EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 03 اردیبهشت 1396   Sunday 23 April 2017

سرمقاله

پیام انتخابات 29 اردیبهشت

جلال خوشچهره

محمود عزیزی*- برای آغاز سال نو، امیدوارم سالی پربار باشد، منهای خشونت، منهای قضاوت‌هایی که از منطق دور است یا منطق ضعیفی دارد؛ سالی همراه با همدلی، همراهی، هم‌افزایی. در سالی که با بهار و فروردین شروع می‌شود سعی کنیم زمین و آب و خاک را پاک نگه داریم چون جایی است که از آن برخاسته‌ایم و به آن بازمی‌گردیم . در این سال جدید اگر فکر می‌کنیم می‌خواهیم کاری انجام دهیم همدیگر را دوست داشته باشیم و دست هم را بگیریم. حتی اگر چیزی نداریم یک لبخند به دیگری هدیه بدهیم و اگر چیزی داریم، کار ثواب، تنها ساختن مسجد نیست، ساختن مدرسه نیست، ساختن راه نیست یا سایر امکاناتی که انسان‌ها با توانایی‌هایی که دارند انجام می‌دهند. بلکه گرفتن دست کودکی است که حتی قدش به سپر یک ماشین نمی‌رسد اما سر چهارراه تکدی‌گری می‌کند.کمک کردن به نهادهایی است که کوشش می‌کنند در این زمینه یاری‌رس کودکان خیابانی باشند. در انجام آن کارها به دنبال کارهایی باشیم که عام‌المنفعه است، هر کسی در هر اندازه‌ای که توانایی دارد و نه برای این‌که رضایت دیگری را جلب کند بلکه آرامش درون به ما بدهد. و آرزو می‌کنم، کارفرمایان فرهنگی و هنری هم کمی بیشتر از عرصه سیاست فاصله بگیرندو به بخش عملی مسئولیت و رسالت خودشان بپردازند و این خط‌کشی‌ها رقیق شود. متاسفانه در مملکت ما نمی‌توانیم شاهد این باشیم که این خط‌کشی‌ها ارتباطی به زندگی روزمره مردم و به فرهنگ و هنر ندارد. در حالی که هر چقدر فرهنگ و هنر در این جامعه رشد و ارتقا پیدا کند، قطعاً گروه‌های سیاسی بیشتر می‌توانند از این فضا منفعت ببرند.
ما در تاریکی نمی‌توانیم امید به همراهی داشته باشیم چرا که در تاریکی قطعاً به هم می‌خوریم و این روشنی است که به ما جهت را نشان می‌دهد، همراهان را پیدا کنیم و هم‌افزایی داریم. به هر حال مملکت، پس از سال‌های متمادی جنگ و تحریم‌ها، بگیر و ببندها و اختلاس‌هایی که شده، نیاز به امید دارد.
جوانان ما امروز دوست دارند و این حق آنهاست که امید داشته باشند و کار پیدا کنند. خود این کار پیدا کردن بخش‌هایی از مطالباتی را که می‌خواهند شکل می‌دهد. وقتی جوانی، چه دختر و چه پسر،‌ کار داشته باشد، طبعا تمنای سرپناه پیدا می‌کند و وقتی سرپناه دارد، همراهی را پیدا می‌کند؛ در این میان فشارها هم از روی دوش پدران و مادران کم می‌شود که در حال حاضر ناچارند هزینه زندگی فرزندان‌شان را بدهند؛ فرزندانی که بالغ هستند و بیش از ۱۸ سال سن دارند و بعضا حتی فارغ‌التحصیل مراکز آکادمیک هستند.
به هر حال تمنای شادی و آرامش برای آینده، سلامت همگان، رفع آلودگی و شیطنت‌هایی که هم‌اکنون گروه‌ها توپ را در زمین هم می‌اندازند، امیدوارم این‌ها رفته‌رفته از بستر جامعه ما کاسته شود و ما بتوانیم آن آرامش تاریخی جامعه‌مان را که همبستگی، همراهی، همدلی، دوست داشتن، مهربانی،‌گذشت و مروت است، دوباره پیدا کنیم. چرا که کشورهایی که به غایت تمدن ماشینیزه امروزه رسیده‌اند، بازگشته‌اند و دنبال این ارزش‌ها هستند. آن‌ها واحد خانواده را اهمیت می‌دهند و فیلم‌های غربی هم مملو از این پیام‌هاست؛ حال آن که ما اینجا این هسته مرکزی و این دانه تسبیح آرامش اجتماعی را روزبه‌روز به خاطر بسیاری از مسائل از دست می‌دهیم. به هر حال آرزو می‌کنم کارفرمایان و ژنرال‌های سیاسی ما به این وجه از مشکلات اساسی جامعه ما بپردازند و این آرامش برگردد. خیلی‌ها در مقوله هنر و فرهنگ، کار جوانان و مسائل مختلف نگرانند و خاطرشان آزرده است. امیدوارم که این آرامش به قلب آدم‌هایی که دلشان برای رفاه عمومی می‌تپد بازگردد.
سالی باشد پربار،‌ پویا و همراه برای همه ملت ایران.
* بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام