EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 30 مهر 1396   Sunday 22 October 2017

سرمقاله

خاورمیانه و دوران پسا داعش

جهانبخش محبی نیا

رضا اکوانیان-فیض شریفی از آن دسته آدم‌ها است که مدام آرزو می‌کنی کاش می‌شد به تعداد فراوان از آن‌ها تکثیر کرد تا جهان جای زیباتری برای زیستن می‏شد. 14آذر1334در بهبهان به دنیا آمد و می‏گوید مادرم مرا به خاطر دل خودش به دنیا آورد. در دانشگاه تهران کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی خوانده و سال‏های زیادی آموخته‏هایش را در دانشگاه و دبیرستان تدریس کرد. این شاعر و پژوهشگر بزرگ 35 اثر جاودان و 18 اثر در دست چاپ دارد.
با توجه به حجم بالای کتاب هایی که درباره شاعران تالیف کرده اید، آیا با ذهنیت خاصی به سراغ بررسی آثار یک شاعر می‌روید؟
بله! پاری از نقد نیاز به ذهنیت قبلی و خاصی دارد و پاری نه. مثلاً من نمی‌توانم با یک نگاه هم سراغ شاعرانی چون کسرایی و شفیعی کدکنی بروم و هم سراغ یدالله رویایی و منوچهر آتشی بروم. از سویه‌ای دیگر برای دستیابی به سبک شاعر باید به بسامد واژگانی، بسامد وزنی و تراکیب تصویری، ایماژها و آرایه‌های ادبی و بن‌مایه‌های شعری شاعر توجه کنم. با همین ویژگی‌ها متوجه می‌شوم که شاعر مدرن هست یا نیست؛ یعنی از کلمه تا سطر. بعد سطرها را بررسی می‌کنم که آیا به شکل عمودی به هم مرتبط هستند یا خیر. در اینجا به بافت و ساخت و آهنگ که مجموعاً باعث شکل شده‌اند، می‌پردازم. شکل مکانیکی و شکل اندامواره این معیارها یک کار آکادمیک است. تفاوتش با کارهایی که در دانشگاه‌ها انجام می‌شود در آنجاست که مجردکاری نمی‌کنم. مثلاً صرفاً نمی‌گویم نادرپور از 34 وزن عروضی استفاده می‌کند. بلکه کاربرد این وزن‌ها را در مضامین تغزلی یا حماسی بررسی می‌کنم یا وقتی آرایه‌های ادبی شاعر را برجسته می‌کنم چگونه گفتن شاعر و اقبال او به بعضی از آرایه‌ها را نشان می‌دهم. شاعران امروز بیشتر از آرایه‌های استعاره‌های حس‏آمیزانه و مکنیه و پارادوکس استفاده می‌کنند. این کارها ریاضت کشی یا جان‌سختی زیادی می‌طلبد. بعضی از مواقع نقد ذوقی هم کرده‌ام. برای بررسی اشعار کسرایی مجبور بوده‌ام به زمینه‌های اجتماعی و سیاسی اشعار او توجه کنم. یا وقتی شعرهای آتشی را می‌خواندم باید جریان‌ها و موج‌های ادبی را مورد ارزیابی قرار می‌دادم چون او معمولاً در تمام نحله‌های ادبی عصر خود مشارکت داشته و برای شعر زمان رویایی باید فلسفه هوسرل را هم مطالعه می‌کردم و شعرهای شاعران اروپایی را زیر و رو می‌کردم.
آیا به نیما تحت عنوان پدر شعر نو و حرف‌ها و نظریه‌های او در مورد شعر هنوز هم باید توجه کرد یا فکر می‌کنید دوره‌ی او هم گذشته است؟
در ایران ما جز نیما نظریه‌پردازی نداریم. از لحاظ نحله فکری و حتی زبان شعری نیما از تمامی شاگردانش پیشروتر است. شاخصه‌های شعر نیمایی را گفتم. آن‌ها را علاوه کنید به این اصول عقیده: نزدیک کردن نظم به نثر و نثر به نظم... اگر آنتولوژی شعر نیما ادامه داشت الآن نامی از فروغ فرخزاد نبود. چون شاعران بزرگی در نصاب او داشتیم ولی در هجوم موج‌ها غرق شدند.
شعر نویِ ما بیشتر بر فرم متکی است یا محتوا؟
شعر نو بیشتر بر محتوا متکی ست ولی ما اصولاً شعر بی فرم نداریم. هر محتوایی قالب خودش را پیدا می‌کند. شعرهای سهراب سپهری هم فرم تصویری دارد. واژگان با هم تناسب دارند سطرها هم به هم مربوط‌اند. جناب حقوقی معمولاً دنبال شکل روایی بود. این را گفتم که کم‌لطفی درباره‌ی این شاعر توانمند جبران شود. البته آنچه می‌ماند معماری است. به تخت جمشید نگاه کنید. معماری فرمیکی دارد.
شعر امروز چقدر از سنت‌ها فاصله گرفته یا فکر می‌کنید به آن نزدیک است؟ تاثیرپذیری از اشعار غیرفارسی را تا چه حد درست می‌دانید و آیا در شعر باید به تاریخ و فرهنگ توجه داشته باشیم یا تفاوت چندانی ندارد؟
شعر نو از دل سنت بیرون آمده و شعر نیما در زبان از ایرج میرزا در قالب نوع تصنیف متاثر چارپاره‌های شعرهای کبوتران من و شباهنگ ملک‌الشعرا در دوبیتی پیوسته از رشید یاسمی در قطعه از پروین اعتصامی در غزل سیاسی اجتماعی از فرخی یزدی در تحول محتوی و شکل از لاهوتی وام گرفته. انتشار کتاب خانواده سرباز و سه قطعه کوتاه عجولانه و نسنجیده نبود. نیما می‌گوید: جای تاسف است 1300 سال متجاوز است که ایران یک طرز و یک خیال شاعرانه را در شعر و نثر خود پیروی می‌کند. افسانه نیما و محبس بیرق‌های موج انقلاب شعری فارسی هستند. در شعر افسانه که مسمط ترکیبی است جای پایی از اشعار لامارتین و آلفرد دوسه از شاعران فرانسه دیده می‌شود. شهریار، توللی و خانلری از شعر افسانه الهام گرفته‌اند. نیما قید تساوی مصراع‌ها را برداشت. شعرش حاصل تجربه و محیط زیستی اوست. نوع روایت و توجه به عالم واقع و روایت تئاتری و سمبولیسم نگاه او را به آن‌طرف مرز می‌برد. شاملو معتقد بود که این‌ها کافی نیست. او با ترجمه اشعار شاعران اروپایی و تاثیر از آن‌ها به وزن درونی شعر سپید رسید و کمی شعر را انتزاعی کرد. برخورد نیما با شاملو در همین‌جا بود. امروز این تاثیرپذیری از اروپاییان شدیدتر هم شده. بسیاری از شعرهایی که می‌خوانم گویا بیشتر ترجمه باشد تا الهام. به نظر من گرفتن نحوه نگاه از شاعران اروپایی خیلی خوب است ولی به قول نیما در بی‌نظمی باید نظمی هم داشت. اگر زیاد از تاریخ و فرهنگ خودمان فاصله بگیریم بیم آن‌که ارتجاع ادبی پا بگیرد بسیار است. هرچند فرهنگ مرز ندارد اما مردم توقع دارند که شعر نباید عاطفه و وزن را کاملاً کنار بگذارد و یا به خیام و نظامی و مولوی و سعدی و حافظ و صائب و بیدل کم‌اعتنایی شود. فردوسی که جای خود دارد. خیام هم از اپیکوریان و هوراس تاثیر گرفته بود ولی شعرش بومی ست. می‌دانید چرا شاعران و نویسندگان ما چرا جایزه نوبل نمی‌گیرند؟ یکی از عوامل آن این است که مجری تجارب غربی‌ها شده‌ایم. دوم این است که توی باد ناسیونالیسم ایرانی‌مان غلت می‌زنیم. چرا گارسیامارکز کلمبیایی می‌تواند چون او به‌خوبی فرهنگ بومی خود را با آن‌سوی مرزها کیپ کرده است و به‌خوبی توانسته آن را عرضه کند.
کتاب‌های شعر زمانِ، در مجامع ادبی و مطبوعاتی انعکاس زیادی داشت، اما شما همواره سکوت کرده‌اید و تنها در بعضی موارد آن هم در حد چند کلمه به دفاع از این نقدها پرداخته‌اید. در شرایط اکنون لازم نمی‌دانید بعضی از مسائل و معضلات نقد جدید را برای اهل ادب باز کنید؟
یک ضرب‌المثل انگلیســی می‌گوید: «وقتی حرفی از دهان شما بیرون می‌آید دیگر مال شما نیست.» هر کس می‌تواند اظهارنظر کند و این حق دوســتان ناقد و شاعر اســت.
از میان کتاب‌هایی که تاکنون در قالب شعر زمان کار کرده‌اید، نام‌های بزرگی به چشم می‌آیند که بعضی از آن‌ها تفاوت‌های بسیاری با هم دارند؛ چطور این‌همه شاعر متفاوت را کنار هم کار کرده‌اید؟ مثلاً نام‌هایی چون حمید مصدق یا یدالله رویایی و نادر نادرپور.
بگذارید از نادر پور شروع کنم. نادرپور بعد از توللی بزرگ‌ترین شاعر رمانتیک ایران است. چه کسی به‌طورجدی درباره کلیه‌ی آثار ایشان نوشته؟ نوشته‌های پراکنده‏ای هست که یا تعارف دوستان اوست یا تخطئه‏ی این شاعر گران‌قدر است. لقب شازده برای او گران تمام شد. او سال 56 در کوران مبارزات مردم 3 کتاب چاپ کرد ولی استقبالی از او نشد. شعر ایران افتاده بود زیر بلیت براهنی، شاملو، اخوان و کدکنی، همین لقب شازده باعث شد که آثار او را نخوانند. درصورتی‌که اشعاری در حد و قواره شاملو و اخوان داشت و شاید جرمش آن بود که با خانلری و توللی نرد می‌زد یا مخالف راست‌گرایی بود و از لحاظ هنری از آن‌ها چیزی کم نداشت. فروغ فرخزاد در اوج مصاحبه‌ای کرد و گفت: تصویر به چه درد من می‌خورد. چرا این‌قدر وسواس داری. یک دفعه هم دست نشسته غذا بخور ببینم چی می‌بینی... این‌ها برای تخریب او کافی بود. رویایی مطلبی نوشت متعادل بعد هم او را زدند که شعرت رفته تو قفسه. بعد از مرگ نادرپور دوباره درگیر شعر و مرگ او شد. شما می‌گویید این شاعران متفاوت‌اند؟ رویایی در کتاب بر جاده‌های تهی که کتاب قطوری هم هست مثل نادرپور رمانتیک است. اصلاً سبک‌ها در هم می‌لولند. بزرگ‌ترین شاعران جهان رمانتیک بوده‌اند: شکسپیر. پوشکین. بایرون. بلیک و... رویایی در کتاب دریایی‏ها و دلتنگی‏ها و لبریخته‏ها بن‌مایه‌های رمانتیکی دارد، منتها با زبان نو و مدرنی شعر می‌گوید. حمید مصدق البته در زیر سایه‏ی نادرپور افتاده و صلابت او را ندارد ولی تا حدودی تاثیرگذار بوده. اصولاً شاعرانی را بررسی کرده‌ام که آنتولوژی داشته‌اند. نسب‏شناسی کرده‌ام که از چه کسانی تاثیر گرفته‌اند و بر کدام تاثیر گذاشته‌اند. یک سرِ کار هم برمی‏گردد به ناشر. او کتبی را پیشنهاد می‌کند که به تقریب فروش داشته باشند. به هر معنی من انتقاد هم می‌کنم. من طرفدار شعر خوبم. قالب برایم خیلی مطرح نیست. نادرپور چارپاره‏ای دارد به نام قصه‏ بهاری که از شعرهای نیمایی‏اش شکیل‏تر است. شعر کوچه‏ی مشیری با یک دست‌کاری مختصر می‌شود مثنوی. شاعر فقط سطرها را کوتاه بلند کرده است. ظاهراً شعر نیمایی است. من حرف‌های خودم را زده‌ام. ضمن آن‌که بی‏طرفی‏ام را حفظ کرده‌ام. اصلاً کسی نمی‏پرسد مطابق چه اصولی این شعرها را به‏گزین کرده‏ای؟ فلان ناشر نظامی می‌گوید کار که ندارد. برای تو کار ندارد. برای من آب برداشته. بعضی از این اشعار صدای زمانه خود بوده‌اند. بعضی هنری‏اند. بعضی ساختارمند هستند و بعضی در خاطره‏ها مانده‏اند. حالا حساب کنید که من چقدر شعرهای ضعیف را کنار گذاشته‏ام و چقدر در این زمینه سعی کرده‌ام با خط فکری و خط زمانی و نظریه‌هایم آن‌ها را منطبق کنم. شاید اشتباه هم کرده باشم.
شــما بعد از 27 کتاب در مقوله‌ی نقد و شــعر، به داستان رو کرده‌اید. آیا دیگر قصد ندارید دراین‌باره کار کنید؟
راجر مگاف می‌گفت: «من بعد از پانزده ســال شاعری به سمت داســتان رفتم، چون تا در شــعر تبحری نداشــته باشــید نمی‌توانید داستان بنویسید.» کتاب «کیمیای رحمانی» نقد فیلم و شعر، کیمیایی و نصرت رحمانی است که با ســاختار داستان ســراغ آن‌ها رفته‏ام. اصولاً کیمیای رحمانی مقصود کیمیایی الهی است. کیمیا، نام یک زن است. زن‏های داستان و سینما و شعر، در این جامعه‏ی نرینه سالار پایمال شده‌اند. من از این نگره سراغ زیبایی‏ها رفته‏ام. زیبایی‏ها و معصومیت‏هایی که له شده‌اند. کتــاب «غم دونده» که به همت انتشــارات نوید به بازار آمده داســتان، نمایشــنامه و نقد سووشون ســیمین دانشوراست. اگر کتاب شعری در سطح شعر شاعران معاصر ایران چاپ شود؛ می‏نویسم. اگر جوانی کتاب خوبی چاپ کرد هم نقد می‏کنم.
این‌همه شعر گنگ و پیچیده و نامفهوم را محصول چه می‌دانید؟ آیا اصولاً قائل هستید که شعر باید پیچیده و در نگاه یا خوانش اول یا حتی دوم و چندم نامفهوم باشد یا آن‌طور که خود شاعران می‌گویند تاول پذیر باشد؟
نیما هم چند شعر پیچیده دارد مثل پادشاه فتح که تاکنون کسی نفهمیده و کسی هم روی آن مانور نداده. جایی می‌گوید: در آن هنگام که این سالخورده انبوه دندان‌هاش می‌ریزد. گویا سالخورده آسمان است. دندان‌ها ستارگان... نیما می‌خواسته بگوید صبح شده اما مفهوم نهایی این شعر بیرون نیامده اتفاقاً شعرهای متوسط نیما و شاملو بیشتر مورد توجه مردم قرار گرفته است. به نظر من مطلب مهمی در جهان شعر نیست. حافظ را هم که بخوانی موضوعی ندارد که دیگران نگفته باشند. مهم خلاف آمد عادت و چگونه گفتن است. بعضی خود را بی‌خودی گل‌آلود می‌کنند که عمیق جلوه کنند. هنر واقعی آن است که مفاهیم عمیق را با زبان ساده بیان کنی. ادبا به آن می‌گویند سهل ممتنع یا سهل محال؛ یعنی ساده بگویی اما تقلید از آن یا مثل آن بیان کردن مشکل باشد. سعدی می‌گوید.: من دست نخواهم برد الا به سر زلفت/گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی؛ او با یک پارادوکس کاری کرده که فقط از دست خودش برمی‌آید. این سهل ممتنع یک‌لایه است. شعر امروز سهل محال چندلایه هم دارد. (می‌آیند با چراغ با کلمه فروغ می‌پاشند می‌گویند: ما صاحب سیب‌ها هستیم خانه را روشن می‌کنند تاریک می‌روند.) اگر کسی مطلب پیچیده‌ای دارد و نمی‌تواند با شعر بگوید. برود با نثر بیان کند. بیدل خیلی سرخاب سفیداب به اشعارش مالیده به همین دلیل ما را از مطالبی که گفته محروم کرده. این‌ها که در نصاب بیدل نیستند. از خودشان هم بپرسید در تاویل شعرشان عاجزند. همین کارها را می‌کنند که هنوز شعر مشیری و حمید مصدق خوانده می‌شود و از آن بدتر شاعران ساده‌لوح روی موج سوارند
چرا این‌همه تشتت و پراکندگی فرمی و معنایی وجود دارد. خیلی‌ها معتقدند که در ادبیات امروز شعر یا شاعر اثرگذاری نداریم وگرنه مخاطبان امروز همچنان پیگیر خواندن شعر نو هستند و به‌نوعی علاقه‌مندان تشنه بسیارند. با این نظر موافق هستید؟
مگر این تشتت و پراکندگی مخصوص کشور ایران است. سینما و تئاتر و تکنولوژی و ... روی شعر ایران تاثیر نهاده. جهان پسامدرن و شاخصه‌های آن را هم علاوه کن. چند متنی. گسسته نویسی. فضای تیمارستانی. چرخش زاویه دید و... باعث شده که ما در سطحی مسطح حرکت کنیم. عصر قله‌ها سرآمده. پسامدرنیسم در ایران به خوبی مفهوم نشده. پسامدرنیسم با هیچ مکتبی دشمنی ندارد و اصولاً مکتب نیست که بشود بر اساس آن زندگی کرد. یک وضعیت التقاطی است از جد و طنز. پسامدرن‏های ایرانی می‌خواهند تمام شاخصه‌هایش را در متن بگنجانند. درصورتی‌که یک یا چند تا از این ویژگی‌ها گاهی جواب می‌دهد. به ناباکف می‌گویند: تو پسامدرن هستی؟ جواب می‌دهد اگر مارکز باشد منم هستم. ظاهراً گویا پسامدرنیسم یک نوع تشریفات است. الآن دیگر آن تب‌وتاب در اروپا هم نیست. ما هنوز رمانتیسم را هضم نکرده‌ایم. رفته‌ایم سراغ امپرسیونیسم یا پسامدرنیسم چند پله چند پله می‌خواهیم بپریم؟ پسامدرنیست‏ها بیشتر فیلسوف بوده‏اند آثار خوبی هم به‏جا گذاشته‏اند اما ما را هم گیج کرده‌اند. بزرگان ما هم جام کرده‌اند و درجا زده‌اند. در شعر آیت صمیمیت مهم است. هر چیز مصنوعی به آن صدمه می‌زند.
اینکه می‌گویند شاعر و نویسنده باید اهل مطالعه باشند، به نظر شما بعد از چه مدت این مطالعه و خواندن در آثار آن‌ها نمود دارد؟ آیا هرکسی نباید با توجه به استعداد و علاقه‌اش بخواند یا همه، همه‌چیزی بخوانند؟
بعضی از آثار بزرگان را باید خواند. مثل خیام، فردوسی، نظامی، مولوی، سعدی، حافظ، بیدل، صائب و شعر معاصر را و ادبیات اروپا را بعد از چند سال سمبه‏ات پرزور می‌شود. خلاقیت و پشتکار و نگاه کردن هم مهم است. بعدازآن باید شروع کرد و نوشت. جوشش کافی نیست، کوشش هم مهم است. امثال حکم دهخدا و کوچه شاملو گاهی می‌تواند افراد عجول را اقناع کند.
چرا برای شعر نو جای خاصی در آکادمی‌ها باز نمی‌کنند و یا دانشکده‌ای برای این منظور تشکیل نمی‌شود؟
چه کسی باید آکادمی باز کند؟ شعر نیمایی بعد از سبک عراقی در ابعاد استاتیکی، عاطفی، پشتوانه‏ی فرهنگی و گستردگی اجتماعی در برابر سبک خراسانی و هندی پیشگام‌تر است منتها شاعران انقلاب اسلامی به آن عنایتی ندارند و حتی آن را سبک نمی‌دانند و می‏گویند ضد مردمی است و اشعار خودشان را قوی‌تر از شعر معاصر ایران دانسته‌اند. چندی پیش در روزنامه‏ی جام جم نظریه‌های آن‌ها را خواندم و دچار اعجاب شدم. قطعاً آن‌ها نمی‌گذارند آکادمی و دانشکده‌ای تاسیس شود. ادبیات معاصر در دانشگاه‌ها 2 واحد است که افراد متخصصی آن را تدریس نمی‌کنند. در هر کجای جهان اگر این کتاب‏ها چاپ می‌شد نویسنده‏ی این آثار را برای تدریس به دانشگاه دعوت می‌کردند. من فکر می‌کنم این یک سوال رویایی است.
ادبیات امروز روزهای شلوغی را تجربه می‌کند و کتاب‌های زیادی از شاعران مختلف چاپ می‏شوند که در زبان و فرم شباهت زیادی به هم دارند. مخاطب شعر چگونه می‌تواند شعر خوب را از شعر بد تمیز دهد؟
فکر کنم به‌اندازه‌ی کافی پاسخ این سوال را در بخش‌های قبلی داده‌ام. بسیاری از جوانان انگار با یک زبان حرف می‌زنند. حتی آن‌هایی که زبان‏کاری می‌کنند. برخی شعرهای خوبی هم گفته‌اند. در نهایت شعری که مرا یا دیگری را تکان بدهد شعر است؛ حتی اگر از استعاره یا تزیینات صوری تهی باشد.
با توجه به شناختی که از دوره‌های مختلف ادبیات در کشور دارید، وجود محافل شعر و داستان‏ و کارگاه‌ها را تا چه اندازه مفید می‌دانید و آیا می‌توانند به ادبیات در راستای تولید آثار ماندگار کمک کنند؟
از نگاه من کارگاه‌های شعری محاسنشان بیش از مضرات آن است. روزی ایرج میرزا گفت: شاعری طبع روان می‌خواهد/نه معانی نه بیان می‌خواهد. حافظ پیش‌تر سرود: قبول خاطر و حسن سخن خدا دادست. حافظ و ایرج کلاس‌های شعری را طی کرده بودند. البته طبع روان و حسن سخن شرط اول شاعری ست. بسیاری از این جوانان وقتی وارد این کارگاه‌ها می‌شوند از اعتمادبه‌نفس کافی برخوردار نیستند ولی به‌ مرور وارد استخر می‌شوند و به شنا کردن ادامه می‌دهند و از دوستان خود هم می‌آموزند که چگونه به اشعارشان سروسامان دهند. بعضی از دوستان شاعر تفاوت شعر نیمایی و سپید را نمی‌دانند و نیاز دارند در این کلاس‌ها شرکت کنند. مضرات این کلاس‌ها این است که گاهی مدرسان این کلاس‌ها عواطف و تخیلات آن‌ها را کانالیزه می‌کنند و بخش بزرگی از ظرفیت شاعر را منهدم می‌کنند. گاهی هم به جوانان کتاب‌هایی معرفی می‌کنند و آن‌ها را به سمت عرفان دروغینی می‌برند که بسیار مخرب است. عرفان ضد عقل و اشعری و مرید و مرادی. بعضی از شاعران بزرگ معاصر با نبوغشان جوانان را گمراه می‌کنند. همان‌گونه که محمد غزالی و مولوی در بخشی از آثارشان مرض قند تصوف را در شریان‌های جامعه تزریق کردند. شوربختانه بعضی از دوستان وقت کافی برای تصحیح اشعار جوانان نمی‌گذارند. گاهی با جابه‌جا کردن یک یا چند کلمه می‌توان یک شعر را نجات داد. کارگاه‌های داستانی بسیار موثرتر از کارگاه‌های شعری ست. من از گلشیری خیلی آموختم. گلشیری چند داستان‌نویس خوب به ایران معرفی کرد مثل ابوتراب خسروی و صمد طاهری. بعضی از نویسندگان مثل دولت‌آبادی بهتر است به جای مصاحبه‌های وقت‌گیر باید کلاس‌های داستانی دایر کنند و چند داستان‌نویس به جامعه تحویل دهند .
چقدر با جریان سازی و نام‌گذاری شعر در دهه‌های مختلف و موارد دیگر در شعر نویِ این روزها موافقید و به‌طورکلی آن را درست می‌دانید؟
جریان‏سازی‌ها همیشه بوده و هست و مختص ایران نیست. از دل این جریان‌ها شاعران خوبی بیرون آمد اما نتوانستند از پس سپهری و شاملو و اخوان و فروغ و نصرت و آتشی برآیند و برنمی‌آیند. هنر یعنی حذف. نه با هیاهو و باندبازی یا ناسزا. تولستوی می‌گوید: اینکه بگویید این غذا خوب است اما کسی نمی‌تواند بخورد حرف درستی نیست. عمده‌ی نوابغ، آثاری که خلق کرده‌اند مردم از آن‌ها خورده‌اند و استقبال کرده‌اند.
بعضی از اهالیِ ادبیات امروز از کتاب‌ها دور و به صفحه‌های مجازی روی آورده‌اند. این فضای مفید و وحشتناک بخش زیادی از زمان مطالعه‏ی مولفان را گرفته است. آیا استفاده از این فضا می‏تواند به بهتر شدن اوضاع ادبیات کمک کمک کند؟
بله جان! این فضا فایدتی اندک دارند و آن معرفی نویسندگان و شاعرانی ست که دستشان از مطبوعات تهران کوتاه شده است و در هیچ باندی جا نگرفته‌اند .جالب است من 5 کتاب درباره نصرت رحمانی نوشته‌ام می‌روند با کسانی صحبت می‌کنند که نمی‌دانند این شاعر چند کتاب دارد. این فضای مجازی برای جوانان بی‌پناه که آثارشان را چاپ نمی‌کنند هم تاثیرگذار بوده است. حتماً آثار مثبت دیگری هم دارد ولی اصیل نیست. من دوست دارم دو بال کتاب را باز کنم و به پرواز درآیم. این فضا به من چیز زیادی نداده. الآن هم در آمریکا بسیاری از این فضا فاصله گرفته‌اند، چون روحیه آنان را ارضا نکرده است. آن‌ها دوباره برگشته‌اند به کتاب. ما هم باید منتظر باشیم ببینم چه می‌شود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام