EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 03 اردیبهشت 1396   Sunday 23 April 2017

سرمقاله

پیام انتخابات 29 اردیبهشت

جلال خوشچهره

رفسنجانی، هاشمی، هاشمی رفسنجانی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، آیت‌الله؛ این که «اکبر هاشمی بهرمانی» با کدام عنوان خوانده شود، می‌تواند نشانی از نوع نگاه گوینده به او باشد. حال هر آن چه که او را بخوانیم، پیشوند «مرحوم» به نامش اضافه شده است.
پس از انتشار خبر فوت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در غروب یکشنبه، 19 دی ماه 1395، بسیاری از پس شوک خبر، به این فکر کردند که ایران و به طور خاص‌تر جمهوری اسلامی ایران پس از هاشمی رفسنجانی چگونه خواهد بود. زمانه رحلت هاشمی رفسنجانی را نمی‌توان با روند دوران‌های مختلف زندگی‌اش سنجید. چه زمانی که دست راست امام خمینی (ره) در مبارزه با سلطنت پهلوی و در نهایت پیروزی انقلاب اسلامی بود و چه پس از آن که زمانی در قالب شورای انقلاب، سپس رییس مجلس شورای اسلامی، بعدتر رییس‌جمهوری و رییس مجلس خبرگان رهبری و در نهایت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام فعالیت می‌کرد، روزگاری بودند که تنها در زمانه خود قابل بررسی هستند. دوران پس از روحانی 82 ساله‌ای که غروب دی ماه چهارشنبه، به دلیل ایست قلبی در بیمارستان شهدای تجریش تهران دیده از جهان فروبست، با این سمت‌ها قابل ارزیابی نیست. هاشمی رفسنجانی در هنگام رحلت، فراتر از یک مقام سیاسی بود. هر چند روند رسیدن به این جایگاه از سال‌های سال قبل آغاز شده بود، اما تحلیل جمهوری اسلامی ایران پس از هاشمی رفسنجانی به کاراکتر و کاریزمای هاشمی باز می‌گردد.
رازهای مدفون
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را صندوقچه اسرار نظام می‌دانند. هر چند هاشمی دست به قلم داشت و خاطراتش را در قالب روزنگاره‌هایی می‌نوشت و حتی این روزنگاره‌ها از سال 59 تا سال 71 نیز منتشر شده است، اما نمی‌توان انتظار داشت که شیخ مصلحت‌اندیش نظام، همه رازها را گفته باشد. با این حال بعید هم نیست عادت آیت‌الله به یادداشت‌نویسی، همچنان بخش‌هایی از اسرار ناگفته را در میان اسناد و اوراق دفترش بر جای گذاشته باشد. این رازهای سر به مهر، چه فاش شوند و چه مکتوم بمانند، می‌توانند آثار ویژه‌ای بر آینده ایران و نظام جمهوری اسلامی داشته باشند. در واقع در این مورد نمی‌توان تحلیل خاصی ارائه داد، اما اگر بخشی از اسراری که همراه پیکر هاشمی رفسنجانی مدفون شد، زمانی منتشر شود و البته حاوی اطلاعاتی موثر و قابل توجه باشد، شاید بزرگترین اثرگذاری هاشمی بر دوران پس از خود را شاهد باشیم.
وزنه تعادل
هاشمی رفسنجانی را وزنه تعادل نظام جمهوری اسلامی می‌دانند. فارغ از سال‌های ابتدایی انقلاب که رفسنجانی در کنار همفکرانی که بعدها شاکله حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دادند، در تقابل با گروه‌های سیاسی دیگر همچون مجاهدین خلق به سر می‌برد، با آغاز انشقاق در حزب جمهوری اسلامی از یک سو و جامعه روحانیت مبارز از سوی دیگر و شکل‌گیری جناح‌های چپ و راست سیاسی در ایران، نمی‌توان نقش هاشمی رفسنجانی را در ایجاد تعادل سیاسی بین جناح‌های سیاسی نادیده گرفت. در این باره می‌توان دو روایت داشت. در روایتی که از بیرون به رابطه هاشمی رفسنجانی با جناح‌های سیاسی نگاه می‌کند، وی در هنگامه ضعف هر جناح، به آن سو نزدیک می‌شد تا با وزنه خود تعادل فضای سیاسی ایران را حفظ کند. هنگامی که رفسنجانی در راس دولت قرار داشت، یک اصولگرای تمام عیار به نظر می‌رسید. این در حالی بود که در آن دوران جناح چپ به تازگی ظهور کرده بود و برد فکری و اجتماعی خوبی در فضای سیاسی داشت. هاشمی تا حدود سال 80 هم به نقش خود در جایگاه یکی از زعمای اصولگرایی ادامه داد. با این حال از این زمان بود که رویکرد اعتدالی‌تری را در پیش گرفت. هنگامی که اصولگرایان در سال 84 علی‌رغم کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی، از محمود احمدی‌نژادی حمایت کردند که اتفاقا یکی از محورهای انتخاباتی خود را هجمه‌های پنهان و آشکار به رییس‌جمهور دوران استانداری‌اش قرار داده بود، با توجه به رویکرد احمدی‌نژاد در کنار رد صلاحیت گسترده اصلاح‌طلبان در دوران پس از مجلس ششم شورای اسلامی که باعث کمرنگ شدن این جریان شده بود، هاشمی کم کم به اصلاح‌طلبان متمایل شد. این اتفاق از سال 88 به بعد پررنگ‌تر به نظر رسید تا جایی که پیروزی حسن روحانی در انتخابات 92 - به عنوان یکی از نزدیک‌ترین چهره‌ها به «آیت‌الله» - در سایه همراهی اصلاح‌طلبان و قرارگیری «رییس دولت اصلاحات» و «آیت‌الله هاشمی رفسنجانی» محقق شد. روایت خود آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از این روند اما متفاوت است. در واقع وی معتقد بود که همواره مشی اعتدالی خود را حفظ کرده و این جناح‌های سیاسی بودند که در هنگام افول جایگاه سیاسی‌شان به او نزدیک شده‌اند. در واقع هاشمی رفسنجانی خود را یک چهره جناحی نمی‌دانست و اعتقاد داشت که همواره حرکت بر مسیر اعتدال را حفظ کرده است. با این حال به هر کدام از این دو تعبیر باور داشته باشیم، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی وزنه تعادل جناح‌های سیاسی ایران بود. نبود وی می‌تواند اثر قابل توجهی بر موازنه این جناح‌ها در هنگامه قدرت یافتن یکی و افول ستاره دیگری داشته باشد که در نهایت در آینده نظام هم موثر است. شاید به همین دلیل بود که شخص آیت‌الله، پس از موفقیت دولت حسن روحانی در مذاکرات هسته‌ای و البته بهبود شاخص‌های اقتصادی، در مصاحبه‌ای اظهار کرد که «اکنون می‌توانم با خیال راحت بمیرم». در واقع هاشمی رفسنجانی با حضور دولتی که شعارش را بر اعتدال گذاشته بود، خیالش راحت بود که حداقل در صورت رحلتش، تا مدتی نظام با چالش بر هم خوردن موازنه سیاسی مواجه نخواهد شد. اما آیا این روند ادامه خواهد یافت؟ بعید به نظر می‌رسد.
انتخابات 96 و فراتر از آن
نزدیک بودن زمان رحلت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به انتخابات 96 می‌تواند آثار و نتایج واضحی بر این انتخابات داشته باشد. هاشمی رفسنجانی را به عنوان اصلی‌ترین حامی حسن روحانی می‌شناسند. بسیاری تحلیل کردند که با فوت هاشمی، پشت روحانی خالی شد. چهره‌های در هم رفته و گریان اعضای دولت یازدهم از اسحاق جهانگیری تا جواد ظریف نشان می‌دهد که حضور هاشمی رفسنجانی چه پشتوانه محکمی برای دولت تدبیر و امید بود. با این حال اگر فرض کنیم جریان اعتدال پدر معنوی خود و اصلاح‌طلبان یک حامی بزرگ را از دست داده‌اند، باز هم حداقل می‌توان پیش‌بینی کرد که در جو عاطفی و روانی پس از رحلت آیت‌الله، شانس روحانی برای پیروزی در انتخابات – که در حالت عادی بالا بود – بیشتر هم شده است.
با این همه پس از انتخابات جای خالی هاشمی رفسنجانی برای اعتدال‌گرایان و اصلاح‌طلبان بیشتر احساس خواهد شد. هر چند امکان جانشینی وی با همه خصوصیاتش برای این دو جریان همراه شده با یکدیگر تقریبا ناممکن است، اما با این حال به نظر می‌رسد که این دو جریان با توجه به این که در همراهی هم موفق‌تر خواهند بود، به چهره‌ای نیاز دارند که بتواند پشتوانه اعتدال بوده و در نگاه اصلاح‌طلبان هم مقبول باشد. به نظر می‌رسد حسن روحانی با اصلاح و تقویت در برخی رویه‌های سیاسی خود بتواند به این جایگاه برسد. از سوی دیگر اصولگرایان هرچند در گیرودار تشتت و افتراق و رقابت‌های درون جناحی خود اسیرند، اما رقیب بزرگی را از دست دادند. رقیب نه فقط از جنبه رقابت سیاسی – که رفسنجانی همچنان مقبول طیف بزرگی از اصولگرایان است – که به عنوان کسی که در شرایط حساس و تنش‌های احتمالی، می‌توانستند روی تدبیر و مصلحت او حساب کنند. به علاوه نباید فراموش کرد که هاشمی رفسنجانی و فرزندانش همواره یکی از محورهای حمله تندروها به حامیان او بودند و اکنون در فضای خاص پس از ارتحال هاشمی رفسنجانی، این فرصت هجمه از آن‌ها گرفته شده است.
جای خالی کادرسازی
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در کنار آیت‌الله خامنه‌ای تنها بازماندگان حلقه اصلی انقلاب اسلامی بودند. کسانی که در جمع روحانیون مورد وثوق امام خمینی(ره) قرار داشتند و بعد از انقلاب از شورای انقلاب تا سمت‌های مختلفی در مسیر جمهوری اسلامی قدم برداشتند. از این جمع چهره‌های شاخصی همچون شهید آیت‌الله بهشتی، شهید دکتر مطهری، شهید مفتح، مرحوم آیت‌الله منتظری و .... از دنیا رفته‌اند. در شرایطی که نگرانی‌های فراوانی در مورد سرنوشت انقلاب اسلامی پس از ارتحال امام خمینی(ره) وجود داشت، این تدبیر خبرگان رهبری با اثرگذاری ویژه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای بود که توانست بر نگرانی‌های انقلابیون فائق آید. فقدان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی این نکته را یادآوری می‌کند که نه فقط در سر و بالای نظام که حتی در بدنه نظام با مساله کادرسازی مواجه خواهیم بود. در واقع فارغ از هوش و توانمندی‌های فردی، این که فردی کاریزما و محبوبیت خاص خود را هم در جامعه داشته باشد، در جمهوری اسلامی کمیاب شده است و این تلنگری است که نبود کادرسازی مناسب، ممکن است در آینده این نظام را دچار چالش‌هایی کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام