EBTEKAR NEWSPAPER
شنبه, 01 مهر 1396   Saturday 23 September 2017

سرمقاله

درس های نیویورک

محمدعلی وکیلی

سخنگوی وزارت امور خارجه طی درد و دلی از خاطرات خوب و بدش در سال 95 می‌گوید. از منظر او که سال‌هاست در حوزه دیپلماسی کار می‌کند، کار با ایرانیان خارج از کشور از شیرین‌ترین اتفاقاتی است که می‌توان به آن اشاره کرد. مشروح این گپ صمیمانه را در زیر می‌خوانید.
بهترین و بدترین خاطره دوران کاری شما در وزارت خارجه چیست؟
هر روز از دوران کاری من در وزارت امور خارجه پر از خاطره است، مملو از خاطرات خوب یا به تعبیری بد. البته بد را باید تعریف کرد. مگر می‌شود دیپلمات و سفیر باشی و در این جهان درهم گسیخته و یا در مرکز و در الطاف تحولات سیاست خارجی کشور در تهران و وزارت امور خارجه در دوران‌های پر تحول و در روند مسائل کشور باشی، آن‌هم در دهه‌های اخیر اما بی هیچ خاطره‌ای؟ نه، نمی‌شود. همه‌اش خاطره است. تلخ هست، شیرین هم... . ولی خب، گاهی حوادث تلخی در همین اطراف اتفاق افتاده است. شنیدن اخبار حوادث تلخ در دوران سفیر بودنم در خارج کشور از زلزله رودبار تا زلزله بم، از ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایرباس توسط آمریکا تا بمباران یک مدرسه و دوران جنگ تحمیلی و ... همه در ذهنم مانده‌اند. خاطرات خوب هم بسیار است، مثل به نتیجه رسیدن برخی مذاکرات با طرف‌های خارجی، اتفاقات مثبت داخل ایران که در خارج از کشور اثرات مثبتی بر جا می‌گذاشت و شاهد بازتاب بسیار مثبت آن در خارج از کشور بودیم که مایه غرور و افتخار یک ایرانی می‌توانست باشد. کار با ایرانیان خارج از کشور، وقتی به تو اعتماد می‌کردند و می‌توانستی گاهی سنگ صبور آنان باشی و خوشحالی‌ها و شادی‌هایشان را ببینی یا زمانی که امکان این بود که برایشان مشاوری صادق باشی، به حد توان مرحمی برایشان باشی حس شیرینی داشت. آنقدر این خاطرات زیاد هست که اگر همه را کنار هم بگذارید می‌تواند تبدیل به چندین جلد کتاب قطور شود. البته همه آنها فعلا قابل انتشار نیست. روزی خانمی که از دو چشم نابینا بود را به من معرفی کردند. نه پولی در بساط داشت و نه امیدی به زندگی. دو دختر بزرگ داشت و شوهری که از رنج نابینا شدن همسر دق کرده‌بود. توانستیم هزینه درمانش را در مرکز پزشکی مناسب جور کنیم. آن خانم در مرحله نخست، بینایی یک چشم را یافت و وقتی به دیدار من آمد، رفتار و گریستن از شوق و بینایی دوباره آن‌هم بعد از بیست سال برایش باور کردنی نبود، از این گونه صحنه‌ها بسیار دیده‌ام و برای آنها حتی گریسته‌ام.
سیاست خارجی در سال آینده شاهد چه گشایش‌هایی خواهد بود؟ آرزوی شما برای کشور چیست؟
اگر روند فعلی در سیاست خارجی بتواند در سال آینده هم در همین مسیر طی طریق نماید، می‌توان به برخی از تحولات مثبت در سیاست خارجی هم خوش‌بین بود اما باید یادمان باشد که ما در یک جهان پیچیده و در حال گذار که تحولات آن بسیار سریع و غیرقابل پیش‌بینی است، زندگی می‌کنیم. در منطقه‌ای که تحولات آن بسیار سریع است و در اطراف و اکناف ایران مسائل زیادی وجود دارد. ما باید تلاش زیادی برای انجام برخی تحولات انجام دهیم. برخی مواقع باید مانع تحقق برخی حوادث و بسیاری چیزهای دیگر باشیم. با این حال آرزو دارم که کشور از امنیت لازم برخوردار باشد و در مسیر توسعه پایدار و رونق بیشتر اقتصادی، افزایش آمار اشتغال و افزایش تولید ملی و آرامش هرچه بیشتر روح و روان مردم و کاهش دغدغه‌های معیشتی آنان گام بردارد. آرزو دارم راستی و کردار درست و قانون‌گرایی بیشتر و کاهش هر چه بیشتر فساد و ناراستی بر نابکاری و بدخلقی افزون‌تر آید. امیدوارم قانون بر سرمایه و پول ارجح شود و از توسعه بی‌دلیل و ساخت‌وسازهای بی‌منطق کاسته شود. ذره‌ای امکان زیست بهتر به شهروندان ما داده شود. آلودگی هوا کاهش یابد و بیماری‌های صعب‌العلاج روندی نزولی پیدا کند. محیط‌زیست در عمل به دغدغه متولیان امر تبدیل شود. آخر این نسل هم برای خودش حقی دارد. درست است که باید برای نسل‌های آتی برنامه ریزی و کار کنیم، اما اینان که امروز هستند هم حقی دارند. و اما در صحنه سیاست خارجی امیدوارم از یک روابط خارجی متعادل و متوازن با کشورهای جهان، مردم و ملل مختلف که آمادگی تعامل بیشتر با مردم ایران دارند، برخوردار باشیم. ما از فرهنگ و تمدنی ممتاز برخوردار هستیم، باید بتوانیم آن را بخوبی نمایندگی کنیم. باید در جهان الگو شویم و باشیم.
در مدتی که به عنوان سخنگو فعالیت داشتید چه بخشی از کار بیشتر جالب بوده؟ آیا از رسانه‌ای دلخور شدید؟ چه بخشی از کار با رسانه‌ها خوب و چه بخش آن بد است؟
سخنگویی کاری صعب و سخت است و البته به همان میزان کار جذاب و جالبی است. ویژگی‌های خود را دارد اما برخی فقط ظاهر قضیه را می‌بینند. پشت صحنه سخنگویی گاهی می‌تواند خیلی سخت، پیچیده، وقت گیر و پر مسئله باشد. من سعی می کنم از دوستان رسانه‌ای خود رنجشی پیدا نکنم اما خب گاهی آنها از من می‌رنجند البته بی‌دلیل و گاهی به توهم، گاهی هم به‌خاطر رقابت‌های داخلی خود با سایر رسانه‌ها. برخی از آنان نیز گاهی بسیار زود رنج می‌شوند که کار را برای یک سخنگوی حساس و پیگیر مسائل، خیلی سخت می کند ولی همگی انسان‌های شریف و پر تلاشی اند که قدردان آنانم. کار با رسانه‌ها و به خصوص خبرنگاران حوزه سیاست خارجی کار بسیار شیرینی است چرا که تحولات و اخبار سیاست خارجی در جهان امروز بسیار سریع اتفاق می‌افتد و شما باید برای همه آن‌ها با توجه به چارچوب سیاست خارجی کشور و با در نظر داشتن اصول حاکم بر قانون اساسی، با توجه به نوع رابطه خود با سایر کشور‌ها بتوانید در وقت مناسب، سخن و موضع‌گیری متناسب و مورد نیاز را بگویید و همین‌طور پاسخگوی همه دوستان با هر گرایش، نیت و هدفی باشید. بله، می‌توان گفت که گاهگاهی برخی رسانه‌ها یا دوستان خبرنگار می‌توانند موجب رنجش هم بشوند اما با نوع رابطه‌ای که این سخنگو با رسانه‌ها و رابطین آن‌ها با وزارت امور خارجه دارد و صمیمیت، صداقت و دوستی که وجود دارد، این رنجش‌ها خیلی زود جای خود را دوباره به یک روابط مثبت، فعال و همکاری پویا می‌دهند. دوستان رسانه‌ای من باید در این مورد سخن بگویند و قضاوت کنند. کار با رسانه‌ها، کاری تخصصی است. باید از مناسبات داخلی و بافت سیاسی کشور، مناسبات میان گروه‌ها و تحولات آنها آگاه باشی و در عین حال، از یک شم سیاسی قوی برخوردار باشی. اطلاعات کافی و اساسی از روند تحولات جهان داشته باشی. سخنگویی فی نفسه در ذات خود هیچ نکته منفی خاصی ندارد. من فکر می‌کنم کار با ارباب جراید و رسانه‌‌ها لذت‌بخش، موثر، تاثیر‌گذار و از جذابیت‌های لازم خود برخوردار بوده و نقشی بسزایی در مناسبات کشور با دیگران دارد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام