سرمقاله

لبنان پس از انفجار

جلال خوش‫چهره

حمید الهی- گاهی می‌شود دست کرد در جیب توی خیابان صبح شسته. باد زده ی شب. تمیزِ طلوع ِ دم صبح. میان سرد و گرم تابستانی راه رفت. یا اصلاً نشست روی گوشه ی مبل قهو ه ای راحتی و لم داد و به کتابخانه نگاه کرد و کتابی را از سر بی حوصلگی برداشت و چند ورقی خواند و بعد بلند شد و نشست پشت میز همیشه آشفته که حالا چندی روزیست مرتب شده. روی تکه کاغذی جا مانده از نقشه های تحویل داده نشده به مشتری نوشت. بدون لغزش در ماضی و آینده... درست چسبیده به زمان حال. گمان برد که می‌شود از نقشه های روی میز، از طراحی های پر از گوشه و مکعب چیزی یافت که همین طور روی کاغذ ولو شده اند.... می‌شود آموخت.. بینِ خاطره و حضور، بینِ بودن و نبودن فاصله‌ای نباشد.
«ما آدم‌ها هستیم که فاصله‌ها را می‌سازیم و یا از میان می‌بریم....»


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام