EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 28 مهر 1398   Sunday 20 October 2019

سرمقاله

نگاه دوگانه تندروها به صندوق رای

علیرضا صدقی

«ملت» مفهومی وحدت‌آفرین دانسته می‌شود که سال‌هاست در ادبیات سیاسی جهان جای دارد.این واژه، همچون سایر مترادف‌ها و واژگان هم خانواده ایدئولوژیک و معنایی‌اش – همچون «خلق» در ادبیات چپ، «امت» در ادبیات سیاسی اسلام و .... –
تلاش دارد تعریفی از همبستگی و پیوستگی یک جامعه با زمینه‌های فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و زبانی را با اضافه کردن احساس دلبستگی واحد میان اعضای آن جامعه به نمایش بگذارد. با این حال نوع و میزان استفاده از این واژه در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران باعث شده است که به جایگاه مفهومی و کارکردی آن در اذهان عمومی خدشه وارد شود و شاید به همین دلیل، برداشت‌ها از به کار بردن این واژه و رفتارهای منتج از آن نیز دچار چالش مفهومی شوند.
در یک نظام دموکراتیک، از آن جا که هر توفق و حضور بر راس هرم قدرت و تصمیم‌گیری با رای مردم مشروعیت می‌یابد، جذب اکثریت مردم غالبا با گفتارها و رفتارهایی انجام می‌شود که بتواند در میان جمع بیشتری از مردم درباره دلبستگی و انتخاب یک فرد یا جریان سیاسی اتفاق نظر ایجاد کند. به همین دلیل است که خواندن مردم با واژه‌ای چون «ملت» در این زمان بسیار به کار می‌آید. در واقع سیاسیون در این زمان با خواندن مردم یک کشور به نام واحد ملت تلاش دارند با اشاره به همه ریشه‌های مشترک این مردم و دلبستگی آنان به این ریشه‌ها، از یک سو همه آن‌ها – و نه تنها طرفداران تفکر و مرام فکری و عملی سیاسی‌شان – را مخاطب خود قرار دهند و از سوی دیگر با معرفی خود به عنوان اصلح افراد و جریان‌های سیاسی برای برگزیده شدن به عنوان راهبر یک ملت در مسیر موافق همه آن ریشه‌های مشترک و همراه با همبستگی و دلبستگی‌های ملی جامعه، رای بیشتری را به سمت خود جذب کنند. در چنین شرایطی مرز استفاده از پوپولیسم و نیت واقعی ملی‌گرایی یک فرد یا جریان سیاسی بسیار مبهم است. این روند در هنگام تصدی قدرت نیز برای نمایش مشروعیت اعمال، رفتار و خواسته‌های حاکمان پی گرفته می‌شود؛ چنان که هر عمل، رفتار یا خواسته‌ای در عرصه داخلی و خارجی که احیانا با اعتراض و انتقاد مواجه شود، در بسیاری موارد خواسته «ملت» تلقی شده و بدین طریق مشروعیت آن به رخ مخالفان و منتقدان کشیده می‌شود.
در بسیاری موارد چنین روندی شاید درست به نظر برسد. مثلا در هنگامه جنگ‌ها و به طور خاص تجاوز یک کشور به کشور دیگر، کنش‌های ملی‌گرایانه به اوج خود می‌رسند. در واقع در هر شرایط تهدیدآمیزی که دلبستگی‌های مشترک یک ملت را هدف قرار گیرد، روحیه ملی مردم به جنبش در خواهد آمد. با این حال بسیار پیش می‌آید که معرفی یک دلبستگی خاص به عنوان دلبستگی کلی یک ملت از سوی برخی با رفتارهای آمیخته به سیاست‌ورزی انجام شده و چالش مفهومی واژه «ملت» از همین جا آغاز می‌شود.
در درجات بالاتر از دموکراسی و مردم‌سالاری – و به تعبیری مردم‌سالاری مدرن – به مفهومی به نام پلورالیسم یا همان تکثرگرایی بر می‌خوریم. مفهومی که گوناگونی علایق، سلایق و عقاید را در جامعه مورد احترام قرار می‌دهد. در واقع در مردم‌سالاری با استفاده از پلورالیسم، به یک همزیستی مسالمت‌آمیز میان این گوناگونی‌ها می‌اندیشد و در ادامه تلاش می‌کند با استفاده از گفت‌وگو، به مشخص شدن و متعاقب آن به درک بهترین راه برای تک تک افراد جامعه یا همان «مصلحت عموم» بینجامد. چنین شرایطی هر چند از سوی بسیاری از فیلسوفان و نظریه‌پردازان سیاسی ایده‌آل‌گرایانه، اتوپیایی و حتی گاه ناممکن تلقی می‌شود، اما در تلاش به رسیدن آن می‌توان این نکته را مد نظر قرار داد که «مصلحت عموم» برآیند نقاط مشترک همه گوناگونی‌هاست.
در یک نظام ایدئولوژیک هر چند با مفهوم دموکراسی و جمهوریت آمیخته شده باشد، نمی‌توان انتظار داشت که مفهوم پلورالیسم دینی – اگر ایدئولوژی سیاسی دین‌محور باشد – و یا به طور کلی پلورالیسم سیاسی به طور تام و تمام اجرایی شود. با این حال باید دقت کرد که کدام خواسته، گفتار، رفتار و عمل را به کل یک ملت تعمیم می‌دهیم. در واقع برچسب «مصلحت عمومی» را نمی‌توان روی هر موضوعی چسباند و با پشتوانه نام بردن از «ملت» اجرای آن را توجیه کرد. چنین رفتاری در سطح حداقلی آن موجبات خنده و تمسخر را فراهم می‌آورد و در سطوح حداکثری به نارضایتی و بی اعتمادی در میان منتقدان و مخالفان آن حرف، رفتار یا عملی که از سوی یک فرد یا جریان سیاسی، به «ملت» نسبت داده شده منجر خواهد شد که گاه می‌تواند رفتارهای متقابل حتی شدیدی را به دنبال داشته باشد.
نمود چنین موضوعی را می‌توان به عنوان مثال در مجموع حواشی دیدار روز سه‌شنبه تیم‌های ملی فوتبال ایران و سوریه در هفته پایانی رقابت‌های مقدماتی جام‌جهانی 2018 در منطقه آسیا مشاهده کرد؛ جایی که مسائل مختلفی از بحث ندادن اجازه ورود زنان ایرانی به استادیوم آزادی و حضور زنان – حتی بی حجاب – سوری در ورزشگاه، امکان تبانی دو تیم برای ایجاد امکان صعود سوریه به پلی‌آف مقدماتی جام جهانی، جدال‌های درون زمین، سخنان سردار آزمون (مهاجم تیم ملی ایران) درباره فحاشی بازیکنان سوری در زمین و البته ویدیویی که از سوی دو بازیکن تیم ملی سوریه بعد از کسب تساوی برابر ایران پخش شد و شعارهای توهین‌آمیز ضد ایرانی در آن شنیده می‌شد، مشاهده کرد. ایران و سوریه سال‌هاست در ساحت حاکمیتی دوستانی استراتژیک محسوب می‌شوند. این موضوع به خصوص با حضور مستشاری ایران در مقابله سوریه با داعش بیش از پیش به چشم آمد و تلفات ایران در این جنگ با نام «شهدای مدافع حرم» نامیده شدند. تا بدین جای کار و با همه استدلال‌هایی که دو طرف برای این دوستی و حمایت دو جانبه دارند بر پایه مباحث دیپلماتیک و استراتژیک قابل تحلیل است. مساله در واکنش‌های مردمی به این حواشی از جایی شروع می‌شود که دو طرف در تبیین این روابط، از واژگان «ملت» «دوست» و «برادر» استفاده می‌کنند. شاید بخش قابل توجهی از جامعه هر دو کشور قائل به چنین دوستی و برادری باشند، اما نمی‌توان این بخش قابل توجه را «ملت» ایران نامید. کما این که در سوی دیگر ماجرا، بخش بزرگی از مخالفان بشار اسد – رئیس‌جمهوری سوریه – جمعی از مردم سوریه هستند که به دلایل نزدیکی دولت‌های دو کشور، ایران را دوست و برادر نمی‌دانند و نمی‌بینند. استدلال‌های این جمع – درست یا غلط – منجر می‌شود که در مقابل نوشتن این روابط به پای «ملت»ها و نه تنها «دولت»‌ها واکنش نشان دهند. یا در مثالی دیگر، زمانی که محمود احمدی‌نژاد و هوگو چاوز ونزوئلایی، در رفت‌وآمدهای فراوان خود از دوستی «ملت»‌های ایران و ونزوئلا می‌گفتند، حتی این نزدیکی جغرافیایی، تاریخی و در زمان حاضر استراتژیک ایران و سوریه هم وجود نداشت که بتوان تصوری از آن ارائه داد. شاید این موارد در بادی امر چندان حساس و مهم تلقی نشوند، اما جمع شدن آن‌ها باعث خواهد شد که «ملت» ایران در واکنش به استفاده به جا یا نابجا از عبارت «ملت ایران» دیگر آن روی وحدت و همبستگی و دلبستگی را بروز ندهند و آن را بازیچه‌ای برای تحریک احساسات ببینند و این نکته‌ای است که سیاسیون باید به آن دقت و توجه بیشتری داشته باشند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام