EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 17 فروردین 1399   Sunday 5 April 2020

سرمقاله

آن‌چه کرونا به ما نشان داد

علیرضا صدقی

تفکر ترقی‌ساز که اولین‏بار توسط کارل دویک مطرح شد؛ از جمله مسائل مطرح در علم روان‌شناسی و به‏ویژه روان‌شناسی تعلیم و تربیت است. کارل این موضوع را در کتاب خود به نام «روان‌شناسی جدید موفقیت» توضیح داده است. دویک تفکر ترقی‌ساز را اختراع نکرده است که به ما یاد دهد چطور به موفقیت برسیم.‏ در واقع این طرز تفکر ویژگی خاصی است که او در افراد شادتر و موفق‌تر مشاهده کرده و باعث شده او دنبال راه‌هایی بگردد که این استعداد را در باقی افراد پرورش دهد.
وقتی دویک به عنوان یک محقق کار می‌کرد، متوجه شد بعضی کودکان خیلی بهتر از دیگر همسالان خود در مواجهه با چالش‌های زندگی رفتار می‌کنند. حتی ممکن است بگویند چالش‌ها را دوست دارند یا انتظار دارند چیزی از آن‌ها یاد بگیرند به جای اینکه در مواقع سختی احساس بدبختی و بیچارگی کنند.
دویک برای کودکانی که از برخورد با موانع اجتناب می‌کنند، اصطلاح «تفکر رکودی» و برای کودکانی که دنبال چالش می‌روند و در مواجهه با آن‌ها تلاش خود را به کار می‌گیرند، اصطلاح «تفکر ترقی‌ساز» را انتخاب کرد. همه‌ افراد یکی از این دو طرز تفکر را دارا هستند. اگر بخش‌هایی از زندگی خود که در آن تفکر ترقی‌ساز نداریم پیدا کنیم؛ می‌توانیم برای بهتر شدن آن جنبه‌های زندگیمان تلاش کنیم.
برای اینکه نشان دهیم تفکر ترقی‌ساز دقیقاً چیست، بیایید آن را بیشتر با تفکر رکودی مقایسه کنیم. افراد با تفکر رکودی گمان می‌کنند مشخصات اخلاقی آن‌ها رو سنگ حکاکی شده است و هرگز قابل تغییر نیست. آن‌ها قاطعانه باور دارند که هوش و خلاقیت و شخصیت چیز‌هایی هستند که ما با آن‌ها به دنیا آمده‌ایم و به سختی می‌توان بهترشان کرد. افراد با تفکر ترقی‌ساز باور دارند که ما می‌توانیم این خصوصیات اخلاقی را با تلاش گسترش دهیم و مسیری که برای رسیدن به آن‌ها طی می‌کنیم از نتیجه‌ نهایی بیشتر اهمیت دارد. از طرف دیگر تفکر رکودی به دنبال نتیجه گرفتن سریع است و آن قدر که به نتیجه‌ نهایی اهمیت می‌دهد، در مورد مسیر تلاش برای رسیدن به آن اهمیتی قائل نیست. البته دویک انکار نمی‌کند که مردم از همان ابتدا با هم فرق دارند، اما او ادعا می‌کند که همه‌ ما می‌توانیم از طریق پشتکار و تجربه، تغییر و رشد کنیم.
عامل دیگری که این دو طرز تفکر را از هم جدا می‌کند، نوع دیدگاه و واکنش افراد نسبت به شکست است. افراد با تفکر رکودی بیشتر احساس می‌کنند که شکست می‌خورند و با شکست خوردن توانایی‌های‏شان زیر سوال می‌رود. تنها برخورد با موانع کافی است تا به آن‌ها ثابت شود توانایی مقابله با آن‌ها را ندارند. از طرف دیگر، افراد با تفکر ترقی‌ساز شکست را یک انتخاب نمی‌دانند. موانع تنها فرصت‌هایی برای یادگیری و پیشرفت محسوب می‌شوند و رویارویی با آن‌ها و به طور کلی برخورد با مسائل جدید، از ما انسان‌های باهوش‌تری می‌سازد.
دویک تفاوت میان این دو طرز تفکر را بیشتر از یک حرف ساده برای رسیدن به موفقیت توضیح داده است. او همچنین اشاره کرده که چقدر بهتر است به جای گفتن «تو در این کلاس شکست خوردی» به دانش‌آموزان بگوییم: «هنوز موفق نشده‌ای»؛ زیرا این جمله به آن‌ها نشان می‌دهد حتی اگر الآن نمی‌توانند بر مشکلی غلبه کنند، یک زمانی بالاخره که موفق خواهند شد.
البته اگر از جوانب مختلف با موانع درگیر شوند و تلاش کنند. استفاده از کلمه‌ «هنوز» نشان می‌دهد باید به مسیر توجه کنیم، نه نتیجه‌ نهایی. همچنین به کودکان یاد می‌دهد که قرار نیست به خاطر نمره درس بخوانند؛ بلکه باید به خاطر آینده‏شان درس بخوانند و رویا‌های بزرگ داشته باشند و به جای تمرکز بر نمره‌های امتحانات مدرسه، به این فکر کنند که می‌خواهند در زندگی چه کار کند.
تمام ایده‌ قدرت کلمه‌ «هنوز» و تفکر ترقی‌ساز چیزی نبود که دویک یک‏شبه به آن رسیده باشد. او و بسیاری از محققان دیگر به مدت طولانی تحقیق کردند که اگر تفکر ترقی‌ساز به کودکان آموزش داده شود، آن‌ها نمرات و نتایج بهتری نسبت به قبل می‌گیرند. حتی ممکن است نمرات‌شان از سایر هم رده‌های آن‌ها در مدارس مرفه بهتر شود که نشان می‌دهد تفکر ترقی‌ساز راه بسیار خوبی برای ایجاد برابری در نظام آموزشی است.
منبع: برترین‌ها


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام