سرمقاله

لبنان پس از انفجار

جلال خوش‫چهره

محمود بابایی *
اگر طبیعت را موجودی جاندار در نظر بگیریم، ​آمار و داده ها نبض آن است. آمار و داده ها است که نشان​ می​دهد رفتار ما با طبیعت و رفتار طبیعت با ما چگونه است. طبیعت پیام​های خود را به یک برنامه‌ریز از طریق داده ها و سری​های آماری منتقل​ می​کند. اگر داده​های آماری صحیح نباشند، فهم ما از رفتار طبیعت صحیح نیست و اگر کافی نباشند آنگاه برنامه‌ریزان به شناخت کافی از طبیعت دست نمی‌یابند. در چنین شرایطی طرح‌ریزی​ها بر مدار اشتباه خواهد بود. درک «فلسفه نیاز به داده​های صحیح وکافی» به همین سادگی است.
اگر طرح‌های توسعه‌ای بر مدار ناصواب قرار گیرند، سه گونه خسارت بسیار محتمل خواهد بود: 1) نخست آنکه هزینه​های سنگینی به جامعه بار می‌شود. به عنوان مثال اگر آمار مناسبی در اختیار نباشد، «زیرساخت​های آبی» به اهداف خود​ نمی​رسند، بنابراین اقتصاد کشور متضرر​ می​شود. 2) اگر در طراحی این زیرساخت​ها، آمار زلزله، سیلاب و حوادث قهری به درستی در دست نباشد، ممکن است حتی ایمنی پروژه به خطر بیافتد. در چنین شرایطی مشکلات اجتماعی نیز بر مشکلات اقتصادی افزون​ می​گردد. 3) در بسیاری از موارد،​ آمار ناکافی یا نادرست می​تواند به تخریب و یا دست‌خوردگی​های بزرگ در طبیعت منجر شود که در این‌صورت جامعه، خسارات محیط زیستی جبران ناپذیری را تجربه می‌نماید.
می‌توان نتیجه گرفت که استفاده از داده نادرست و یا ناکافی​، می​تواند هر سه رکن یا یکی از ارکان توسعه پایدار (اقتصاد، اجتماع و محیط زیست) را تهدید نماید. بر این اساس است که متخصصان معتقدند زنجیره «آمار و اطلاعات»، «برنامه‌ریزی» و «مدیریت»، از پیش نیازهای دستیابی به توسعه پایدار است.
دانشمندان در تعریف هرم دانش، داده را در قاعده هرم قرار می‌دهند،​ در سطح بعدی، اطلاعات قرار می گیرد، سپس دانش و در نوک هرم، خرد قرار دارد. این هرم به خوبی بیانگر نقش اساسی داده در تولید دانش و خردورزی است. اگرچه خرد در نوک هرم، کمترین مساحت را دارد اما بر قاعده پهن داده، استوار است و دستیابی به آن از مسیر اطلاعات و دانش عبور​ می​کند. شبیه‌سازی پدیده​های اقلیمی یکی از رایج‌ترین
روش​هایی است که دانشمندان و متخصصین برای شناخت طبیعت بدان رجوع​ می​نمایند. رکن اساسی شبیه‌سازی، داده​های ورودی​ است. در زبان انگلیسی عبارت مشهوری در این زمینه وجود دارد که​ می​گوید "Garbage in; garbage out" بدین معنا که در شبیه‌سازی پدیده​های طبیعی، صرف نظر از سادگی و پیچیدگی مدل، در صورتی‌که از داده​های ورودی مناسب استفاده نگردد، ناگزیر، نتایج یا خروجی‌ها نیز بی​ارزش و نامعتبر خواهند بود.
امروزه به منظور ساماندهی، بازیافت و فرآوری داده ها،​ اطلاعات، دانش و حتی درس آموخته ها، از پایگاه های دانشی استفاده می گردد. این پایگاه های دانشی می توانند بخش هایی از «درخت دانش سازمان» را تحت پوشش قرار دهند. به مجموعه ای از پایگاه های دانشی که امر دستیابی، فرآوری،​ تحلیل و نتیجه گیری را تسهیل
می نمایند،​ سامانه های تصمیم یار می گویند. امر مهم توجه به داده نگاری، باید علاوه بر گسترش کمی و کیفی جمع آوری و تولید داده ها، ​توسعه پایگاه های دانشی و سامانه های تصمیم یار را نیز در برگیرد.
آنچه که از محتوای گفتارهای پیرامون تفکرات دکتر اردکانیان در دست است، نوید از توجه ژرف و عمیق به اهمیت داده‌ها، پایگاه​های دانشی و سامانه​های تصمیم یار​ می​دهد. در اندیشه های قابل رویت ایشان، ​نشانه هایی از عزم جدی بر توسعه سامانه پایش و پیش بینی بلایای طبیعی مرتبط با آب، نظیر هشدار سیل و گرد و غبار با همکاری دیگر دستگاه های مرتبط وجود دارد. افزون بر آن، پیاده سازی دیسپاچینگ آب در سطح حوضه های آبریز دز، کارون و کرخه، زاینده رود، قزل اوزن و دریاچه ارومیه با هدف اصلاح روش بهره‌برداری از منابع آب و استقرار نظام حسابداری ملی آب​ مورد توجه بوده است. استقرار نظام مدیریت دانش با هدف تبدیل دانش‌های ذهنی به دانش‌های عینی در فرآیند تصمیم گیری‌ها از جمله رویکردهای ارائه شده است.
نگارنده معتقد است که صرف نظر از نقش روندهای تصمیم سازی/گیریِ ناکارآمد در بخش آب، نباید نقش داده​های ناکافی و نادرست در ایجاد مشکلات محیط زیستی و طرح‌ریزی​های غلط، ناچیز انگاشته شود. بنابراین پیشنهاد​ می​گردد تا در راستای اصلاح فرآیند برنامه‌ریزی​ها در جهت توسعه پایدار، امر مهم توسعه سامانه​های پایشی، جمع آوری داده​ها و تولید اطلاعات، به طور جدی در دستور کار وزارت نیرو در دولت دوازدهم قرار گیرد.
در حال حاضر سازمان هواشناسی با حدود 300 ایستگاه سینوپتیک، 2740 ایستگاه کلیماتولوژی، و 4 هزار ایستگاه «باران سنجی» مسوول جمع آوری اطلاعات بارش کشور می‌باشد. وزارت نیرو با حدود 1900 ایستگاه باران‌سنجی، 336 ایستگاه برف‌سنجی و 1900 ایستگاه هیدرومتری، مسوول ثبت و جمع آوری اطلاعات بارندگی و هیدرومتری است. در بخش آب زیرزمینی، حدود 2 میلیون چاه مشاهده‌ای (جهت پایش و نه برداشت) ، 700 هزار حلقه چاه و 173 هزار چشمه وجود دارد که لازم است فرآیند جمع آوری اطلاعات و ثبت اطلاعات آنها مکانیزه شده، شبکه آمار و اطلاعات آنها طراحی و اطلاعات، به صورت برخط (Online) در دسترس قرار گیرد. تحقق این موضوع می‌تواند منجر به تهیه داشبوردهای اطلاعاتی با هدف رصد وضعیت آب، ایجاد سیستم حسابداری آب و تخصیص‌های منطبق بر واقعیت بشود.
بدیهی است که این امر نیازمند توجه بودجه ای و مدیریتی است. با نگاهی به
اندیشه های دکتر اردکانیان، می توان گفت، اراده مدیریتی برای توسعه این امر وجود دارد اما نگرانی اصلی تامین بودجه است که باید همگی کوشش نمایند تا رفع گردد.
* کارشناس منابع آب


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام