سرمقاله

روانکاوی سیاسی

کورش الماسی

در روزهای نخست سال نو، دوربین‌های صداوسیما در ورودی جاده‌ها، سراغ خودروهایی رفت تا از آن‌ها بپرسد چرا علی‌رغم شیوع بیماری کرونا به مسافرت می‌روند. این اتفاق زمانی رخ داد که هیچ قانونی آن‌ها را از رفتن به سفر منع نکرده بود و تنها به مردم توصیه شده بود از سفرهای غیرضروری بپرهیزند. با این همه، دولت اعلام کرد سفرهای نوروزی امسال 80 درصد کاهش داشته است. یعنی دولت و نظام حاکمیتی تنها مردم را در یک شرایط انتخابی و البته با معذوریت اخلاقی و توصیه‌ای قرار داده بود، در شرایطی که بسیاری از کشورها دنیا با شیوع کرونا قرنطینه اجباری اتخاذ کرده بودند، اما اینجا خبری از یک قانون منسجم و دقیق وجود نداشت. در این بین، کمپین‌ها و هشتگ‌های مردمی در فضای مجازی شهرها را در نوروز امسال و سیزده بدر، خالی از عبور و مرور کرد، اما درست روز 15 فروردین، تمام این همدلی عمومی باز هم با روشن نبودن دستورالعمل مشخص و تنها با یک راهکار کلی فاصله اجتماعی، همه رشته‌هایش را پنبه کرد. حالا باز هم دوربین صداوسیما قرار است به سراغ مردمی برود که ناچار به گذران زندگی، باید به سر کارهای خود بروند و آن‌ها را مورد مواخذه قرار دهد؟
تردیدی نیست که شرایط اقتصادی کشور در وضعیت خوبی قرار ندارد. منابع تامین مالی در شرایط طبیعی هم کفاف نیازهای اقتصادی کشور را نمی‌داد، اما رسیدن اقتصاد کشور به این نقطه هم می‌تواند به عملکرد مردم ربط داشته باشد؟ به طور قطع، مردم بارها و در هر بزنگاهی تا حد ممکن نقش حمایتی خود را در برابر مشکلات داشته‌اند، اما در این شرایط جز آنکه منتظر تصمیم منسجم، شفاف و البته بدون اعوجاج نهادهای تصمیم‌ساز باشند چه کاری از دست‌شان برمی‌آید؟ ناگفته پیداست که اصل موضوع کرونا و شیوع آن یک اتفاق غیرقابل پیش‌بینی برای ایران و کل جهان به حساب می‌آید و پرسش این سوال که چرا تصمیم‌سازان نتوانستند اقتصاد کشور را برای چنین روز مباداهایی آماده کنند مشکلی را حل نخواهد کرد. اما در شرایط فعلی چرا مردم تکلیف خود را نمی‌دانند؟ ادارات دولتی و کسب و کارها با پایان یافتن تعطیلات کار خود را تا حد زیادی آغاز کردند. دولت حالا محدودیت‌هایی را قائل شده، اما کرونا قطعاً برایش تفاوتی نمی‌کند یک کارمند 8 ساعت سر کار باشد یا 4 ساعت! در این بین حتی اگر بپذیریم تعطیلی کشور با توجه به شرایط سخت اقتصادی تبعات جبران‌ناپذیری خواهد داشت باید پرسید چرا در زمان تعطیلات تصمیم دقیقی برای فعالیت‌های اقتصادی گرفته نشده است و چرا در همین زمان آموزش‌های لازم برای شیوع کمتر این ویروس در زمان انجام فعالیت‌های روزمره داده نشده است. حلقه مفقوده این شرایط همان عدم شفافیتی است که سال‌هاست به آن عادت کرده‌ایم. برای مردم مشخص نمی‌شود که راهبرد تصمیم‌سازان برای عبور از این شرایط چه خواهد بود. اینکه قرار است مانند ترامپ خیلی راحت منتظر مرگ هزاران نفر باشیم تا چرخ‌های اقتصادی همچنان بچرخد و یا قرار است با انواع حمایت‌های برنامه‌ریزی شده تا پایان این بیماری همه در خانه بمانیم؟ این عدم شفافیت البته با عدم پاسخگویی مناسب نیز همراه است چنان‌که چند پرسش یک بازیگر در برنامه تلویزیونی با واکنش وزیر بهداشت و بیان گله او در سطح وسیع و عالی می‌شود، اما مردم گله‌های‌شان و یا سوال‌های احتمالی را باید همچنان در شبکه‌های اجتماعی در گوش هم زمزمه کنند. در این شرایط باید تکلیف مردم به لحاظ قانونی مشخص باشد که تا چه حد باید در برابر مسئولیت اجتماعی‌شان مورد سوال قرار گیرند. تقصیر با آن‌ها است یا تصمیم‌سازان؟


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام