EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 04 مرداد 1396   Wednesday 26 July 2017

سرمقاله

حالا نوبت جنگ‌های داخلی است!

سیدعلی محقق

علیرضا صدقی
شاید هیچ تابستانی در تاریخ ایران گرم‌تر و خسته‌کننده‌تر از تابستان سال 60 نباشد. تابستانی که در میانه رویدادهایی سرنوشت‌ساز قرار می‌گیرد و قطعه‌ای بسیار حساس را در تاریخ معاصر ایران رقم می‌زند. گرمای تابستان 60 تلفیقی بود از اخبار ریز و درشت سیاسی و بالا و پایین شدن‌های شخصیت‌های برجسته کشور همراه با بوی خون و صدای انفجارهای مدام و تن‌های سوخته از آتش. زمانه‌ای که هر روز در گوشه‌ای از کشور عده‌ای کشته می‌شدند و هر ناشناسی یا شخص مشکوکی در محل کار و خیابان می‌توانست یک دشمن جدی یا تروریست قسم‌خورده باشد. گروه‌های درگیر در منازعات قدرت هر یک در قامت یک مخالف مسلح با اغوای دختران و پسران جوان و جذب آنها نقش اصلی را در دامن زدن به خشونت‌ها ایفا می‌کردند. نتیجه آن شد که چرخه‌ای بزرگ از خشونت‌های پیوسته و دامنه‌دار به راه افتاد. بررسی سریع و کوتاه وقایع این دوره نشان خواهد داد بسیاری از موقعیت‌ها، موضع‌گیری‌ها و جهت‌گیری‌های بعدی متاثر از این فضا شکل گرفته و تعریف شد. از آنجا که تفسیرهای تاریخی و سیاسی متفاوتی در این مورد وجود دارد و برای اینکه شبهه‌ای در نقل و مقایسه رخدادها بروز نکند، نوشته حاضر تنها بازخوانی عناوین روزنامه‌های کیهان و اطلاعات آن روزها است.
مطالعه تیترهای همین روزنامه‌ها به خوبی نشان می‌دهد که اصحاب رسانه و ارباب جراید هم در چه سردرگمی عجیب و شدیدی به سر می‌بردند و سیل حوادث و رویدادهای چطور آن‌ها را به دنبال خود کشیده و با خود همراه کرده است.
رئیس جمهوری که عدم کفایتش به تصویب مجلس رسید
در واپسین نفس‌های خردادماه سال 60 طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس به تصویب رسید و او که از مدتی پیش مخفی شده بود از ریاست جمهوری برکنار شد. تابستان با تشکیل شورای موقت ریاست جمهوری، تشییع پیکر شهید چمران و حمله ایران به تانک‌های عراق در جاده آبادان ـ ماهشهر آغاز شد. همزمان درگیری‌هایی در گیلان، مشهد، تبریز و زنجان روی داد و گروه بزرگی از دختران مجاهد ـ نزدیک به 40 نفر ـ در یک خانه تیمی در شیراز دستگیر شدند. روز دوم تیرماه سالن راه آهن قم در اثر بمبگذاری منفجر شد که 52 زخمی و کشته بر جای گذاشت. طی روزهای بعد چند عامل هجوم مسلحانه در شهرهای تهران، تبریز، بندرعباس و ارومیه تیرباران شده و نزدیک به 400 نفر دستگیر شدند.
شروع ترورها
در همین روزها بود که بمبگذاری در یک ضبط صوت باعث انفجار در حین سخنرانی آیت‌الله خامنه ای شد و ایشان که امامت جمعه تهران را بر عهده داشتند بر اثر جراحات وارده در بیمارستان بستری شدند. یک روز پس از این واقعه جلسه حزب جمهوری اسلامی با حضور بسیاری از اعضای آن تشکیل شد که بر اثر انفجاری قوی دفتر حزب کاملاً تخریب شد و بیش از 70 تن به همراه شهید بهشتی به شهادت رسیدند. دو روز پس از آن تعطیل و یک هفته عزای عمومی اعلام شد. شهید باهنر به عنوان دبیرکل حزب معرفی شد و اولین جلسه مجلس پس از این ترور در شرایطی تشکیل شد که در جای خالی 27 نماینده دسته‌های گل قرار داده بودند و تعداد زیادی از دیگر نمایندگان نیز روی صندلی چرخدار یا تخت بیمارستانی به جلسه آمدند.10 تیرماه و یک روز قبل از ماه مبارک رمضان گروهی که قصد انفجار مجلس را داشتند دستگیر شده و شماری از اعضای مجاهدین خلق در اهواز و بابل اعدام شدند. ثبت‌نام داوطلبان پست ریاست جمهوری که با برکناری بنی صدر خالی مانده بود هم از این روز آغاز شد. 13تیرماه دادستانی مستقر در تاکسیرانی اعلام کرد رانندگان باید در صورت مشاهده و استماع بحث‌های سیاسی منحرف به این مرکز اطلاع دهند. جنگ با عراق در منطقه نوسود شدت یافت و میرحسین موسوی به عنوان وزیر خارجه معرفی شد. در روزهای بعد و پس از ترور استاندار گیلان، اعدام 22 تن از محکومان دادگاه انقلاب و کشف خانه تیمی پر از اسلحه در خیابان فروردین تهران بود که عامل انفجار هفتم تیر شناسایی شد. مشخصات و عکس محمدرضا کلاهی متولد 1338 و دانشجوی سال اول برق دانشگاه علم و صنعت در روزنامه‌ها به چاپ رسید. ولی احتمال می‌رفت که او از کشور خارج شده باشد. با وجود وضعیت بحرانی داخلی حوادث خارجی نیز به اخبار این روزها راه پیدا می‌کردند. وقایعی چون حمله هواپیماهای اتحاد جماهیر شوروی به مبارزان افغانستان، جنگ داخلی لبنان و درگیری‌های السالوادور. اما آنچه بیشتر از همه انعکاس یافت ناآرامی‌های انگلیس بود که در اثر اعتراضات رنگین‌پوستان و همین طور مردم ایرلند شدت یافت. این خبر باعث شد آیت الله مشکینی در نماز جمعه 19 تیرماه قم از مبارزات مستضعفان ایرلند شمالی و رنگین پوستان انگلیس علیه استعمار انگلیس اعلام حمایت کند. روزهای بعد اخبار پرتاب کوکتل مولوتف به کتابخانه مسجدالهادی در شرق تهران و پرتاب دو بمب صوتی به کانون توحید در غرب تهران و کشف بمب در محله نیروی هوایی و آتش سوزی یک سینما در این شهر ادامه پیدا کرد و 70 دختر و پسر هوادار مجاهدین در شهر زنجان دستگیر شدند. روز 21 تیرماه همزمان با تیرباران دو سرمایه‌دار بزرگ بازار و بالاگرفتن بحث واگذاری زمین‌های کشاورزی و بند (ج) مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری با چهار نامزد پرورش، شیبانی، عسگراولادی و محمدعلی رجایی آغاز شد. حدود یک هفته بعد عسگراولادی حین خروج از منزل خود هدف تیراندازی قرار گرفت.
ضارب که درون صندوق عقب یک خودرو پیکان پارک شده پنهان شده بود در تیراندازی متقابل محافظان عسگراولادی کشته شد. سرقت بانک‌ها هم در این زمان معمول بود و در روز 28 تیرماه با حمله افراد مسلح چهار میلیون تومان از بانک سپه کرج به سرقت رفت. صدام نیز به دنبال زندگی مخفیانه بنی صدر اعلام کرد آماده پذیرفتن او و هر شخصیت دیگر مخالف ایران است. انتخابات ریاست جمهوری در ابتدای مردادماه و در فضایی برگزار شد که حجت الاسلام بهشتی رئیس دادگاه انقلاب شیراز ترور شده بود و مهاباد دستخوش درگیری‌های محلی بود.
در جریان برگزاری انتخابات برتری محمدعلی رجایی به وضوح مشاهده می‌شد. تا اعلام نهایی نتیجه انتخابات به بخشدار رضوانشهر، برادر همسر نماینده کرج، مسجد صاحب الزمان
تهران نو و ستاد یک کمیته در سلسبیل حمله شد. دو جاسوس اسرائیل در کاشمر اعدام شدند و نماینده شرکت خودروسازی بی ام و هفت میلیون تومان جریمه شد. بلافاصله بعد از اعلام نتایج خبر رسید که بنی صدر در فرانسه از هواپیما پیاده شده است و پس از دو سال و نیم دوباره به این کشور برگشته است. همین روزها موضوع اعدام سعادتی عضو سازمان مجاهدین خلق به اتهام جاسوسی برای شوروی مطرح شد. تنها واقعه غیرسیاسی ابتدای مردادماه 60 زلزله کرمان با هفت ریشتر قدرت و نزدیک به پنج هزار کشته بود که همزمان با ترور ناکام امام جمعه این شهر روی داد. 12 تیرماه و چند روز پس از پناهنده شدن بنی صدر که ادعا می‌کرد در لباس نظامیان نیروی هوایی به فرانسه رفته است کاریکاتورهای او در لباس زنانه منتشر شد. بیش از 15 نفر در تهران، اصفهان و کرمانشاه ترور شدند و شهید باهنر به عنوان نخست وزیر از طرف شهید رجایی معرفی شد. همین روزها حسن آیت در محله نارمک تهران در مقابل منزل مسکونی خود ترور شد و در آن سوی کشور افراد ناشناس به حجت الاسلام حسنی امام جمعه ارومیه تیراندازی کردند. متعاقب این حوادث پیاپی بازار تهران و چند شهر دیگر در اعتراض به عدم قاطعیت دادگاه‌های انقلاب در مجازات اعضای گروه‌های مسلح و ترورکنندگان تعطیل شدند و شهربانی آمادگی خود را برای حفظ جان شخصیت‌ها اعلام کرد. پس از آن بیش از 40 بمب‌گذار در تهران و شهرستان‌ها تیرباران شدند و 13 عامل ترور و خرابکاری نیز در تبریز و خوی اعدام شدند که با تیرباران چهار نفر در زندان اوین و دستگیری 110 ضدانقلاب و اعدام 34 قاچاقچی و 31 عامل ترور در روزهای بعد ادامه پیدا کرد. پس از ترور حجت الاسلام عراقی در کرمانشاه و امام جمعه سنندج و حمله به خانه دادستان کل کشور هم 37 منافق اعدام شدند ولی ترورها با ترور حاکم شرع اسلام آباد و امام جماعت مسجد باب الحوائج تهران و ترور نافرجام نماینده ارامنه ادامه یافت.
در کنار این حوادث روند ترمیم ساختار سیاسی پس از خروج بنی صدر در حال انجام بود و باهنر کابینه خود را معرفی کرد. در روز 8 شهریورماه جلسه‌ای با حضور مقامات ارشد دولت در نخست وزیری تشکیل شده بود. در اوایل جلسه کیف دستی که در اتاق قرار داشت منفجر شد و رئیس جمهور، نخست وزیر و تعداد دیگری از اعضای هیات دولت شهید و مجروح شدند. شدت انفجار به حدی بود که برخی از اجساد شناسایی نشدند و کشمیری که در روزهای آینده مشخص شد عامل اصلی بمب‌گذاری بوده و جلسه را چند لحظه قبل از انفجار ترک کرده است در فهرست کشته شدگان اعلام شد. مهدوی کنی اداره دولت را در دست گرفت و پرچم‌های هند، کوبا و سازمان ملل به جهت همدردی با انفجاری که دولت ایران را به فاصله کمی پس از انتخابات از میان برده بود به حالت نیمه افراشته درآمد.
در این زمان فضای جهان نیز دستخوش درگیری‌های فراوان بود. اسرائیل وارد جنوب لبنان و آفریقای جنوبی وارد آنگولاشده بود. جری آدامز ایرلندی دستگیر شده بود و نمایندگان ایران در مراسم تشییع جنازه شهدا حوادث این کشور شرکت کرده و با خانواده‌های آنان ملاقات کردند. سفیر فرانسه پس از اینکه بنی صدر به این کشور رفت از ایران اخراج شد و نام‌های پاتریس لومومبای آفریقایی، بابی سندز ایرلندی، مالکوم ایکس آمریکایی و جبهه پولیساروی مراکش در اخبار و تحلیل‌ها تکرار می‌شد. تنها خبر خارجی که بویی از خشونت و جنگ و کشته شدن نمی‌داد ازدواج پرنس چارلز شاهزاده انگلیس و دایانا بود. نیمه شهریورماه و در هفتم شهدای دولت قدوسی دادستان کل انقلاب در محل دادستانی با انفجار بمبی قوی مجروح شد و در بیمارستان به شهادت رسید. در روز 20 شهریور نیز آیت الله مدنی امام جمعه تبریز و شش تن از نمازگزاران به شهادت رسیدند. چهار روز بعد نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری برای دومین بار در طول دو ماه اعلام شدند و مباحث مربوط به آن به جریان افتاد. همان روز امام جماعت مسجد الرجاء شیراز و دختر 11ساله‌اش ترور و در پایان شهریور 81 نفر تیرباران شدند و به این صورت تابستان سال 1360 به پایان رسید
مرور این حوادث و رویدادها به اضافه اتفاقات فراوان دیگری که به آن‌ها پرداخته نشد به خوبی نشان می‌دهد که ایران در تابستان سال 1360 به هیچ‌وجه جای امن و آرامی نبود و هیچ‌یک از طرفین منازعات موجود در کشور روی آرامش به خود نمی‌دیدند. به نظر می‌رسد این حجم از اتفاقات و رخدادهای خونبار بسیاری از کنش‌گران جامعه ایران را به دنبال خود کشیده و فضایی کاملا رعب‌آور را بر کشور حاکم کرده بود.
البته این جریان‌ها تنها در همان تابستان سخت و گرم باقی نماندند و آثار نامناسب خود را تا دهه‌های بعد هم باقی گذاشتند. آثاری که حتی امروز هم می‌توان نشانی از آن‌ها را در بدنه اجتماعی ایران سراغ گرفت و بسیاری از رخدادهای اجتماعی کشور را متاثر از آن‌ها دانست.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام