سرمقاله

ایران ـ آمریکا؛ تغییر در سطح منازعه

جلال خوش چهره

صفحات و کانال‌های بی‌شماری وجود دارند که موضوع کارشان، یا حداقل بخشی از کارشان به اشتراک گذاشتن کوتاه‌نوشت یا تک جملاتی از فلاسفه، فضلا، علما، شعرا و یا هنرمندانی از سراسر دنیا در طول تاریخ است. افراد زیادی هم خواننده این جملات بوده و با لایک کردن و به اشتراک گذاشتن آن به انتشار بیشتر این جملات کمک می‌کنند.اینکه محتوای اصلی این جملات شامل چه نکاتی است؛ گاهی در سایه‌ی چنین روندی (انتشار گسترده) قرار می‌گیرد.
درواقع بسیاری از افرادی که این جملات را پسند یا همرسانی می‌کنند؛ چندان با درستی یا نادرستی و معنای دقیق گزاره‌های آن کاری ندارند. صرفا از آن جهت که با تکرارِ زیاد، معروف و تبدیل به یک کلیشه‌ی ذهنی شده‌اند؛ با تصور درستی این گزاره‌ها، گزینه پسند را فعال می‌کنند. گاهی حتی به ضد و نقیض بودن لایک‌هایی که کرده‌اند توجهی ندارند. ایده‌ای که امروز لایکش کرده‌اند کاملا در جهت عکسِ ایده و جمله‌هایی است که هفته پیش در جایی دیگر پسند کرده بودند.
اما این تمام ماجرا نیست. صرف دیدن و پسندیدن جملاتی از اهل سخن، بنظر می‌آید این روند گزینش، پسند و تکثیر این جملات در نهایت به فرایندی منفعل‌ساز برای مخاطبان، بدل شده‌اند. این ایده‌های گسترده و حتی ضد و نقیض، اما کم‌عمق، گاهی تبدیل به نقشه راهنمای زیست روزمره بسیاری از افراد شده و همین خطرناک است. رفتن به چاه نزیستن با طناب پوسیده‌ی اطلاعات کم‌عمق، و ضد و نقیض و گاهی حتی نادرست. در این نوشتار سعی می‌کنم این روند را تا حدودی روشن کنم.
در ابتدا می‌شود در نحوه گزینش این جملات تامل کرد. انتخاب این کوتاه جملات از میان ده‌ها، صد‌ها و میلیون‌ها جمله از آن مولف و یا حتی انتخاب یک مولف خاص، صرفا سلیقه و انتخاب یک فرد خاص (گرداننده یا گردانندگان آن صفحه یا کانال) با یک زمینه فکری خاص و برای اهدافی خاص است. انتخابی که گاهی برای تایید اهداف ویژه آن رسانه و یا تامین و تایید نظرشان در باب موضوعی ویژه است و یا در حالتی دیگر صرفا به جهت شهرت و جذابیت آن جمله در تامین نظر و جذب مخاطب بیشتر صورت گرفته است. در گام بعدی باید به این فکر کرد که فهم معنای اصلی این جمله فقط در کنار و یا در میان همان میلیون‌ها جمله دیگر آن مولف تا حدودی ممکن می‌شود.
بریدن و گزینش یک قسمت کوتاه از یک کتاب یا فیلم و استفاده ابزاری از آن، می‌تواند نوعی بازی زبانی یا حتی فریب مخاطب باشد. چنانچه گاهی این انتخاب‌ها به گونه‌ای است که منظور اصلی مولف، با انتشار این تک‌جملات مقلوب می‌شود و تنها مخاطبینی متوجه چنین ترفندی می‌شوند که پیش تر در جریان تمام متن بوده‌اند و می‌دانند که مثلا این جمله مربوط به شخصیت منفی آن متن است و یا حتی این مثله و گزینش‌کردن‌ها، می‌تواند برای نوعی همنوایی با روند حاکم بر جامعه و مهر تایید زدن بر بسیاری پیش‌فرض‌ها در اذهان (بخوانید کلیشه‌ها) و به امتناع درآوردن امکان تفکر و عمل خلاقانه باشد. اهدافی که گاه اندیشیده شده و گاه ناآگاهانه و پیش‌بینی نشده است.
ما تک جملاتی از مارکس، نیچه، فوکو، دلوز، فروید، اشو، فرانکل، کریستوا، دوبووار، حافظ، شمس و… می‌خوانیم و در وهله اول خوش‌مان می‌آید و لایک می‌کنیم، بی‌آنکه بدانیم این افراد در چه زمینه فکری و در چه شرایطی و با چه پیش‌زمینه‌هایی و برای چه مخاطبی در چه عصری، چنین جمله‌ای را گفته‌اند. بی‌آنکه به عصر و زمان‌های زیست کانت و دکارت توجه کنیم؛ جملاتی از آن‌ها - مثلا درباره زنان- را دست می‌گیریم و حمایت یا ردشان می‌کنیم.
بنابراین این فرایند گزینشگری و تکثیر جملات قصار، نه تنها روشنگر و آگاهی‌بخش (که ظاهرا رسالت کانال‌ها و صفحات مذکور است) نیستند؛ که اتفاقا به مهر تایید زننده بر افکار پیشین مخاطبان با نقابی روشنفکرانه می‌مانند. نوعی به انفعال درآوردن مخاطب و گرفتن تفکر خلاقانه و نقادانه از او در تحلیل و مواجهه با واقعیت زندگی. کلیشه‌هایی که پیش از این وجود داشته و اکنون به مدد همین جملات زیبا، مهر تاییدی از عالمان معروف هم می‌گیرند.
البته که مواجه شدن با افکار و اندیشه‌های مختلف و کمک گرفتن از آن‌ها برای تحلیل واقعیت‌های روزمره از ملزومات یک زندگی اندیشه‌ورزانه است و هدف از به میان کشیدن چنین بحثی هم لزوما به معنای مخالفت با تکثیر اندیشه‌های مختلف نیست؛ بلکه مقصود مورد غفلت واقع‌شدنِ نوع مواجهه با هر متن، ایده یا تفکری در این روند گزینش و تکثیر (عامدانه/غیرعامدانه) جملات است. هر فکر یا اندیشه‌ای، لزوما در یک یا دو جمله خلاصه نمی‌شود. اگر انتخاب و پسند و پایبندی به این جملات حاصل تامل و غور کردن در مبانی و ریشه‌های فکری آن جمله باشد، بسیار هم پسندیده است.
منبع: برترین‌ها


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام