EBTEKAR NEWSPAPER
پنج شنبه, 27 مهر 1396   Thursday 19 October 2017

سرمقاله

حباب شیشه‌ای مات و اهوراهایی که می‌میرند

علیرضا صدقی

فرازوفرودهای تاریخ ایران شاهد چشم طمع ها و دست اندازی های متعددی ازسوی دول بیگانه برپهنه این سرزمین است که شاید یادآوری آن تلخ، اما
عبرت آموزنسل امروز و فرداست.
دوره جنگ های اول میان ایران و روسیه تزاری با انعقاد عهدنامه گلستان و واگذاری بخشهایی از خاک ایران به روسیه پایان یافت اما برخی بندهای این عهدنامه ابهام داشت؛ ازجمله این که تعیین خط مرزی در عهدنامه گلستان با این مضمون که هر کشوری تا هر جا که تصرف کرده، بماند مبهم بود؛ از این رو نماینده ایران ابوالحسن شیرازی برای حل بحران مرزی و حل اختلافات راجع به گنجه، شیروان وطالش به روسیه رفت .
بالاخره مذاکرات سیاسی و ارتباطات دیپلماتیک بر سر گوگچای ( واقع در سرحدات قراباغ ) که از لحاظ سوق الجیشی و تسلط بر ایروان، برای ایران حائز اهمیت بود، ادامه پیدا کرد ولی نماینده روس، این منطقه را حق کشور خود می‌دانست.
در جنگهای 1242-1241 فتوای برخی علما از جمله
کاشف الغطاء، سبب تهییج احساسات دینی ایرانیان و مقاومت سپاه ایران در مقابل روسیه شد که عدم کامیابی میرمولف را در جنگ در پی داشت و در نتیجه پاسکوویچ به فرماندهی سپاه قفقاز منصوب شد.
گرچه عباس میرزا ولیعهد ایران بهترین ارتش خود را در سردارآباد که مهمترین منطقه در ارس بود،متمرکز ساخت، اما به دلیل نرسیدن آذوقه، روحیه سپاه متزلزل شد و عاقبت سردارآباد به تصرف روس ها درآمد. قوای ایران از ساحل سمت چپ رود ارس به طرف آذربایجان رانده شد و سپاه روس به پیشروی خود به طرف تبریز و پایتخت ادامه داد.
روابط به ظاهر مسالمت آمیز سیاسی روس ها باعث شد تا ایران فرصت تجهیز پیدا نکند و توان دفاع در مقابل روس ها را از دست بدهد و در نهایت خسته از عدم حمایت‌های مالی، در ناحیه ترکمنچای در مقابل سپاه پاسکوویچ شکست بخورد. مک دونالد، سفیر انگلیس در تهران نیز که از پیشروی روس ها بیش از فتحعلی شاه به هراس افتاده بود، شاه را در قبول شرایط صلح تشویق کرد.
سرانجام با خدعه روس ها و تلاش پنهانی انگلیس ها عهدنامه ننگین دیگری بعد از عهد نامه گلستان به نام عهدنامه ترکمنچای در شعبان 1243 قمری / فوریه 1828 به ایران تحمیل شد.
این عهدنامه در دو نسخه تنظیم و پس از امضای نمایندگان ایران و روسیه تزاری بین آنها مبادله شد.
امضای این عهد نامه پایان کار نبود و پس از آن روسیه تزاری عهدنامه ها و توافقنامه های دیگری را به ایران تحمیل کرد که در زیر به آنها اشاره می‌شود:
از جمله یک عهد نامه تجاری که به موجب آن حق اعزام کنسول و نماینده تجاری به هر منطقه از مناطق ایران در صورت صلاحدید روس ها قابل انجام بوده و تمام بازار ایران بدون هیچ مانعی با این مضمون که: اتباع روس‌ در همه جای ایران می‌توانند تجارت کنند و در صورت وفات، اموال منتقله و غیرمنتقله آنها، بدون هیچ مانعی از احکام ولایات متعلق به دولت روس است در اختیار روس ها قرار گرفت.
از گذشته های دور تا سال 1192 خورشیدی (1813 میلادی) که قرار داد گلستان برملت و دولت ما تحمیل شد، مالکیت و حاکمیت ملت ایران بر دریای مازندران بلامنازع بود و سرتاسر کرانه‌های جنوبی، باختری و نیز بخش اعظم کرانه‌های شرقی این دریا در مالکیت و حاکمیت دولت ایران قرار داشت.
در اثر جنگ‌های دوره اول امپراتوری روسیه علیه ایران و از دست رفتن بخش هایی از قفقاز، مالکیت و حاکمیت بلامنازع ایران بر دریای مازندران خدشه دار شد.
در پی جنگ‌های دوره‌ دوم روسیه علیه ایران و تحمیل قرارداد ترکمنچای(1828 میلادی - 1206 خورشیدی) سرزمین قفقاز از ایران جدا شد و حضور امپراتوری مزبور را در دریای مازندران پررنگ تر کرد.با توجه به شرایط مطرح شده ، عهد نامه بعدی انعقاد قرارداد آخال(1181 میلادی - 1260 خورشیدی) بود که بر اساس آن کرانه‌های خاوری دریای مازندران نیز تحت حاکمیت دولت روسیه تزاری قرار گرفت.
پس از پیروزی انقلاب کمونیستی در شوروی، لنین برای اثبات حسن نیت خود نسبت به ملل ضعیف جهان تمام امتیازات استعماری دولت تزاری پیشین را لغو کرد. دولت صمصام السلطنه نیز از این فرصت استفاده کرد و در 18 شوال 1336 در مصوبه‌ای الغای قرارداد ترکمنچای و دیگر امتیازات واگذار شده به دولت روسیه تزاری را اعلام کرد که این اقدام شامل لغو امتیاز قضاوت کنسولی(کاپیتولاسیون) برای اتباع روسیه نیز می‌شد. با لغو قرارداد ترکمنچای به طور منطقی بخش تصرف سرزمین های ایران نیز از این قراردادها باید ملغی می‌شد. اما مصوبه دوم یعنی استرداد حاکمیت ایران بر آن مناطق همان طور که انتظار می‌رفت، توسط دولت بریتانیا رد شد و به این واسطه بخش هایی از خاک کشور ایران برای همیشه از این کشور جدا شد.
چهل سال پس از تحمیل قرارداد آخال قراردادی میان اتحاد شوروی به عنوان جانشین امپراتوری روسیه تزاری و دولت ایران به امضا رسید که به قرارداد 1921( مودت ) معروف است.
بر پایه فصل یازدهم این قرارداد،(23 آذر 1300ـ 14 دسامبر 1921) دو دولت ایران و شوروی از حق برابر در زمینه کشتیرانی در دریای مازندران برخوردارند. مهم‌ تر این که در قرارداد مزبور و حتی قراردادهای پیشین هیچ سخنی از تحدید حدود، میان ایران و روس، در دریای مازندران به میان نیامده است. به همین دلیل حاکمیت و مالکیت بر دریای مازندران به صورت مشاع متعلق به دولت‌های ایران و اتحاد شوروی است.
در این فصل چنین قید شده است که: نظر به این که مطابق اصول بیان شده در فصل اول این عهدنامه، عهدنامه منعقده در فوریه 1828 مابین ایران و روسیه در ترکمنچای که فصل 8 آن حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود، از درجه اعتبار ساقط است، مع هذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت می دهند که از زمان امضای این معاهده هر دو با لسویه حق کشتیرانی آزاد را زیر بیرق‌های خود در بحر خزر داشته باشند.
سال ها بعد از عهد نامه اولیه ترکمنچای، یعنی روز پنجم فروردین ماه 1319(25 مارس 1940) قراردادی میان ایران و شوروری درباره‌ بحر پیمایی در دریای مازندران به امضاء رسید.
این قرارداد بیش از آن که جنبه حقوقی داشته باشد، از دید بازرگانی و کشتی رانی دارای اهمیت است. چنانچه در بند 4 ماده 12 قرارداد بحرپیمایی می خوانیم: هر یک از طرفین متعاهدتین، ماهیگیری در آب‌های ساحلی خود تا حد 10 میل دریایی را به کشتی ‌های خود اختصاص داده و این حق را برخود محفوظ
می دارد که واردات ماهی ‌های صید شده از طرف کارکنان کشتی ‌هایی که زیر پرچم او سیر نمایند، از تخفیفات و مزایای خاصی بهره مند سازند.
روزگاری که دریای مازندران در حاکمیت مطلق ایران قرار داشت ، حاکمیت ضعیف ایران ،طبق این قرارداد ننگین بر مشاع بودن آن صحه گذاشت .
در طول زمان، بخش هایی از سرزمین پهناور ایران جدا و به همسایه شمالی واگذار شد و همچنین با عقد قراردادهایی که تنها می توان ننگین شان خواند، امتیازاتی به دول بیگانه اعطا شد که نشان از ضعف دستگاه حکومتی و سیستم خودکامه پادشاهان قاجار داشت. تبعات این حاتم بخشی ها، همچنان بر زندگی این ملت سایه افکنده و نسل های بعد تاوان این سرسپردگی به بیگانگان را به گونه ای دیگر پرداختند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام