EBTEKAR NEWSPAPER
جمعه, 04 فروردین 1396   Friday 24 March 2017

سرمقاله

خوشی ها وناخوشی های سال ٩۵

محمدعلی وکیلی

سهراب نوروزی- چند سالی است در مطبوعات و فضای مجازی عده‌ای مردم را از سبز کردن سبزه‌ نوروز نهی می‌کنند. استدلال‌شان این است که این رسم به محیط‌زیست آسیب می‌زند و با خودداری از آن می‌توان به بهبود بحران آب و حتی امنیت غذایی کمک کرد. اما وقتی به جزییات بحران آب در کشور نگاه کنیم این توصیه را در بهترین حالت می‌توان «سانتی‌مانتالیزم»ی نامید که با احساسات‌گرایی افراطی، ساده‌انگاری و نادیده گرفتن واقعیت می‌خواهد مساله‌ای پیچیده مانند بحران آب را با سبز نکردن سبزه بهبود دهد. این سانتی‌مانتالیزم به شدت در حال فراگیر شدن است وقتی که می‌بینیم روزنامه‌ها و فضای مجازی مردم را دعوت می‌کنند که با روش‌های دم‌دستی، در واقع کوتاهی‌های حکومت را جبران کنند.
در سال ۱۹۹۷ وقتی پرنسس دایانا درگذشت، موجی عظیم از ناباوری و اندوه، مردم طبقه متوسط به بالای انگلستان را دربر گرفت. مردم به‌قدری در اندوه و ماتم غرق شدند که اگر کسی دایانا را نمی‌شناخت گمان می‌برد مردم داغدار از دست دادن رهبری کاردان، زحمت‌کش و شجاع هستند، در حالی که او صرفا یک سلبریتی عوام‌پسند نیکوکار از خانواده سلطنتی بود (چیزی شبیه مراسم تشییع اعجاب‌انگیز مرتضی پاشایی رخ داد) اما این شیون و زاری باورنکردنی برخی اندیشمندان انگلیسی را به فکر انداخت که مساله‌ای عمیق‌تر را ریشه‌یابی کنند: سانتی‌مانتالیزیه کردن مدرنیته. در همان سال دو متفکر به نام‌های دیگبی اندرسون و پیتر مولن مجموعه مقالاتی تحت عنوان Faking It: The Sentimentalizatio- of Moder- Society منتشر کردند که در آن مشکل سانتی‌مانتالیزه شدن شئونات مهم جامعه مدرن و اثرات مخرب آن بررسی شده بود.
جان کلام کتاب این است که سانتی‌مانتال‌ها در کار جعل راه حل برای مشکلات واقعیِ جامعه مدرن هستند. اندرسون می‌نویسد «فرد سانتی‌مانتال کسی است که واقعیت را انکار می‌کند یا از آن پرهیز می‌کند. او دوست دارد فکر کند که نتایج خوب را می‌توان بدون دردسر به‌دست آورد. او ترجیح می‌دهد به این فکر نکند که برای رسیدن به نتایج خوب درد، زحمت، مسئولیت شخصی، خویشتن‌داری و صبر نیاز است. او به طرح‌هایی مجذوب طرح‌هایی است که تبلیغ می کنند برای دستیابی به نتایج مفید نیازی به زحمت کشیدن زیاد نیست.» طرح کلی مقالات کتاب به این شکل است که نشان دهد این ساده‌انگاریِ احساسات‌محور که واقعیت انسان و جامعه و طبیعت را نادیده می‌گیرد چطور به عقلانیت مدرن صدمه زده است. نویسندگان مقالات به مسائلی چون گرایش بیش از حد به داروهای طبیعی، احساسات‌محوری در جنبش‌های محیط‌زیستی، آموزش تهی از ارزش‌های عقلانی، و ترویج مُسکّن به‌جای درمان علت بیماری‌های سیاسی- اجتماعی پرداخته‌اند. خلاصه کلام این است که سانتی‌مانتالیزم دشمن مدرنیته است چرا که واقعیت را انکار می‌کند، علم را نادیده می‌گیرد و پیچیدگی مسایل را نمی‌فهمد ولی با نسخه‌های دم‌دستی می‌خواهد جامعه‌ای سالم، باسواد، عادلانه و قوی بسازد.
در کشورمان نیز با همین گرایشات سانتی‌مانتال روبرو هستیم. نمونه‌اش همین مخالفت با سبزه‌ نوروز که می‌خواهند بحران پیچیده و چندبعدی آب و محیط‌زیست کشور را با صرفه‌جویی ناچیز بهبود دهند. سانتی‌مانتال‌های وطنی این واقعیت را نمی‌بینند که چندین دهه سدسازی بی‌رویه و غیرحساب‌شده، آب‌برداری بی‌حساب و کتاب از منابع زیرزمینی، توسعه صنایع پرمصرف، رشد جمعیت، تکنولوژی بسیار فرسوده و کم‌بازده کشاورزی و تصمیمات غلط در کاشت محصولاتی که آب فراوان استفاده می‌کنند، همه و همه ما را به نقطه‌ای کشانده که کم‌کم باید به جای «بحران آب» از «فاجعه‌ بی‌آبی» یاد کنیم. سانتی‌مانتال‌های ساده‌لوح نقش بنیادین حکومت در ایجاد و رفع بحران آب را نمی‌بینند. نادیده گرفتن این واقعیت‌ها و پناه آوردن به نسخه‌های دم‌دستی غیرمفید فقط احساساتِ برانگیخه آنها را موقت تسکین می‌دهد، در حالی که فاجعه بی‌آبی رو به گسترش است. به عنوان تنها یک شاهد بر نادیده گرفتن واقعیت به مطلب اخیر ایرنا تحت عنوان «سبزه نوروز و دلمشغولی‌های محیط‌زیستی» اشاره کنم که نویسنده در آن ادعا کرده «اگر هر خانوار ایرانی برای سبزه عید ۲۰۰ تا ۳۰۰ گرم گندم یا حبوبات مصرف کند، با توجه به مصرف ۱۵۰۰ لیتر آب برای جوانه زدن هر کیلو بذر، سالانه چهار تا شش میلیارد لیتر آب برای کاشت سبزه هدر می‌رود.» این در حالی‌ست که بر اساس پژوهش‌های معتبر، حدود ۱۳۰۰ لیتر آب برای تولید یک کیلوگرم نان لازم است و نه برای جوانه زدن بذر گندم. این اشتباه محاسباتی (به‌عمد یا غیرعمد) مبنایی شده است برای اینکه نویسنده ادعا کند سبز نکردن سبزه نوروز می‌تواند به بهبود چالش‌های «کم‌آبی و خشکسالی و امنیت غذایی» کمک کند. مهمتر از خود اشتباه، علت آن است که ریشه در همان سانتی‌مانتالیزم دارد. احساسات‌گرایی افراطی باعث شده نویسنده اولین عددی که به مزاجش سازگار بوده را به اشتباه معیار استدلالی غلط قرار دهد. این تحریف واقعیت، همان جنگ با عقلانیت مدرن است که سانتی‌مانتال‌های وطنی با شدت به آن پرداخته‌اند. از طرف دیگر این گرایشات احساسات‌محور سبب می‌شود جنبش‌های واقعا مفید و عقلانی اجتماعی نیز دست‌کم گرفته شوند چرا که اعتماد عمومی به آن جنبش‌ها کم می‌شود. به قول آقای میثم دعایی (از متخصصان پژوهشگر محیط‌زیست) به دلیل ساختار ضد کنشگری در ساخت سیاسی ایران بدنه کنشگری به گوشه رینگ برده شده. در نتیجه کنشگری اجتماعی با این نسخه‌های احساسات‌محور از پراگماتیزم به سمت سانتی‌مانتالیزم کشیده شده است و مطالبه گری فراموش گردیده. در واقع، کنشگری مفید و عاقلانه جای خود را به احساسات‌گرایی مخرب داده است. به علاوه باید اضافه کرد که جنگیدن با نمادهای فرهنگی و زیبای نوروز مردم را هم از شادی محروم می‌کند و هم با طبیعت و حیات بیگانه می‌سازد. این گرایشات سانتی‌مانتال محیط‌زیستی و اجتماعی با تسکین موقتی درد، درمان واقعی را به تعویق می‌اندازند، در حالی که بیماری اصلی تن جامعه را با سرعت به زوال می‌کشاند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام