سرمقاله

خشاب ترامپ؛ پر یا خالی؟

جلال خوش‫ چهره

محمدعلی نویدی
قسمت چهارم
در این بخش از مقاله به برخی از تاثیرهای پرسش و پرسش گری در زندگی واقعی و عینی می پردازیم.
زندگی در پویایی و تحرک و تولید و توسعه، باقی و بالنده است، و پرسش خروج از ایستایی و توقف و رکود و خمود و خاموشی می باشد، گویی، پرسش تاباندن روشنایی و نور در افق زندگی است، پرسش دعوت به حرکت و تحرک فکری و عملی است ؛ زندگی در پویش و رویش و آرامش در جریان و مسیر واقعی و ثمر بخشی حقیقی، قرار می گیرد ؛ سوال به قصد جدل و مجادله سبب بحران عملی و به هم خوردن نظم زندگی و در نتیجه موجب بهم خوردن تعادل امور زندگانی می شود، پس، پرسش لاجرم شایسته است به قصد دانستن و فهمیدن و ادراک کردن و شناختن و ساختن و نیک عمل کردن باشد، چنین پرسشی با زندگی نسبت واقعی دارد، یعنی، پرسش زندگی را از بن بست و بحران خارج می کند؛ پرسش از روی تامل و خردمندی باعث پرهیز از زندگی از مغالطه و دوری از مغالطه گری می شود، مغالطه زندگی را به غلط می اندازد، غلط انداز زندگی است، زیرا، بجای استدلال درست، قیاس غلط و نتیجه غلط به بار می آورد، مغالطه قیاسی است که از حیث صورت یا ماده یا هر دو، غلط است، زندگی در برهوت و کویر مغالطه سروسامان نخواهد داشت و ندارد ؛ پرسش آدمی را از سطحی نگری و ظاهربینی و قشری گری، نجات می دهد و او را به تعمق و تدقیق و تامل و تفکر، دعوت می کند، زندگی جاندار و روح مند، هرگز با سطحی نگری، سازگار نیست، پرسش به دنبال محور و مرکز و کانون و جان زندگی است، بی تردید، در جریان زندگی موضوعات و مسایل و مشکلات عدیده و کثیره بوجود می آید، این معضلات مستحدثه و جدید و نو پدید، نیازمند پرسش ها و پاسخ های نوین است تا چرخ زندگی بدرستی بچرخد، مشکلات عملی و اجتماعی، از قبیل، اعتیاد، بیکاری، فقر، قضاوت های بی دلیل، تهمت های ناروا، به خطر افتادن سلامت روحی و جسمی، بی اعتمادی و رواج دروغ و کم شدن آستانه تحمل، و صدها مورد دیگر، از جمله مشکلات مبتلابه زندگی هستند که با نوع نگرش و پرسش، ارتباط دارند ؛ راه حل این مشکلات سطحی نگری و ظاهر بینی و توصیف معلول ها و پدیدار ها نیست، بلکه، راه حل، راه گشا در مطالعه و عبرت و تجربه و تفکر و خردمندی و پرسش از علل و ریشه ها است، بنابر این، تشخیص پرسش های بنیادی و اصلی و زیربنایی از پرسش های فرعی و روبنایی، در حل و فصل مشکلات و معضلات دارای اهمیت و برجستگی است، یعنی، پرسش های شخصیت ساز و زندگی ساز را بالضروره و لازم است از پرسش های معمولی و روزمره، تمییز و تشخیص داد ؛ انبیاء و معصومین (ع) نیز برای پی گیری پرسش های بنیادی و شخصیت ساز، پیوسته در تلاش و تقلا و دعوت بودند، و در صدد تحول جان ها بودند، چرا که، جان چو دیگر شود، جهان دیگر می شود.
در طول تاریخ نیز، همواره، زندگی با پرسش های گوناگون و سوالات مختلف قرین بوده است، مثلا، از قرن دوم تا پنجم هجری قمری، در قلمرو جهان اسلام، نهضت ترجمه و تحشیه و تولید و توسعه علم و رشد فرهنگ و ظهور تمدن، تحقق پیدا کرد و جهان و جهانیان را تحت تاثیر قرار داد، در این دوره برای خردمندان پرسش های اساسی مطرح بود، پرسش های تمدن ساز و شخصیت پرور، مثلا، نقش عقل و نیروی عقلانی و نقش علم و قوه علمانی در زندگی چیست ؟
برای بهبود وضعیت معیشت و سلامت مردم چه باید کرد ؟ نقش آزمایش و تجربه در زندگی چیست؟
و سوالات دیگر، آن نهضت و حرکت بالنده علمی حاصل خردورزی و پرسش گری متفکران و ایجاد فضای معرفتی و دانشی و دانشمند پروری بود، مدیران و مسوولان و متولیان امور و صاحبان قدرت نیز از علم و عالمان حمایت کردند و زمینه را برای رشد علمی و آثار دانشی فراهم نمودند، تا فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی پدیدار گشت و زندگی را در تمام وجوه تحت تاثیر قرار داد، راز و رمز این حرکت شتابان علمی در تغییر نگرش و بینش جوشیده از درون بود، تحول در درون و باطن روی داد و سوالات بنیادی از درون جوشید و اثرگذاشت و پرسش و پرسیدن، پر اثر و پر ثمر گشت، و زندگی دگرگونی پیدا کرد، نه یکی و دوتا صدها دانشمند و فیلسوف و حکیم و پزشک و فیزیک دان و منجم و هندسه دان و علم ورز ظهور پیدا کردند، و بنای زندگی نوین بر پایه تعالیم اسلام و خردمندی قلمرو اسلامی و ایرانی، گذاشته شد ؛ آری، پرسش در زندگی اثرگذار است و بنیان ساز.
سوال اگر با جان و درون آدمی تعلق و بستگی داشته باشد و از عقلانیت نشات بگیرد، به خوب شناختن و نیک ساختن منجر و منتهی می شود ؛ در هر جامعه ای به پرسش و اندیشیدن بها داده شود، مستقیما در زندگی و بهبود زندگانی اثر مثبت خواهد گذاشت، زیرا، عقل و اندیشه و تعالیم ربانی برای خوشبختی و سعادتمندی آدمیان در زندگی وجود دارند، پرسش خردمندانه، راه گشا و زندگی ساز است.
زندگی عرصه تغییر و دگرگونی و تحول و تطور است، یعنی، چاره ای و گریزی از تغییر و تغیر نیست، پرسش در ایجاد تغییرات بجا و لازم آدمی را کمک می کند و تغییرات را قابل درک و قابل تحمل می کند، پرسش خود، تغییر آفرین است، مقاومت در برابر تغییر و تحول در زندگی و گذر عاقلانه از موانع و آسیب ها، با طرح پرسش های معقول و اثرگذار امکان پذیر است، پرسش آدمی را به گونه دیگر فکرکردن و راه یافتن و پیش تاختن، دعوت می کند و زمینه و فضای تغییر مهیا می سازد، در واقع، پرسش اثرگذار، انسان را بیدار نگه می دارد و هوشیاری آدمی را حفظ می کند و او را از غفلت و خوابناکی برحذر می دارد تا در برابر مشکلات و موانع و آفات با خردمندی مواجه گردد، آیا انسان و جامعه بیدار با فرد و اجتماع خوابناک یکسان است ؟ این، حداقل، خدمت و کارکرد و اثر پرسش است، زندگی بیداری می طلبد و پرسش بیدارگر است؛ در ذات پرسش بیداری و یقظه و هوشیاری نهفته است.
عقل اثربخش، نیروی تشخیص و شناخت معطوف به علم و عمل، در زندگی است، عقل اثر بخش، یعنی، توجه به قوه ی درونی شناخت برای زندگی بیرونی و عینی ؛ عقل اثربخش، مساله مند و موضوع محور است و زندگی در درون مسایل و موضوعات در جریان است، عقل اثربخش، دغدغه زندگی دارد، تمییز سوالات بنیادی و سرنوشت ساز، نیازمند عقل اثربخش است ؛ رشد عقلانی و فکری و علمی از شروط اشخاص و جوامع برای پرسش گری است، یعنی، پرسش و پرسش گری و بلوغ عقلانی و رشد علمی، در تاثیر و تاثر متقابل و مکمل هستند ؛ زندگی با پرسش های اثرگذار، فربه و پخته و رسیده می شود و راه های گوناگون پیش پای آدمی گشوده می آید، گشودگی راه ها در زندگی، گشایش زندگی را به ارمغان می آورد. ان شاءالله


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام