سرمقاله

امید دادن با روش‫های اعتمادسوز!

محمدعلی وکیلی

ایراد بزرگ مخالفان نتیجه انتخابات هفتم اسفند همانی است که علایم آن به ویژه در سال‌های اخیر نمود داشته است؛ پرهیز از تعقل و تحلیل واقعی جامعه امروز ایران. آنان به جای پرداختن به چرایی رویگردانی مردم از افراطی‌گری آمیخته با آرمانخواهی‌های بی‌شکل، به رمز گشایی جعلی از عواملی می‌پردازند که همچنان بیگانه با واقعیت‌های جاری است.
هفته‌ای که گذشت،‌رسانه‌های وابسته به رویکردهای افراطی انواع اتهام‌ها علیه اکثریت مردم و خاصه شهروندان تهرانی را دلایل نتیجه انتخابات اخیر برشمرده‌اند؛ از جمله اینکه تهرانی‌ها به دلیل ارتکاب بیشترین بزه‌های اجتماعی و اعتقادی،‌ غرب‌زدگی، اشراف طبقات مرفه و سرمایه‌دار شمال شهر نشین، بیگانگی با فرهنگ انقلاب و ضدیت با بنیان‌های نظام و... آراء خود را به نفع کسانی به صندوق‌های رای ریختند که به زعم آنان با جریان‌های انقلابی فاصله دارند. اینگونه رمز گشایی از چرایی انتخاب مردم نه تنها به ترمیم جایگاه افراطیون هیچ کمکی نمی‌کند بلکه میان آنان با مردم هرچه بیشتر فاصله می‌اندازد. در این‌حال شیوه تحلیل انتخاباتی جریان یاد شده بیش از آنکه بخواهد در خدمت تاباندن نور به تاریکی فهم آنان از آنچه رخ داده باشد، نوعی توجیه‌گری عافیت طلبانه برای کسانی است که تصورات افراطیون را پیش از برگزاری انتخابات باور کرده بودند.
رفتار افراطیون ناشی از دو عامل اصلی است: نخست، عدم شجاعت تحلیل واقعی از دلایل آنچه رخ داد. دوم؛ فقر معرفتی در تحلیل اوضاعی که با تغییر مستمر همراه است. عوامل بالا به طرزی همپوشاننده به رفتارهایی انجامیده که هر روز شاهد انتشار اتهـام‌های تازه و دریدگی‌های لفظی علیه مردم رای دهنده در این سو و آنسوی کشور هستیم.
نتیجه انتخابات هفتم اسفند فارغ از آنکه واگذاری میدان به این یا آن جریان رقیب باشد، حاوی این پیام روشن است که مطالبات بدنه اجتماعی -بی‌توجه به رقابت‌ها در هرم قدرت- خواستار عادی سازی اوضاع به نفع مردمی است که زندگی آرام، با ثبات و با هدف معلوم را خواستارند. اگر افراطیون به جای اتهام‌زنی‌های خود به تحلیل چرایی رویگردانی مردم _ به ویژه طبقه متوسط و کارگر _ از رویکردهای تجربه شده بپردازند، آنگاه خواهند توانست آنچه رخ داده را بهتر درک کرده و اوضاع را به شکل واقعی و قابل فهم تبیین کنند. در این‌صورت است که می‌توانند به جای ترسیم خیالی چشم‌انداز وحشت از آینده، به درستی و در خدمت به منافع کشور و نظام خطرات پیش‌رو را شناسایی کرده و برای دفع آن نظریه سازی کنند. اما مشکل اینجاست که افراطیون به دلیل فقر معرفتی قادر نیستند تصویر روشنی از اهداف خود ارائه دهند. تریبون‌های آنان عموما در اختیار کسانی است که به جای ایجاد جاذبه، ‌هر لحظه دافعه تولید می‌کند. از همین رو معمولاً سخنانشان بر هیچ دستاویز عینی و ذهنی متکی نیست؛ همچنان احساسات بر عقلانیت چیره است؛ هنوز صحنه رقابت‌ها را بر اساس منازعه بدون باخت یا باخت می‌سنجند؛ فاقد تشخیص اوضاع از حیث زمان و تغییرات هستند؛ واقعیت گریزی مشخصه آنان است و سرانجام مشغول منازعه‌ای بدون هدف معلوم هستند.
اگر قرار است مخالفان نتیجه انتخابات هفتم اسفند واکنشی منطقی و معقول داشته باشند و این امر بتواند دستمایه آنان برای بقا در آینده سیاسی کشور باشد، لازم است هم شجاعت تحلیل واقعیت جاری را داشته باشند و هم عافیت‌طلبی توجیه‌گرانه را در دلیل تراشی برای شکست خود در انتخابات کنار بگذارند. فحاشی به شعور مردم آب در هاون کوبیدن است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام