EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 01 آذر 1396   Wednesday 22 November 2017

سرمقاله

خلیفه بی‌سرزمین

علیرضا صدقی

محمدعلی نویدی
آیا هر عقلی و اندیشه ای توان و قدرت ادراک اثرها را دارد؟ آیا مغز و لب و جوهره اثرها با
عقل های معمولی و توسعه نیافته قابل درک است؟ رشد عقلانی چه نسبتی با درک اثرها دارد؟ انواع عقل ها و اندیشه ها با انواع اثرها و نقش ها، چگونه در تعامل و تعاطی هستند؟
درک حکمت و سر و راز و رمز اثرها و عمل ها، نیازمند به دو اصل اساسی و دو رکن رکین می باشد؛ اول، تهذیب و تزکیه و خالص سازی آلودگی ها و ناخالصی ها جان و عقل و اندیشه، و دوم، پالودگی نفس و جان و خرد دانا و کارکن.
جان و عقل و اندیشه آدمی همانند سایر نیروها و توان های معنوی و حتی مادی زندگی نیاز به پالایش و والایش دارد؛ به تعبیر دیگر، اندیشه و تامل، گاهی بر اثر امور و اوصاف آلوده کننده، مثل شهوت مفرط و غضب عنان گسیخته، فاسد و بد اثر می گردد، یعنی، جان و عقل نوعی آلودگی پیدا می کند، بر اثر این آلودگی اثرهای فاسد و مخرب تولید می شود و سبب تخریب مبانی و عناصر زندگی می گردد، در چنین حالتی، حکمت و مغز اثرها و عمل ها، دریافت نمی شود، زیرا، عقل و جان که قطب نمای زندگی هستند دچار انحراف آهن رباها می گردد،
آهن ربا های زندگی همان آلودگی ها و ناپاکی های زندگی است، بنابراین، پالودگی و خلوص عقل و جان با درک و دریافت اثرها و رازهای عمل ها و حکمت ها، نسبت ژرف و رابطه شگرف دارد؛ در واقع، کشف و درک اثرها، با رشد عقل ها و افزایش علم ها و دانش ها نسبت واقعی دارند، حکمت اثرها با میزان عقل ها، ارتباط ماهوی و وجودی دارند.
زندگی آدمی و حیات اجتماعی، با رشد عقلانی و درک اثرانی و اثریت، وجه و صبغه
انسانی تر و بهتر بخود می گیرد؛ گویی، رشد و توسعه و خلوص عقل، همانند کوره آهنگری است که خالصی ها را از ناخالصی ها تمییز می دهد و جدا می سازد، این جدا سازی و تشخیص و تمییز دادن، فرق اصلی و بنیادی انسان توسعه یافته و توسعه نیافته است، انسان و زندگی خالص محل اثرهای نیک و نافع و خیر و سودمند و عافیت آور و عاقبت بین است؛ یعنی، گوهر وجود و آثار وجودی انسان و زندگی، در فرایند و مسیر و کوره رشد عقلانی و پرورش خردمندی عیان و آشکار می گردد، و از طرف دیگر، ناخالصی ها و اثرهای مخرب و سراب ها و کف های زاید، در سطح و روی نمایان می شوند و بدور ریخته می شوند، مثل، مسابقه و امتحان
می ماند، برای چه امتحان در زندگی و سرتاسر حیات بشری ملحوظ و منظور شده است؟ برای اینکه، شایسته از ناشایست و کمتر شایسته باز شناخته آید؛ برای اینکه نیک از بد تمییز داده شود؛ برای اینکه اثر خالص از ناخالص و عمل صالح از عمل طالح عیان گردد، در زندگی امتحان دادن سنجیدن و پاک را از ناپاکی و اثر نیک را از اثر فاسد بازشناختن است، زندگی اگر دچار شهوت و حرص و هوا و جهل و خرافه و تعصب و اساطیر و سایر ناخالصی ها گردد، قوت و قدرت درک اثرنیک و پاک را از دست می دهد؛ پس، خلوص و پاکی که مقدمه رشد عقلانی و ارتقای خردمندی است، شرط ادراک اثرها و اثرمندی ها است؛ یکی از پرسش های اساسی این است که ریشه تامل فاسد و فاتر در مقابل تامل صالح و صحیح در کجا است؟ ریشه ها را لاجرم باید در اثرها و تاثیرها جست و جو کرد، تاثیر اثرها در هم و تعامل و تعاطی اثرها بر هم، تولید و توسعه و گسترش و اثرگذاری اثرها از این تعامل و تعاطی اثرها حاصل می آید، پس، هر عقلی و هر
اندیشه ای توان درک اثرها و کم و کیف آنها را ندارد، عقل ها نیاز به رشد و تعالی و ترقی دارند، عقل ها در تاثیر و تاثر متقابل و متعامل تیزتر و فربه تر می شوند، اثرهای نوین و عمل های تازه و نقش های جدید در رشد اندیشه ها و عقل ها و تحول جان ها، جای دارند، در اینجا لازم است، دقت شود که تفاوت طبع ها و اختلاف ماهیت ها و مزاج ها و بوجود آمدن سلیقه ها را نباید فراموش کنیم، یعنی، نقش طبایع و طبیعت ها در تولید اثرها از مبانی و ریشه های اثرشناسی و درک اثرها است، بنابراین، تعامل اثرها و نحوه تولید آنها از یک سو و نقش طبایع از جانب دیگر، موحب تغییر ماهیت و نوع اثرها می باشد؛ مثلا، دو نوع زنبور را در نظر بگیریم، که هر دو گون زنبور از گل ها و گیاهان می خوردند و استفاده می کنند، اما، این تغذیه واحد و یکسان در یکی تولید نیش می کند و در دیگری، تولید عسل؛ پس، اثر با جان و هستی فعال موجودات و انحاء و انواع طبایع آنها و شق و قسم ساز و کار و مکانیزم فعالیت جسمانی و فزیولوژی ها مرتبط است، و بر این اساس متفاوت می شود؛ اثر گل ها در یک جا به صورت نیش ظاهر می گردد و در جای دیگر به صورت عسل؛ یا آهوان در چراگاه ها و مزارع و دشت و دمن می چرند، آنگاه از آهویی سرگین و از آهوی دیگر، مشک ناب حاصل می آید .
هر دو گون زنبور خوردند از محل
لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
هر دو گون آهو گیاخوردند و آب
زین یکی سر گین شد و زانمشک ناب
هر دو نی خوردند ازیک آب خور
این یکی خالی و آن دیگر شکر
صد هزاران این چنین اشباه بین
فرقشان هفتاد ساله راه بین
" مثنوی مولانا، دفتر اول"
بنابراین، مثل اثرها و عقل ها و درک ها و رشدها، مثل، زمین حاصلخیز و پاک است با زمین شوره بوم و شوره زار، اگر بگوییم زمین شوره زار هرگز قابل استفاده نیست، از روی منطق و علم و دانش تخصصی سخن نگفته ایم، چرا که در جهان کنونی با فناوری های نوین و روش های مدرن کشاورزی، در مدت زمان معین و با امکانات مشخص و برای اهداف معلوم در کاربری و نوع خاک و زمینه آن زمین دگرگونی و تغییر ایجاد می کنند، به دگرگونی و بهره مندی زمین ها در ژاپن و فرانسه و جاهای دیگر نظر کنیم و حقیقت مطلب را بیش از پیش در یابیم، پس، زمین نیاز به بازسازی و دگرگونی دارد، زمین شوره زار و کم حاصل خیز و نیمه مساعد نیاز و ضرورت به استحاله و دیگر شدن دارد؛ عقل ها در اصل عقل اند، یعنی، قوه شناخت و تمییز و تشخیص و سنجش اند، ولی عقل ها با هم فرق ها دارند، رشد عقل، یعنی مساعد کردن و مناسب گرداندن و پروردن و ترقی و تعالی دادن آن، در چنین وضعی عقل اثر و خاصیت و نوع اثر را در
می یابد، تعلیم و تربیت برای همین است، کسی که یا جامعه ای که رشد عقل را و ترقی عقل ها و
اندیشه ها را جدی بگیرد و در این راه تلاش و تقلا کند، در تولید و درک اثرها نیز موفق
می شود، و از این طریق در زندگی تازگی و طراوت ایجاد می کند.
تفاوت اثرها نیز در اثرمندی و اثریت است؛ مثل آب؛ آب آب است چه تلخ و چه شیرین، این ظاهر موضوع است، یا به تعبیر دقیق تر، این حکایت و نقل و ظاهر است، اما، حکمت چیز دیگر است، حکمت علم به حق مطلب است و عمل به حقیقت موضوع است، آب شور و تلخ داریم و آب شیرین و گوارا داریم، اثرها نیز چنین است، اثرهای سازنده داریم و اثرهای سوزنده داریم، اثرها نوعی ستیزه در بین خود دارند، اثر غالب و قوی و غنی ظهور و بروز دارد و عین و عمل آشکار می گردد، اثر و اثرهایی که، به حق و عقل و نور جان اتصال پیدا کنند، و نسبتی با حق الحقایق داشته باشند، اثر ماندگار و پایدار است، و در زندگی تاثیر عمیق و اثر شگرف خواهد داشت، بر عکس، اثری که ریشه محکم و صالح نداشته باشد، و به وهم و خیال و هوا متصل گردد، اثر فانی و خلل پذیر و زوال مند خواهد بود، پس، لاجرم عقل ها و اندیشه ها را رشد باید داد و توسعه باید نمود و پرورش باید کرد، تا این پیچیدگی و معوجی اثرها را درک کنند و دریابند، و جای هر اثر را معین و مشخص سازند؛ اثرهای مبتنی بر حیله و نیرنگ و خدعه و هوا، اثرهای عمیق و دقیق و مانا و پایا نیستند، چنین اثرهایی در زندگی تاثیر گذاری کمتری دارند؛ زیرا، فاتر بودن اثرها از سست بودن و ناتوان گشتن ریشه اثرها و اثریت که عقل و جان خردمند است نشات می گیرد؛ جان ها با حق و حقیقت تعالی و ترقی پیدا می کنند و سبب دگرگونی جهان زندگی می شوند؛ جان چو دیگر شد، جهان دیگر شود.
اندیشه جمعی و خرد عمومی و افکار همگانی بین اثر وجودی صالح و خیر و تاثیر گذار و حق مدار با اثر وجودی کمتر موثر فرق ها و فاصله ها می گذارد، هر جامعه ای اثر روح های بزرگ و جان های تابناک را با عمق وجود و هوشمندی جمعی درک می کند، اثرها، وقتی در دل و جان نهادینه شوند، در ظاهر و باطن زندگی بشری تاثیر ژرف می گذارند، زندگی انسان در سایه سار این اثرها و در خیرمندی آن رشدها و پرورش های عقلانی، ثمربخش و اثرمند می شود، تکیه گاه قویم و دویم در زندگی اجتماعی با رشد عقلانی و افزایش درک همگانی و ادراک اثرهای ژرف، حاصل آمدنی و محقق شدنی است، اگر جان های بزرگ تربیت و تقویت شوند، اثرهای بزرگ و عظیم تولید می کنند، و در نتیجه در پی این اثرها،
زندگی ها بهتر و با رفاه تر و پر آسایش و پر آرامش تر می گردد، شرط این امکان و لذت زندگی، تمهید مقدمات و فراهم آوری مقارنات و آماده سازی زمینه ها و بستر سازی فضاهای رشد عقلانی و درک اثرانی است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام