و تحلیل قرار داد. سازمان و سیاست مستقر (establishment) در ایالات متحده آمریکا در مورد مسائل کلان و به خصوص سیاست خارجی، از راهبردی مشخص پیروی می‌کند که در این میان بودن یک دموکرات یا جمهوری‌خواه در کاخ سفید شاید تنها در ادبیات یا مسیرها برای رسیدن به هدف اصلی و کلان تفاوت داشته باشد. به همین دلیل و به گفته برخی از تحلیل‌گران، راهبرد امنیت ملی آمریکا در دهه دوم و سوم قرن بیست‏ویکم بازیگر دیوانه‌ای را می‌طلبد که با درهم‏ریختن نظم جاری و ایجاد نظم دلخواه از دل این بی‌نظمی، در جهت اعمال، هدایت و به نتیجه رساندن راهبرد امنیت ملی ایالات متحده در قرن بیست‏ویکم حرکت کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام