EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 28 مهر 1398   Sunday 20 October 2019

سرمقاله

نگاه دوگانه تندروها به صندوق رای

علیرضا صدقی

سعید طاهری
در سال‌های اخیر سینماگران ایرانی دوباره مسیرشان را در چرخه بین‌المللی سینما باز کرده‌اند و پس از وقفه‌ای که میان نسل کیارستمی، شهید‌ثالث، نادری و... با نسل بعد افتاد ، توانسته‌اند پرچم‌دار سینمای ایران در جهان باشند و حتی سمت محصولات مشترک بروند - اتفاقی که پیش‌تر کمتر شاهدش بوده‌ایم - که در ادامه به برخی‌شان اشاره کرده‌ایم.
اصغر فرهادی
اصغر فرهادی اولین تجربه فیلمسازی خارج از ایران را در فرانسه و با «گذشته» از سر گذراند. زمانی که به خاطر «جدایی نادر از سیمین» اولین اسکار را برای سینمای ایران به نام خودش ثبت کرد و توانست راهی که مجیدی یکی «بچه‌های آسمان» در آن ناموفق بود - فیلم مجیدی یکی از پنج نامزد نهایی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان سال ۱۹۹۸ بود - با موفقیت پشت سر بگذارد. فرهادی با «گذشته» تا یک‌قدمی نخل طلای کن هم رفت و حتی گفته می‌شود، قرار بوده تا «گذشته» نخل طلا را کسب کند و اصغر فرهادی هم جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کند اما در دقیقه نود و به دلایل نامعلومی، نام برندگان تغییر می‌کند و فیلم «آبی گرم‌ترین رنگ است» جایزه را از آن خود می‌کند. هرچند توسط برنیس بژو، توانست جایزه بهترین بازیگر زن را برای بازی در «گذشته» از آن خود کند و پس از آن‌که فرهادی او را در آغوش کشید، مورد هجمه عجیب و غریب مخالفان همیشگی‌اش قرار گرفت.امروز ماجرا کمی عوض شده؛ فرهادی با «فروشنده»‌اش جایزه بهترین فیلم‌نامه و بهترین برای بازیگر مرد (شهاب حسینی) را کسب کرده و توانسته برای دومین بار اسکار بهترین فیلم‌ ‎خارجی‌زبان را از آن خود کند و کنار بزرگانی چون فلینی، دسیکا، برگمان، آکیرا کوراساوا و کلمان بایستد.
با این وضعیف فرهادی به واسطه اعتبارش با تیمی نام‌آشنا سراغ فیلم تازه‌اش رفته و این روزها درگیر «همه می‌دانند» است. فیلمی که جلوی دوربین، بازیگرانی چون خاویر باردم، پنه‌لوپه کروز، ریکاردو دارین، ادوارد فرناندز، باربارا لنی، الویرا مینگز، ایما کوئستا، روژه کاسا مایور و رامون باره‌آ را به عنوان تیم بازیگران دارد و پشت دوربین هم سینماگرانی مثل خوزه لوییس آلکاینهِ کهنه‌کار به عنوان مدیر تصویربرداری، دانیل فونترودونا به عنوان مدیر صدابرداری و البته هایده صفی‌یاری تدوین‌گر همیشگی فیلم‌های فرهادی - صفی‌یاری در فیلم «گذشته» حضور نداشت -که می‌گویند ریتم کند آثار فرهادی را بهبود می‌بخشد، کنار او هستند و البته خبری از محمود کلاری نیست. از طرفی، شرکت‌هاى « Memento Films» از فرانسه، « Morena Film» از اسپانیا و « Luky Red» از ایتالیا همراه با خودِ فرهادی، تهیه‌کنند‌ه‌های مشترک «همه می‌دانند» هستند.
مجید مجیدی
مجید مجیدی آخرین تجربه کارگردانی‌اش برمی‌گردد به «محمد رسول‌الله»؛ پرهزینه‌ترین فیلم سینمای ایران که از حضور سینماگران شناخته‌شده‌ای چون ویتوریو استرارو، مدیر فیلمبرداری فیلم‌های بزرگی مانند «اینک آخرالزمان» ساخته فرانسیس فوردکاپولا و «آخرین امپراتور» ساخته برناردو برتولوچی که تجربه سه جایزه اسکار را دارد، بهره می‌بُرد. فیلمی یکصد و نود دقیقه‌ای که حتی از فیلم مصطفی عقاد هم طولانی‌تر است و زندگی محمد از کودکی تا قبل از رسالت را روایت می‌کند. فیلمی که در ابتدای اکران با تبلیغات گسترده و سئانس‌هابی بی‌شمار و بلیت‌ گران‌تر توانست فروش خوبی کند و با رضایت عده‌ای از سینماگران هم مواجه شود، اما در ادامه مسعود فراستی در مصاحبه‌اش با «مهرنامه»، فیلم مجیدی را چنان کوباند که تازه راه برای دیگر منتقدان که انگار نقدهای تند و تیزشان توی گلوی‌شان مانده بود، باز شد. فراستی در انتهای آن گفت‌وگو آرزو کرده بود که قسمت‌های بعدی این فیلم گران‌قیمت ساخته نشود. حالا و پس از سه سال، مجیدی تازه‌ترین فیلمش، «آن‌سوی ابرها» را در سکوت خبری در هندوستان ساخته و در انتظار بازخورد پس از اولین اکرانش در شصت و یکمین جشنواره فیلم لندن است. جشنواره‌ای که از چهارم تا پانزدهم ماه اکتبر (مهرماه) برگزار می‌شود و باید دید واکنش منتقدان به اولین فیلم بین‌المللی مجیدی چیست. در خلاصه داستان طولانی «آن‌سوی ابرها» آمده است: «ایشان خاطار در نقش یک نوجوان ولگرد، بیشتر زندگیش را با پرسه زدن و پخش مواد در گذرها و بندرهای بمبئی می‌گذراند. در پشت این لذت‌گرایی او جوانی‌ است که به شدت کمبود خانواده‌اش را با خود دارد. پیگیری یک بسته مواد مخدر باعث می‌شود او سر از خانه خواهرش - خواهرش تنها زندگی می‌کند و مدام مورد مزاحمت مردان است - که مدت‌ها از هم دور بوده‌اند، درآورد. خواهر و برادر سعی می‌کنند زندگی مشترکی را شروع کنند، اما گذشته‌ای از دست رفته و سرشار از نا امیدی جلوی این تصمیم را می‌گیرد. تارا پس از کشتن مردی که می‌خواهد به او تجاوز کند، زندانی می‌شود و حالا تنها امید زندگی‌اش را دیدن دوباره برادرش می‌بیند...»
رضا درمیشیان
‏‎ «یواشکى» چهارمین فیلم رضا درمیشیان پس از فیلم‌هاى «بغض»، «عصبانى نیستم!» و «لانتورى» است که در سکوت خبرى فیلمبردارى شد و جزئیات زیادى از آن منتشر نشد. تمام فیلمبردارى این فیلم در شهر کرایست چرچِ نیوزلند انجام شد و اولین محصول مشترک ایران و نیوزلند است. همچنین بازیگرانی از نیوزلند هم در آن ایفای نقش می‌کنند. فیلمی مانند فیلم «عصبانی نیستم!» و «لانتوری» موضوعی اجتماعی دارد و به موضوع روزنامه‌نگاری می‌پردازد که با رسانه‌های خارج از ایران در ارتباط است و زندگی‌اش تحت شعاع حواشی قرار می‌گیرد. تدوین «یواشکی» را هایده صفی‌یاری برعهده داشته و بازیگرانی چون نوید محمد‌زاده و باران کوثری هم در آن ایفای نقش کرده‌اند. درمیشیان که همچنان به خاطر ماجراهایی که موجب حذف فیلم «عصبانی نیستم!» از نامزدهای جشنواره فجر و سیمرغ نگرفتن فیلم و عواملش شد، دلگیر است، به نظر می‌رسد برای فیلم تازه‌اش هم با حواشی‌ای از این دست، دست و پنجه نرم کند. درمیشیان یکی از جدی‌ترین فیلمسازان دهه شصتی است که نگاه تلخ و واقعی‌اش به جامعه و جوان‌های تلف‌شده این نسل موجب شده با سختی‌های همیشگی برای ساخت و اکران فیلم‌هایش مواجه باشد. البته این اولین تجربه فیلمسازی او خارج از ایران نیست و درمیشیان اولین فیلمش را با بازی بابک حمیدیان و باران کوثری در ترکیه ساخت. فیلمی که با وجود کمبودهایش بارقه‌هایی از ظهور یک استعداد در سینمای ایران را داشت.
عبدالرضا کاهانی
کاهانی یکی از موردهای عجیب سینمای ایران است؛ فیلم می‌سازد، با استقبال مخاطبان و برخی منتقدین مواجه می‌شود، دوباره فیلم می‌سازد، تعریف و تمجید می‌شنود، فیلم بعدی‌اش را می‌سازد، فحش می‌خورد، فیلم بعدی‌اش به سختی اکران می‌شود، می‌رود فرانسه، فیلم «وقت داریم حالا» را می‌سازد و در جشنواره محبوبش جشنواره فیلم کارلووی واری (جشنواره‌ای که فیلم «بیست» در آن جایزه هیات داوران را گرفت) نمایش داده می‌شود و خبری از اکران نمی‌شود، «ارادتمند، نازنین، بهاره، تینا» را می‌سازد و آن جنجال‌های بی‌سابقه به‌پا می‌شود، فیلم توقیف می‌ماند، سر از تایلند درمی‌آورد و با رضا عطاران و حمید فرخ‌نژاد «ما شما را دوست داریم خانم یایا» را می‌سازد که سرنوشتش مشخص نیست و می‌گویند دوباره به فرانسه بازگشته تا فیلم تازه‌اش را کلید بزند! نکته مشترک تمام سال‌های اخیرِ زندگی کاهانی، فیلمسازی بوده است. کارگردانی که بی‌توجه به سیستم تو در توی مجوز نمایش و شرایط اکران فیلم می‌سازد و بدون دغدغه فروش و برگشت سرمایه باز هم فیلم می‌سازد. سه فیلم آخر کاهانی در ایران نمایشی نداشته و کنجکاوی‌های زیادی درمورد ساخته‌های اخیر او وجود دارد که تمام‌شان بی‌پاسخ مانده است.
قربان محمدپور
قربان محمدپور، فیلمساز جدی‌ای نیست. با توجه به علاقه او به ساخت فیلم‌های سرگرم‌کننده در جریان اصلی سینما، باز هم فیلم‌های محمدپور از ارزش قابل توجه‌ای برخوردار نیستند. هرچند فیلم آخرش به لطف ستاره‌های عالم سینما و موسیقی و ترکیب نامانوس سینمای هند و ایران و روایت داستان دو دانشجوی ایرانی در هند و قصه عاشقانه‌شان که از قضا به شدت ضعیف و بی‌کیفیت بود، فروش بالایی داشت و توانست مدتی هم رکوردار فروش باشد. محمدپور و تیمش برخلاف محصول نهایی‌‌شان که روی پرده نمایش داده می‌شود، خوب بلدند مخاطب را سرگرم کنند و حواس‌شان را پرت خودشان کنند. کاری که با برنامه‌های متنوع و مهمان‌های نیمه‌خصوصی و حتی جشن در برج میلاد که لغو شد، و استفاده از بازیگران ایرانی و هندی فیلمش به خوبی انجامش دادند. او این روزها در حال و هوای ساختن فیلم دیگری مشابه «سلام بمبئی» است. پروژ‌ه‌ای که با نام‌هایی چون «دختر شیطان» یا «سلام بمبئی2» یا «سلام بمبئی: دختر شیطان» از آن یاد می‌شود و اولین جرقه خبری شدنش حضور شادمهر عقیلی بود که با واکنش این خواننده آنور آبی که در گذشته این‌ور آب بود و سپس موضع رسانه‌های راستی ختم به خیر شد.
به هر حال محمدپور راه و رسم کشاندن عده کثیر مخاطبان ایرانی به سالن‌های سینما را بلد است و به نحو احسن از داشته‌هایش استفاده می‌کند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام