EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 17 فروردین 1399   Sunday 5 April 2020

سرمقاله

آن‌چه کرونا به ما نشان داد

علیرضا صدقی

در بحبوحه و شرایط سخت کشور، پیش روی بمباران خبری و اپیدِمی فراگیری اخبار کرونا که موجب نگرانی زیاد مردم کشورمان شده است، خبری در این میان دست به دست توسط مردم می‌چرخد که لبخند روی لبان خیلی‌ها آورده است و بسیاری را هم از انتشار این خبر ناراحت کرده است. معلمی در یکی از شهرهای ایران، به دلیل شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مدارس، در شبکه اجتماعی واتس‌اپ کلاس درس ریاضی خود را برگزار می‌کند. او گویا به علت سن بالایی که دارد و عدم آشنایی اش با بعضی از واژگان رایج در حوزه اینترنت، با لهجه شیرینی دوبار به اشتباه می‌گوید: «کی آیلانده به من یه دونه بله بزنه بگه من فلانی هستم». وی با دلسوزی زیادی چندبار از شاگردانش درخواست می‌کند که آنلاین باشند و به درس ریاضی توجه کنند تا از درس عقب نمانند. او بارها و بارها خواسته خودش را در این میان تکرار می‌کند. عشق و نگرانی‌ای که در صدای اوست کاملا احساس می‌شود؛ اما جامعه به جای تحسین این حس وظیفه و مسئولیت‌پذیری با سرعت زیادی اشتباه او در تلفظ کلمه «آیلاند» به جای «آنلاین» را در شبکه‌های اجتماعی مختلف وایرال می‌کند. گویی جامعه می‌خواهد انتقام خودش از بمباران خبری نگران‌کننده کرونا را با این خبر بگیرد. گویی تمسخر تلفظ یک واژه برای بانویی که از نسل بسیاری از جوانان این مرز و بوم نیست و با این حال همه تلاشش را برای مدرن بودن می‌کند، نوعی تسلی‌بخشی به وجود خودمان است. در مملکتی که رئیس‌جمهورش به راحتی پس از چند برابر کردن قیمت حامل‌های انرژی، با خنده می‌گوید که «من خودم صبح جمعه متوجه شدم» آیلاند بودن نه تنها شرم‌آور نیست، بلکه افتخار‌آمیز است.
در میان همه تنش‌هایی که جامعه امروز به همراه دارد، کلمه آیلاند یکی از پر‌مفهوم‌ترین کلماتی است که می‌تواند در فضای رسانه‌ای جامعه شنیده شود، کلمه‌ای که به دنبال خود مفاهیم ارزشمند و سنگینی چون مسئولیت‌پذیری، دلسوزی و انجام وظیفه در سخت‌ترین شرایط را به دوش می‌کشد. کلمه‌ای که یک بانوی میان سال در یکی از شهرهای ایران آن را پایه نهاده و از امروز و از این لحظه می‌تواند یک ایدئولوژی قدرتمند در ساختار بستر‌های اجتماعی جامعه ایران باشد، آیلاند که با لبخند وارد زندگی‌هامان شده، از این پس می‌تواند یک نماد بزرگ ملی و یک پیام بزرگ اجتماعی باشد به این معنا که درست است که در شرایط سختی هستیم؛ اما همه ما از پیر و جوان می‌توانیم با همدلی و تلاش برای رشد و پیشرفت و به روز شدن، برای توسعه کشورمان تلاش کنیم. آیلاند به ما نشان داد در مملکتی که وزارت آموزش و پرورشش به اندازه کافی برای توسعه الکترونیکی و آموزش آنلاین آن وقت نگذاشته است، زنان و مردان دلسوزی هستند که با اعتماد و بستر‌سازی به شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی برای فردای بهتر دانش‌آموزان این کشور تلاش می‌کنند.
شاید بتوان از ساختار دیگری هم به این پدیده، نگاهی انداخت. «شاید آیلاند به معنای کسی باشد که به اندازه کافی برای موقعیتی که در آن است آماده نشده است». شاید آیلاند وزیری باشد که همچنان درباره وضعیت راه‌ها و پروازهای خارجی به چین اطلاع‌رسانی شفاف و پاسخگویی درست نمی‌کند. شاید آیلاند رئیس‌جمهوری باشد که می‌گوید از شنبه همه چیز رو به بهبود است. شاید آیلاند وزیری باشد که می‌گوید قرنطینه کردن راه علمی و عملی نیست، در حالی که کشورهایی مثل چین، ایتالیا و دیگر کشورهای دنیا با قرنطینه در حال کنترل بهتر این اپیدمی هستند. شاید تفاوت مقامات آیلاند با معلم آیلاند ما در احساس مسئولیت و وظیفه‌شناسی بالای آن بانو باشد؛ چرا که او بی‌هیچ امکاناتی برای کشورش تلاش کرد و خیلی‌ها با هزاران امکانات هیچ نکردند. کاش همه ما آیلاند باشیم، کاش همه ما با عشق و مسئولیت‌پذیری در قلب‌مان برای فردای بهتر ایران تلاش کنیم، کاش وقتی چیزی را نمی‌دانیم سوال بپرسیم، کاش وقتی کاری را بلد نیستیم آن را قبول نکنیم. کاش برای روزهای سخت و مدیریت بحران بیشتر آماده باشیم. کاش همه ما آیلاند باشیم!
*فعال اجتماعی


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام