سرمقاله

نشانی اشتباه کاخ سفید

رضا دهکی

طاهر جمشیدزاده-پنج کشور حاشیه خلیخ فارس تاریخچه 30 ساله ای در زمینه فعالیت های حفاظت از حیات وحش و طبیعت دارند. یکی از اقداماتی که مایه افتخار اعراب در دنیا شد و سبب گردید تا اولین جایزه و مدال طلای صندوق جهانی حیات وحش WWF، به سلطان قابوس، پادشاه عمان تعلق گیرد، همکاری وی با سازمان های بین المللی بود که در نهایت توانست نسل oryix عربی را کاملاً از بین رفته بود احیا کند. آنگاه عربستان شروع به احیای حیات وحش خود کرد و بعد امارات متحده عربی فعالیت هایی را در زمینه احیا و حفظ حیاط وحش آغاز کرد و در این زمینه، پسرهای شیخ خاندان مکتوم از جمله شیخ محمد بن راشد به استخدام متخصص از خارج در زمینه های مختلف مبادرت کرد. سپس پسران شیخ زاهد آن نحیان که حاکم ابوظبی و رئیس جمهور امارات متحده عربی بودند فعالیت های خود را تا جایی پیش بردند که به دستور شیخ زاهد، یکی از جزایر بخش جنوبی خلیج فارس به نام هریس را بطور کامل به حیات وحش اختصاص دادند و انواع و اقسام گونه های آفریقایی را به دلیل شباهت های این منطقه به زادگاه اصلی شان به آنجا آورده و تکثیر کردند. اعتقاد به اهمیت حفظ حیات وحش در بین اعراب به ویژه دولتمردان عرب گسترش چشمگیری یافته است چنانچه شیخ زاهد گفته بود: «من یادم هست که چقدر حیوان داشتیم، ما شکرگزار نبودیم و حیات وحش را نابود کردیم ولی در حال حاضر با احیا و بازسازی حیات وحش، سعی در شکرگزاری از آن را داریم.»
احیا و حفاظت حیات وحش توسط اعراب را می توان در واقع یک نوع آینده نگری نامید و این آینده نگری در مورد بعضی گونه ها چون هوبره به نتیجه رسیده است. در حال حاضر احداث بیش از 80-70 ایستگاه مطالعاتی در کشورهایی چون قزاقستان، ازبکستان، چین و مراکش توسط کارشناسان عرب در دست اجرا است. چنین منابعی، به عنوان یک منبع قابل تجدید در صورت اتمام یا کاهش منابع غیر قابل تجدید (نفت و گاز و ...) به تامین درآمد آینده ی این کشورها کمک خواهد کرد.
در آفریقا نیز زمینه تاریخی فعالیت روی حیات وحش بسیار بالا است، بطوری که توانسته اند بسیاری از گونه ها از جمله: کرگدن سفید را از خطر انقراض نجات دهند. کشورهای آفریقایی قانع شده اند که نگه داری، غنی سازی و تقویت حیات وحش و تنوع زیستی، در واقع اقتصاد آنها را تامین می کند. برای مثال، کشورهایی مثل تانزانیا و کنیا، در سال بی 6-5 میلیون توریست به صورت اکوتوریست دارند. تماشای یک شیر یا یوزپلنگ یا پلنگ، سالانه 500000 دلار برای این کشورها سود دارد. حال اگر حساب کنید که از این 6-5 میلیون توریست، چند نفر برای یک حیوان خاص می آیند و چه میزان هزینه می کنند ارزش این حیوانات نمایان می شود. پروانه شکار شیر قبلاً 1000 دلار بود ولی درآمد حاصل از تماشای همین شیر در حال حاضر سالانه 500 برابر بیشتر از درآمد فروش شکار آن است، بنابراین جلوی شکار شیر نیز گرفته شد. در مورد شامپانزده ها نیز فعالیت هایی از سوی اشخاصی نظیر جین گودال در آفریقا صورت پذیرفته که به حفظ این گونه منتهی شده است. مطالعات جورج شالوو بر روی شیر و یوز و یا فعالیت IUCN در بررسی وضعیت یوزهای آفریقا در مصر نتیجه بخش بوده است.
در آسیا نیز اقداماتی در جهت بهره برداری پایدار از حیات وحش و تنوع زیستی به عمل می آید، برای مثال می توان به قوچ بلوشیپ در ارتفاعات تبت اشاره کرد که سالانه 400000 کیلوگرم گوشت آن به اروپا به ویژه آلمان صادر می شود. مثال دیگر، انواع گوزن هایی است که به دلیل فروش گوشت، پوست، چرم، پشم، جمجمه، اسختوان ها، شاخ ها و پاها و یا جذب اکوتوریست، سودآوری بالایی دارند و در حال حاضر، در اروپا در اسارت پرورش داده شده و حتی گاهی در طبیعت رها سازی می شوند که هم به طبیعت کمک می شود و هم رابطه بین انسان و حیوان را قوی و مستحکم کرده و هم نیاز انسان را تامین می کند. از جمله اقدامات صورت گرفته در اروپا در چند سال گذشته، بازیابی و احیای سیاه پوش اروپایی می باشد که البته منافعی را نیز مطمئناً در پی داشته است. در آمریکا نیز اقدام مشابهی در مورد بوقلمون وحشی صورت گرفته بطوری که در حال حاضر، جمعیت آنها به قدری زیاد شده که پروانه شکار برای صید آن صادر می کنند، بوقلمونی که نسلش به کل از بین رفته بود.
در طول تاریخ، حافظان و مدیران حیات وحش، کم نبوده اند. افرادی چون جورج آدامسون 25 سال از عمر خود را در شمال کنیا به جمع آوری و بزرگ کردن توله شیرهای بی سرپرست و در نهایت، رهاسازی آنها صرف نمود یا با تمام شکارچیان فیل و کرگدن مبارزه می کرد و سرانجام در سن 78-77 سالگی توسط شکارچیان متخلف کشته شد یا می توان به ریچارد ریکی، وزیر محیط زیست آفریقا اشاره کرد که در راه مبارزه با شکارچیان غیرمجاز فیل، دو پای خود را از دست داد و به این امر نیز افتخار می کرد. چه خوب بود در ایران هم مسئولین چنین توجهاتی را به طبیعت و حیات وحش می کردند.در ایران هم به بسیاری از تعهدات تاکید شده در کنفرانس مربوط به تالاب های مهم بین المللی رامسر سال 1971 هنوز عمل نشده است. علیرغم همه اقدامات و هزینه های صرف شده از سوی IUCN، وضعیت یوزهای آسیایی با توجه به کاهش کیفیت مراتع و شکار بی رویه روز به روز بحرانی تر می شود.
اینگونه سوء مدیریت ها منجر به انهدام زیستگاه ها و در واقع میراث ملی و طبیعی و فرهنگی این آب و خاک گشته و حیات وحش را در خطر نابودی قرار داده است و مطمئناً کوتاهی ها تاثیر خودش را روی نسل های آتی بر جای خواهد گذاشت بطوری که ایران آینده را به بن بستی بزرگ مواجه خواهد کرد. باید جلوی فعالیت هایی که منجر به تخریب و انهدام بخش وسیعی از اکوسیستم ها می شود گرفته شود و باید به این سوال که تعداد وحوش، هر سال چند نوساناتی را طی می کند جواب داده شود.
این وظیفه ماست که با نظارت خود بر عملکرد مسئولین، از ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان جزئی از هویت ملی مان، حمایت کنیم. ما وظیفه داریم کار تحقیقاتی انجام دهیم و مسائل و مشکلات را بازگو کنیم.
* روزنامه نگارو فعال محیط زیست


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام