سرمقاله

بدن‫های یخ‫ زده از وعده‫های پوچ

ژوبین صفاری

بر پایه اخبار منتشر شده از سوی خبرگزاری ها، محمد باقر قالیباف که اکنون 12 سال است شهردار پایتخت است وعده کرده در صورت پیروزی در انتخابات میزان یارانه نقدی را 3 برابر کرده و به 150 هزار تومان افزایش خواهد داد.
استدلال مشاوران قالیباف این است که نرخ کالاها و خدمات در سالهای 1389 تا 1396 حدود 3 برابر شده و بودجه دولت نیز 3 برابر شده است. پس قدرت خرید مردم نیز از طریق یارانه نقدی باید 3 برابر شود. به نظر می رسد این وعده شهردار امروز تهران خودکشی در گفتار دو عده است که نه تنها گوینده را به بدترین روزها دچار می کند، بلکه ایرانیان را نیز با درد سر مواجه خواهد کرد . فرض بعید که بعید نیست و می توان فرض کرد که قالیباف از شهروندان رای کافی گرفته و به ریاست جمهوری رسیده است. در این صورت او باید هر ماه حدود 11 هزار 250 میلیارد تومان یارانه نقدی پرداخت کند که در سال معادل 135 هزار میلیارد تومان خواهد شد که تقریبا برابر کل درآمدهای مالیاتی سال 1395 است . یعنی دولت وی در سال جدید چیزی از مالیات برای هزینه کردن در بهداشت و درمان ،آموزش و تحصیل و...نخواهد داشت. با توجه به اینکه میانگین نرخ هر دلار در سال 1395 معادل 3800 تومان بوده است. وعده داده شده از طرف قالیباف 35 میلیارد دلار خواهد شد که شانه به شانه درآمد حاصل از صادرات نفت است. هیچ اقتصاددان و کارشناسی باور نمی کند که وعده داده شده از سوی شهردار تهران واز کاندیداهای انتخابات دوازدهم محقق شود و نیک می شود فهمید که این حرف پشت در پس پرده دارد . یک احتمال این است که قالیباف می داند در صورت محقق شدن فرض برنده شدن وی، مجلس مانع کار خواهد شد و او تقصیر ها را بر گردن مجلس می اندازد . یک احتمال دیگر و عجیب البته آن است که شهردار تهران و دوستانش به محل هایی از درآمد دسترسی دارند که دولت یازدهم و رئیس آن به
محل های یاد شده درآمدی دسترسی ندارند.احتمال دیگر این است که قالیباف می داند رای نمی آورد و با این ادعای خود دولت بعدی را با دردسر مواجه خواهد کرد که اگر وی آمده بود یارانه ها را 3 برابر می کرد و حالا دولت فعلی دست کم 2 برابر کند.به نظر
می رسد این خودکشی سیاسی از سوی یک کاندیدا فقط دامن او را نمی گیرد و آنچه از سرمایه اجتماعی اعتماد میان نهاد دولت و نها دهای مدنی باقی مانده است را نیز زایل کرده ودولت بعدی را بی اعتبار می کند . کاش از سوی مدیریت سیاسی جامعه راهی پیدا می شد که کاندیداها را ملزم کند در دادن وعده های انتخاباتی اندازه هایی از کیفیت و کمیت را در کانون توجه قرار دهند و جامعه را به سوی پرتگاه نکشانند. هر کسی حق دارد در نوع زندگی که دارد و یا می خواهد داشته باشد کارها یی کند که در حریم خصوصی او هستند و کسی حق اعتراض به آن حرفها و رفتارها راندارد. اما بازی کردن با اعصاب و روان شهروندان بی پناه کار درستی نیست. راه رفتن روی اعصاب تهیدستان و دادن وعده های عجیب دور از انصاف است ،به ویژه اگر آگاه باشیم که پیامدهای اجرای آن در هر صورت به تهیدست تر شدن همان فقرا منجر خواهد شد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام