سرمقاله

ایران ـ آمریکا؛ تغییر در سطح منازعه

جلال خوش چهره

رئیس جمهوری چند روز قبل اعلام کرده بود که ‌در هفته آینده قرار است گشایشی از لحاظ اقتصادی در کشور به وجود بیاید و دست دولت مقداری باز می‌شود.
بعد از این اظهار نظر که البته رئیس مجلس نیز به آن اشاره کرد گمانه‫زنی‫های بسیاری از رسانه‫ها مطرح شد. گمانه‫هایی که از fatf تا گشایش‫های ارزی و حتی رفع تحریم‫ها را نیز در‫بر می‫گرفت. با این همه اما فارغ از اینکه گشایش مورد نظر در چه خصوص است و چه دستاوردهایی برای اقتصاد و معیشت مردم در‫پی خواهد داشت، لازم است تا بدانیم که اقتصاد ایران طی این چند سال و یا بهتر بگوییم این چند دهه تا چه میزان دچار انسداد شده که حالا شاید وعده گشایش اقتصادی نتواند چندان مرهمی بر زخم های معیشتی مردم باشد. ناگفته نماند که در این شرایط البته اگر گشایشی هر چند کوچک در سپهر اقتصادی رخ دهد حداقل می تواند بخشی از سرخوردگی و نا‫امیدی اجتماعی را تسکین دهد.
با این همه اما اقتصاد ایران به واسطه متغیرهایی مانند تحریم، فساد و سوء مدیریت در این چند دهه چنان عرصه را بر معیشت مردم تنگ کرده است که طبق آخرین گزارش مرکز پژوهش‫های مجلس برای رسیدن به درآمد سرانه سال 90 باید 6 سال متوالی رشد اقتصادی 8 درصدی را تجربه کنیم. رشدی که البته با افزایش تولید ناخالص ملی و گشایش ارتباطات جهانی برای صادرات و واردات محقق خواهد شد. ناگفته پیداست که اقتصاد در پیوند عمیق با سیاست خارجی پایدار در ارتباط با جهان قرار دارد که برای قرار گرفتن در مسیر توسعه و رشد اقتصادی گریزی از آن نیست.
نکته مغفول مانده در شرایط فعلی، تغییر فرهنگ اقتصادی مردم طی این چند دهه است. اقتصاد ایران طی این سال‫ها همواره به تورم‫های دو رقمی و بالا اعتیاد پیدا کرده است و به جز چند سال در دولت اصلاحات و دور اول حسن روحانی همواره تورم های بالا را تجربه کرده است. مردم نیز در این شرایط همواره برای جبران عقب‫ماندگی خود یا در بازارهایی مانند سکه و دلار سرمایه گذاری کرده اند و یا مانند همین دو سال اخیر به بازار سرمایه و بورس هجوم برده اند. بازاری که تنها به واسطه قدرت نقدینگی رشد کرده است و هنوز عمقی برای کمک به تولید پیدا نکرده است. در این میان البته راه‫هایی مانند قرعه‫کشی خودرو و یا ثبت نام با شیوه‫های مختلف نیز تبدیل به راهکار مردم برای مصون ماندن تقریبی از کاهش قدرت خرید شان شده است. این به معنای آن است که اقتصاد به جای هدایت مردم به سمت تولید، همواره آن ها را به سمت واسطه گری سوق داده است. حال درنظر بگیریم که حاکمیت تصمیم بگیرید برای تغییر مسیر اقتصادی، روی رشد اقتصادی مبتنی بر تولید تمرکز کند. برای این منظور روابط خود را با جهان گسترده کند و تولید به عنوان پرچمدار اقتصاد نقش‫آفرینی کند. مردمی که در یک روز با نوسان دلار و طلا و بورس و خودرو به سود رسیده اند را می‫توان تشویق به تولید کرد؟
ناگفته پیداست که تغییرات عظیم اقتصادی در کشور نیازمند تغییر در فرهنگ اقتصادی به صورت تدریجی، تغییر در ساختارهای ناکارآمد و جراحی دردناک آن است که روند محور و زمانمند خواهد بود. بنابراین وعده گشایش های اقتصادی در چند روز تنها ممکن است مانند یک تسکین دهنده موقت بر این فشار انباشت شده باشد. در این شرایط شاید بهتر است که مجموعه حاکمیت ابتدا با تغییر نگرش خود به اقتصاد و تبیین بی‫کم و کاست روند توسعه اقتصادی برای مردم در مسیر منطقی بهبود شرایط گام بردارد. اقتصاد ایران نمی‫تواند به یک باره متحول شود. چنانکه اقتصاد ترکیه، مالزی و سایر کشور‫ها نیز در یک روند 10 تا 20 ساله تغییر کرد. اما این تغییر باید توام با یک اعتماد عمومی نسبت به تصمیم‫سازانی باشد که بارها از آنها وعده‫های پوچ شنیده شده است. اعتمادی که شاید برای بازآفرینی آن هم نیاز است تا مسئولان در یک بازه زمانی آن را با عملکرد خود به افکار عمومی ثابت کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام