EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 04 مهر 1397   Wednesday 26 September 2018

سرمقاله

ایران و آمریکا؛ توقف در نقطه صفر

جلال‌خو ‌شچهره

حامد وکیلی- بیش از چهار سال از این جمله رئیس دولت اصلاحات می گذرد.آن زمان، بسیاری از گروه ها دست به شولای سپیدِ او شده بودند تا مگر برای نجات ایران پا به عرصه انتخابات بگذارد.
او در نهایت با اعلام این تصمیم که نمی خواهد وارد انتخابات شود، علت تصمیم خود را در این جمله خلاصه کرد: می ترسم بار دیگر امیدها به یاس بدل شود.
جمله ای که به روشنی از بیم و امیدِ آن روزها حکایت می کرد. تردید و ترغیب؛ بیم و امید؛ دوگانه هایی که او در نهایت جانب بیم و تردید را در آنها گرفت.
سید خندان از موانعِ راه آگاه بود. از اینکه چه اراده هایی حتما مقابل این حرکت خواهند ایستاد و چه دست های قدرتمندی به کارِ اخلال، اشتغال خواهند یافت.
لذا خوف آن داشت، امیدِ اصلاح، که پیش تر یک بار در سال 1376 برافروخته شده بود و بار دیگر در سال1388 شعله گرفته بود، باز هم گرفتار بادهای سردِ ناموافق شود و این امید بار دیگر به یاس بدل شود. تردید او طبیعی بود. هم اصلاحات نحیف تر شده بود چرا که گرفتار بحران عمیق امنیتی بود و هم مخالفان اصلاحات، ثروتی از سرمایه های اقتصادی و سیاسی اندوخته بودند و هم کشوری سقوط کرده و سوخته بر جای مانده بود. او چشم اندازی از موانعی را می دید که امکانِ عبور از آن غیر ممکن می نمود.
با همه این احوال، او همیشه می گوید که هنوز از اصلاح امید نبریده است. ملت نیز امیدوارنه به صحنه آمده بودند و گویا قصد پای کشیدن هم نداشتند. با همه مشکلات تا به امروز امیدوارانه در صحنه مانده اند. و در سه انتخابات 92، 94و 96، نشان دادند که تمام همت و حمیت خود را به میدان آورده اند.
حال باید دید که جدال دو گانه اراده عمومی/موانع؛ و کشمکشِ امید/یاس به چه سرانجامی می رسد؟! آن موانع که سید اصلاحات از آن بیم داشت هنوز پابرجا است و امروز به جان روحانی افتاده است. پاره ای از آن موانع، ریشه درونی دارد و پاره ای بیرونی، پاره‌ای به خودِ اصلاح طلبان و اعتدال گرایان بر می گردد و پاره ای دیگر به مخالفان این دو گروه. از یک طرف مثلت امید، در معرضِ افتادن به دام های غرور، دعوای قدرت طلبانه و نا کارآمدی است. هر کدام از این دام ها، پای این مثلث را گیر اندازد، در واقع پای امید را شکسته است. هیچ چیز مانند این دام ها، امید سوز نیست. تجربه این دو دهه اصلاح طلبی این جریان را به یک بلوغ رسانده که امید می رود که از این دام و دانه ها فاصله بگیرد.
از سوی دیگر اما، مثلث امید، زیر سایه تهدیدهای مخالفان خود است. کسانی که به هر علتی با جریان امید مخالفند. اینان امکانات، انگیزه و جسارتشان قابل مقایسه با سال های گذشته نیست. به طوری که هنوز امضای رای بیست و چهار میلیونی روحانی خشک نشده، حملات خود را آغاز کرده اند. این عده سال ها است که پست و پاداش های کلان را می‌گیرند در حالی که خود توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند. این تبعیضِ مستمر و بعضا سیستمی، آنان را به سقفِ جسارت در خودحق پنداری کشانده است.
قطعا آشِ این حملات در ادامه شورتر هم خواهد شد. آنان تازه پروژه خطرناکِ بنی صدر نمایی از روحانی را آغاز کرده اند. مشخص نیست این پروژه را تا کجا می خواهند ادامه دهند. به زور هم که شده می خواهند او را به سرنوشت بنی صدر دچار کنند. البته بدیهی است که موفق نخواهند شد و روحانی کجا و بنی صدر کجا؟! اما مشخص نیست تلاش آنان در این پروژه چه خسارت هایی بر کشور تحمیل کند.
شاید البته علتِ غلظتِ هجمه ها به دولت در این هنگامه، عصبانیتِ ناشی از نتیجه انتخابات باشد اما از یک نکته نیز نباید غفلت کرد که شاید دستی در کار است تا در همین ابتدا دولت را گرفتار حاشیه کند و با حمله های رادیکال، فضا را رادیکالیزه کند و مقدماتِ سناریوی بنی صدر سازی از روحانی را فراهم آورد!
لذا باید هوشیارانه این روزها را گذراند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام