سرمقاله

صندلی رئیس جمهوری چند؟

محمدعلی وکیلی

«مردم» یکی از مبهم و معماگونه‫ترین واژه در ادبیات سیاسی است. بدین معنی که سیاست ورزان، صاحب منصبان و متنفذین دارای اهداف، منافع و راهکارهای متفاوت و متناقض عملکرد و اظهارات خود را به اعتبار نماینده مردم بودن، توجیه می کنند. اما، واقع امر این است که در جهان معاصر مردم به دو روش سنتی و نوین نظرات خود در امور گوناگون اجتماعی و ملی را بیان می کنند. 1- روش مدنی، قانونمند، کم هزینه و سودمند از طریق نمایندگان منتخب خود در نهادهای سیاسی و اجتماعی و 2- روش سنتی، پرهزینه، غیر مدنی، مخرب و... در خیابان‫ها.‬‬
یکی از چالش‫های جدی عرصه سیاسی، این است که برخی صاحب منصبان، متنفذین و... از واژه مردم برای توجیه عملکرد، اهداف و اظهارات خود به وفور استفاده می کنند. فارق از درستی یا نادرستی عملکرد، اهداف و اظهارات، پرسش اصلی این است که معیار این که چه کسی نماینده مردم است، چیست؟ به عبارتی، مبنای تشخیص اینکه صاحب منصب یا سیاست ورزی واقعاً نماینده مردم است، چیست؟ در دورهای گوناگون تاریخی نماینده مردم بودن، اشکال متفاوتی داشته است. به عنوان مثال، در برخی دوران تاریخی، رئیس قبیله نماینده اعضای قبیله خود بود، برخی مواقع یک فرد درستکار (بااخلاق) یا ریش پسید ممکن بود نماینده مردم یا گروهی از مردم باشد، در برخی اعصار، شمشیر نماینده مردم بود، برخی دوران مردم برای عدالت و راهایی از ناکارآمدی حکمرانان خود افعال نمایندگی را انجام می دادند و... اما بعد از توسعه علوم گوناگون در عصر روشنگری که منجر به پدید آمدن روشهای نوین و کاربردی تعامل میان مردم و نهادهای حاکمیتی شد، ساختارهای مدیریتی جوامع به ضرورت منعکس کننده اشکال نوین و کاربردی حکمرانی مبتنی بر گزینش کارگزاران و صاحب منصبان مدیریتی و سیاسی از طریق صندوق های رای شد. بنابراین، در جهان معاصر دریافت صلاحیت از طریق صندوق رای، تنها معیار تشخیص اینکه است که صاحب منصب یا سیاست ورزی نماینده واقعی مردم است، می باشد.‬
اما متاسفانه، به دلایل گوناگون، فرایند دریافت صلاحیت سیاسی از طریق صندوق رای هنوز در کشورهای در حال توسعه، بومی و کاربردی نشده است.
موضوعی که آشکار کننده عدم صداقت برخی صاحب منصبان و سیاست ورزانی که مجوز نمایندگی یا کارگزاری مردم را ندارند، این است که این افراد درحین استفاده از واژه مردم به منظور توجیه عملکرد و اهداف خود، به این واقعیت عینی، بسیار ملموس و روزمره توجه ای به چگونگی معیشتمردم، اوضواع و احوال اقتصادی، فرهنگی، روابط خارجه، بی نظمی های بی سابقه و باورنکردنی مالی توسط برخی کارگزاران و صاحب منصبان، آموزش و پرورش بی هدف و سرگردان، بهداشت و درمان بسیار ناکارآمد و غیر قابل دسترس برای همه و... ندارند.
واقعیت کاربردی و عینی این است که نظر مردم نسبت به صاحب منصبان، کارگزاران و امور گوناگون، برآیند زیست عینی، ملموس و روزمره است. اینکه در جهان معاصر نظر مردم (شهروندان) نسبت به صاحب منصبان از صندوق‫های رای بیرون می‫آید. بنابراین تنها افراد، صاحب منصبان، سیاست ورزان و کارگزارانی که مجوز نمایندگی خود را از صندوق‫های رای اخذ کرده‫اند، می‫توانند ادعا کنند که حرف، مطالبات، اهداف و ... مردم را بازگو یا نمایندگی می کنند. اما واقع امر این است که شخصیت های گوناگونی که مجوز بازگو کردن یا نمایندگی نظرات، مطالبات و اهداف مردم را کسب نکرده‫اند، پیوسته نظراتی را بازگو می کنند که مدعی هستند نظرات و مطالبات مردم (شهروندان) است. به عنوان مثال، قردی برای شاد کردند دل مردم خواستار اشد مجازات برای بالاترین مقام اجرایی کشور که منتخب میلیون‫ها نفر از مردم است، می باشد. بازگو کردن نظرات و مطالبات مردم (شهروندان) بدون مجوزی که از صندق های آرا دریافت شده باشد، حاکی از عدم صداقت و اهداف مغایر منافع و امنیت ملی است.‬‬‬‬‬‬‬
لازم نیست تا نظر یکا یک مردم (شهروندان) را پیرامون کارگزاران مدیریت سیاسی جویا شویم. تنها با تهیه برخی آمارها در عرصه‫های اقتصادی، معیشتی، درصد بیکار اقشار گوناگون، کیفیت و دست آوردهای نظام آموزشی در سطوح گوناگون، میزان سودمندی روابط خارجه، کیفیت اخلاق سیاسی، میزان امید شهروندان و... می توان نظر دقیق شهروندان درمورد کارگزاران را دریافت کرد.‬
آیا خطاست اگر گفته شود تنها افرادی که از صندوق های رای و بدون حاشیه، صلاحیت و مجوز نمایندگی می گیرند، مجاز هستند خود را نماینده مردم بنامند.
کورش الماسی


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام