EBTEKAR NEWSPAPER
شنبه, 01 مهر 1396   Saturday 23 September 2017

سرمقاله

درس های نیویورک

محمدعلی وکیلی

کوثر سامانی*- نوروز و سفر؛ دو واژه‌ای که همیشه به دنبال همدیگرند. برای من اما این دو واژه پیوندی با هم ندارند. شاید در طول 29 سال زندگیم بیشتر از 5 بار نوروز را در جایی خارج از طهران سپری نکرده باشم. آن هم از سر اجبار خانواده و اصرار به خوشگذرانی! شاید خیلی‌ها بگویند تعطیلات نوروز بهترین زمان برای سفر است، نه درس و مدرسه‌ای مانع آن است و نه کار و مسئولیتی. آب و هوا هم جان می‌دهد برای گشت و گذار. شاید هم درست می‌گویند. اما برای من اینها هیچکدام و هیچوقت ادله محکمی برای رفتن به سفر نبوده‌اند. سفر به شهرهای شلوغ و پرازدحام و سرک کشیدن از لابه‌لای جمعیت برای دیدن یه بنای تاریخی یا هنری برای من نه تنها لذتی ندارد که عین عذاب و خون دل خوردن است! اغراق نمی‌کنم، هیچ چیز به اندازه بی‌تعهدی، بی مسئولیتی و بی‌تفاوتی به میراث فرهنگی و محیط زیست من را رنج نمی‌دهد. دیدن مسافران سرخوش که در هر شرایطی درحال سلفی گرفتن با بناهای تاریخی که تنها نامشان را شنیده‌اند و توضیح یک خطی هم برای معرفی آن ندارند و یا در کمتر از چند دقیقه طبیعت پیرامونشان را به دشتی از زباله تبدیل می‌کنند، چیزی جز افسوس و حسرت خوردن برایم ندارد. همه اینها را گفتم تا به اینجا برسم؛ در نوروز طهران بهترین شهر ایران است. آسمان پاکی که همیشه آرزویش را داریم، خلوتی و سکوتی که حسرتش را می‌خوریم، سرسبزی و طراوتی که کل سال چشم به راهش هستیم در نوروز همه در طهران جمع اند. دیگر خبری از ترافیک و دود و ازدحام نیست. می‌توانی با خیالی آسوده در خیابان‌های سرسبز شهر قدم بزنی و به البرز بلند قامت خیره شوی، به گلستان و سعدآباد و نیاوران سری بزنی، تجریش را پایین و بالا کنی، در کوچه های پس کوچه‌ تنگ توپخونه سرک بکشی، خودتو به یه فنجون قهوه تو کافه نادری دعوت کنی، شب‌های طهران رو از بالای بام نظاره کنی و هزار و یک کار دیگر که بهترین وقت رسیدن بهشون نوروز است. خلاصه اینکه طهران در نوروز با همیشه فرق دارد و حیفه از دستش بدی.
*روزنامه نگار


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام