EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 03 خرداد 1396   Wednesday 24 May 2017

سرمقاله

روحانی و این 23.5 +16+ 10میلیون نفر

سیدعلی محقق

آمارهای در دسترس نشان می دهد شاخص های عمده اقتصادی در سال‌های 1358 تا 1368 روند نگران کننده ای پیدا کرده بودند. به طور مثال درآمد سرانه ایرانیان در سال 1367 به کمترین اندازه خود در دو دهه منتهی به این سال رسیده بود، سرمایه گذاری با نزول شدید رو به رو بود و رشد اقتصادی منفی شده و نرخ بیکاری و تورم به سمت بالا حرکت می کرد. یکی از دلایل توقف جنگ از سوی ایرانیان شاید همین روند نگران کننده شاخص‌های اقتصادی بود. در چنین شرایطی بود که زمزمه های رئیس جمهوری آیت الله فقید هاشمی رفسنجانی به گوش رسید و این مسئله با توجه به تجدید نظر در ساختار و توزیع قدرت نهادهای اداره کننده جامعه به ویژه حذف نهاد نخست وزیری و بر آمدن نهاد ریاست‌جمهوری که اختیاراتش فوق‌العاده افزایش یافته بود هر روز بیشتر می‌شد. آیت الله هاشمی رفسنجانی بدون رقیب جدی در انتخابات برنده و منصب ریاست‌جمهوری را کسب کرد. او وقتی اداره قوه‌مجریه را در دست گرفت چند کار در حوزه اقتصاد کلان انجام داد که بدون تردید نو، مدرن و اصلاح‌گرانه بود. یکی از اقدام‌های او که البته از دوره ریاست بر مجلس کلید آن زده شده بود، استفاده از منابع خارجی برای جبران کمبود سرمایه ارزی و ریالی بود.
کارشناسان و صاحب‌نظران اقتصادی به این نتیجه رسیده بودند که منابع حاصل از فروش و صادرات نفت به تنهایی نمی‌تواند تکافوی سرمایه مورد نیاز برای ساخت و توسعه امور زیربنایی مثل ساخت سد، پالایشگاه، نیروگاه، فرودگاه، جاده و راه‌آهن را بدهد. این شاید نقطه افتراق آیت الله هاشمی رفسنجانی با جناح چپ مذهبی بود.
چپ‌های ایرانی که در دهه 1358 تا 1368 بیشترین قدرت دولت و تا اندازه‌ای مجلس قانونگذاری و سایر نهادها را در اختیار داشتند، این کار دولت را نمی‌پسندیدند و مخالفت‌های جدی با آن داشتند. در مجلس سوم بود که طیفی از نمایندگان به رهبری شادروان محسن نوربخش و همراهی افرادی مثل اسحاق جهانگیری، معاون اول فعلی رئیس‌جمهور حسن روحانی، عبدالعلی کلانتری، هدایت الله آقایی، مرتضی الویری و ... رویکرد به خارج را در دستور کار قرار دادند و آیت الله شهر رفسنجان در مقام ریاست مجلس و سپس ریاست قوه ‌مجریه این کار را تایید کرد.
در آن روزهای سخت و سرد نسبت به خارجی‌ها این کار شهامت می‌خواست که در نزد هاشمی رفسنجانی بود و بعدها و در زمانی که آیت الله فقید هاشمی رفسنجانی دو تن از وزیران ارشد خود را به کشورهای اروپایی فرستاد تا نسبت به جذب سرمایه خارجی به ویژه سرمایه ایرانیان خارج از کشور اقدام کنند، شکاف دیدگاهی او با چپ‌های مذهبی بیشتر شد. برخی افراد شاخص آن روزها در روزنامه سلام و در هفت‌ نامه هایی که در اختیارشان بود این کار رئیس‌جمهور وقت را با این اصطلاح که فرش قرمز زیر پای سرمایه‌داران باز می‌شود، مخدوش نشان می‌دادند و این حرکت را در مسیر آموزه‌های سرمایه‌داری می‌نامیدند.
خصوصی سازی
یکی از برنامه‌های آیت الله هاشمی رفسنجانی در دوره ریاست جمهوری که بازهم موجب شکاف بیشتر با چپ‌های حاکم بر جامعه در دهه نخست انقلاب شد، خصوصی‌سازی سهام شرکت‌های دولتی بود. خصوصی سازی به مثابه استراتژی اتخاذ شده از سوی «مارگرت تاچر»، نخست وزیر بریتانیا و «رونالد ریگان»، رئیس جمهور آمریکا علاوه بر مسائل اقتصادی واجد یک فلسفه سیاسی بود و آن توزیع مجدد قدرت میان نهاد دولت و نهادهای مدنی مثل خانواده، بنگاه و احزاب بود. به این معنی که با فروش سهام شرکت‌های تحت تملک دولت از حجم تصدی‌گری دولتی و در نتیحه فرمانروایی دولت و حکومت کاسته می‌شود و بر ابعاد قدرت بخش خصوصی و خانواده‌ها می‌افزاید.
آیت الله هاشمی رفسنجانی که مردانی کارآزموده و دارای فلسفه خاص اقتصادی در کنارش بودند، درک دقیقی از این موضوع داشت و به همین دلیل بود که خصوصی‌سازی را با همه دشواری های سیاسی می‌پذیرفت.
این خواست دولت به صورت ضمنی در تبصره‌های 32 و بند های 37-4 و 1-8 تا 4-8 قانون برنامه اول توسعه اقتصادی-اجتماعی شکل گرفت. هدف‌های کلی مثل بهبود مدیریت، تقویم دارایی‌ها، تعیین حداقل سودهی و لغو معافیت شرکت‌های دولتی در همین مسیر ارزیابی می‌شود. چپ‌های مذهبی ایران این کار را تخطئه کرده و آن را مخفی‌سازی نامیدند. منظور آن‌ها این بود که رهبران دولت وقت، کارخانه‌ها را به آشنایان، دوستان، اقوام و خویشاوندان خود واگذار می‌کنند. قانون برنامه دوم توسعه و قانون واگذاری سهام دولتی و متعلق به دولت با دو هدف کاهش حجم اعتبارات دولتی و افزایش رفاه لایه‌های کم‌بضاعت اجتماعی دنبال شد. شاید دولت‌های سازندگی به دلیل فقدان تجربه و ناکاربلدی و یا حتی برخی رانت‌خواری‌های پنهان و پوشیده نتوانست در جذب سرمایه ایرانیان که رفع مصادره بورژوازی یکی از شرایط برگشت‌شان بود و همچنین خصوصی‌سازی تمام عیار کامیابی کافی به دست نیاورده باشند اما راه را باز کردند.
آیت الله هاشمی رفسنجانی با پذیرش آرای کارشناسان و اقتصاددانان طرفدار آزادی اقتصاد در مسیر مدرنیسم نه تنها سنگی نگذاشت بلکه با گذاشتن آبروی خویش، سنگ ها را تاجایی که می‌توانست برداشت.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام