EBTEKAR NEWSPAPER
سه شنبه, 30 آبان 1396   Tuesday 21 November 2017

سرمقاله

سعودی‌ها به در بسته می‌زنند

جلال خوشچهره

زهرا داستانی
زلزله دو رو دارد. یک روی آن تلخ است و روی دیگری شاید مهیج اما نه برای کسانی که خانه‌هایشان ویران شده و آوارها بر سر عزیزانشان خراب. مرحوم محمد مهریار، باستان‌شناس، معمار، مرمتگر و پژوهشگر میراث فرهنگی درباره زلزله بم که سبب ویرانی بخش اعظمی از ارگ بم، بزرگترین سازه خشتی جهان شد، گفته است: «زلزله بم عزای معماران و عروسی باستان شناسان است.» زلزله گرچه می‌تواند میراث ملی و جهانی را نابود کند اما در معدود زمان‌هایی می‌تواند روشنگر تاریخی باشد که تا پیش از آن در لایه‌های زیرین خاک مدفون بوده است.
ارگ بم آخرین بنایی تاریخی ایران بود که زلزله آن را ویران کرد. زلزله، ارگ بم را تقریباً به طور کامل به غیر از بخش‌هایی از جمله اصطبل و سربازخانه تخریب کرد و البته باعث آشکار شدن لایه‌های زیرین ساخت و سازهای خشتی شد. گرچه تا به امروز که 14 سال از زلزله تلخ بم گذشته است خبری از یافته‌های جدید ارگ در رسانه‌ها دیده نمی‌شود اما تجریبات نشان می‌دهد که زلزله فرصت اندکی را برای باستان‌شناسان و پژوهشگران به وجود می‌آورد. فرصت تلخی که از یک سو بنای منحصر به فردی را نابود کرده یا به آن آسیب رسانده است و از سویی دیگر در اکثر مواقع به دلیل عمق فاجعه‌ای که برای انسان‌ها به وجود آورده نادیده گرفته می‌شود.
زلزله برای هیچ کس خوشایند نیست حتی اگر حرفه‌ای چون باستان‌شناسی را انتخاب کرده باشی. با این حال اما حالا که بعد از 14 سال گذشت از زلزله ویران‌کننده بم دوباره زلزله‌ای با وسعتی بیشتر، در غرب ایران و در خاستگاه‌ مهمی از تاریخ این کشور رخ داده است این سوال مطرح می‌شود که آیا واقعا زلزله می‌تواند فرصتی برای کشف ناگفته‌های تاریخ باستانی ایران همچون مادها و هخامنشیان باشد؟
آیا زلزله یک رخداد مفید برای باستان‌شناسی است؟
علی اسدی، استادیار دانشگاه هنر شیراز و عضو شورای فنی پایگاه میراث جهانی تخت جمشید در گفت وگو با «ابتکار» به این سوال پاسخ می‌دهد: «زلزله از آن جهت که سبب تخریب بناها می‌شود و ممکن است باعث ریزش ساختارهای باستانی شوند، مشاهداتی را در اختیار باستان‌شناسان و پژوهشگران قرار می‌دهند اما به شرط اینکه این ساختارها چندین لایه و معتلق به دوره‌های مختلف تاریخی باشند.» او می‌افزاید: « از طریق این مشاهدات ممکن است یافته‌ها، نظرات یا راندمان جدیدی را برای سازه‌ها در نظر گرفت. زلزله اگرچه ممکن است نتایج ناخواسته‌ای را برای باستان‌شناسان به همراه داشته باشد اما باید این موضوع را در نظر داشت که عموما وقتی زلزله‌ای‌ رخ می‌دهد به دلیل عمق فاجعه انسانی آن، میراث تا مدت‌ها محل توجه نیست. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم که زلزله یک رخداد طبیعی مفید است. اگر واقعا ما برنامه پژوهشی برای مناطقی داشته باشیم که گمان می‌بریم می‌تواند در پژوهش‌های باستان‌شناسی موثر باشد باید همین امروز دست به کار شویم.»
آیا زلزله کاوش را راحت‌تر می‌کند؟
زلزله بم گرچه ارگ را ویران کرد و 80 درصد از بنای معماری منحصر به فردش را تخریب کرد اما باعث آشکار شدن لایه‌های زیرین ساخت و سازهای خشتی شد. کشفی که گرچه تا به امروز مستنداتش به رسانه‌ها اعلام نشده اما شاید توانسته باشد بخشی از ابهامات تاریخی یا گذشته ارگ را در دسترس باستان‌شناسان قرار دهد. اما آیا زلزله می‌تواند با کاوش‌های از پیش تعیین شده و برنامه‌ریزی شده باستان‌شناسان در یک سکو قرار گیرد؟
اسدی در این باره می‌گوید: «به جز صحبت‌هایی که در رسانه‌ها به میان آمده نتایج مستند و منتشر شده از یافته‌های باستان‌شناختی بم ندیده‌ام. ولی می‌دانم که بعد از زلزله بم مطالعاتی از هر نظر از جمله قوم شناسی و باستان‌شناسی صورت گرفت. با این حال اما کاوش کار حساسی است و برای آنکه باستان‌شناسان بتوانند حرف جدیدی را مطرح کنند یا دوره‌های تمدنی یک محوطه، یک سایت یا یک اثر را تعریف کنند کار کاوش باید دقیق صورت گیرد. به همین دلیل مستندنگاری و لایه‌نگاری و دقت در کار کاوش بسیار با اهمیت است. این اتفاق اما در زلزله رخ نمی‌دهد چرا که زلزله ممکن است به صورت نامنظم سازه‌های باستانی را تخریب کند. از این‌رو باستان‌شناس باید با دقت در خرابه‌ها بگردند و مستندات لازم را جمع آوری کند تا بتوانند از دوره جدیدی سخن بگویند.» عضو شورای فنی پایگاه میراث جهانی تخت جمشید ادامه می‌دهد: «بنابراین جست‌وجو در خرابه‌ها و جمع‌آوری مستندات برای ارائه یک دوره جدید، کار دشوارتری به نسبت کار کاوشی است که با دقت و حوصله انجام می‌شود؛ امکانات بیشتری در دسترس باستان‌شناس قرار دارد و حتی محل کاوش توسط باستان‌شناس انتخاب شده است. زلزله برش‌های نامنظمی را ایجاد می‌کند و بسیاری از مواقع ممکن است مستندنگاری و ارائه آن به عنوان مدارک علمی کار درستی نباشد.»
زلزله شاید یک فرصت استثنایی باشد
زلزله اما استثناعاتی نیز دارد و می‌تواند در یک مورد فرصتی را در اختیار باستان‌شناسان قرار دهد و آن زمانی است که زلزله سبب از بین رفتن یک سازه معماری می‌شود. این گزاره قطعا این سوال مطرح می‌کند که از بین رفتن یک سازه معماری چطور می‌تواند یک فرصت برای باستان‌شناس باشد؟ اسدی می‌گوید: «از آنجایی که قوانین حفاظت و مرمت اجازه تخریب سازه معماری را به باستان‌شناسان برای کشف دوره‌های تاریخی نمی‌دهد، زلزله فرصتی را برای باستان‌شناسان ایجاد می‌کند که از عمق سازه‌ها اطلاعی پیدا کنند. فرصتی که قطعا به جز زلزله هیچ زمان دیگری در اختیار آنها قرار نمی‌گیرد.» با این حال اما او معتقد است که گرچه نتایج زیادی از این فرصت بدست آمده در باستان‌شناسی مشاهده نشده ولی اگر مواردی که بعد از زلزله در بنای تخریب شده آشکار می‌شود شاخص و بدیهی باشد عسکبرداری‌های اولیه می‌تواند به عنوان مدارک و شواهد خوبی در اختیار باستان‌شناسان قرار گیرد. به طور کلی یک فرصت اندکی را به باستان‌شناسان می‌دهد ولی در بسیاری از موارد از این فرصت استفاده چندانی نمی‌شود.
پیش‌بینی سلامتی طاق بستان و بیستون
حالا بعد از ویرانی ارگ و ساخت دوباره‌اش زلزله‌ای به قدرت 7.3 ریشتر غرب ایران را لرزانده و چندین بنای تاریخی از جمله 5 اثر تاریخی در 3 شهرستان قصرشیرین، سرپل ذهاب و دالاهو آسیب دیده‌اند. زلزله روز یکشنبه در ایران اما تنها به این چند شهرستان محدود نمی‌شود. زلزله 7 استان کشور را در نوردیده و ممکن است آثار تاریخی در سایر استان‌ها نیز دچار آسیب شده باشد. در این بین اما استان کرمانشاه به عنوان کانون زلزله و ایلام به عنوان نزدیک‌ترین استان به کانون بیشترین قطعا با خسارات بیشتری روبه‌رو هستند. استان‌هایی که آثار تاریخی ارزشمندی از دوران پارینه سنگی، نوسنگی و مس سنگی گرفته تا دوران ماد و هخامنشی، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان، صفوی، قاجار و پهلوی را در خود دارند. از جمله آنها می‌توان به سنگ‌نبشته بیستون بزرگترین سنگ‌نبشته جهان، نخستین متن شناخته شده ایرانی و از آثار دودمان هخامنشیان و طاق‌بستان یا به کردی
«تاق وه سان» مجموعه‌ای از سنگ نگاره‌ها و سنگ نوشته‌های دوره ساسانی اشاره کرد. دو اثاری که البته به گفته میراث هیچگونه آسیبی ندیده‌اند. موضوعی که علی اسدی نیز آن را تایید می‌کند و می‌گوید: «وضعیت زلزله به قدری غم‌انگیز است که نمی‌توان امروز از نگرانی‌ها درباره میراث و آثار باستانی سخن گفت، چرا که سلامت بازماندگان در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما درباره بیستون و طاق بستان باید گفت که آنها آثار صخره‌ای هستند و به بدنه کوه متصل شده‌اند و آسیب دیدن آنها بعید است مگر اینکه رانش اتفاق بیفتد.»
حال پیرشان کاخ خسرو و یزدگرد
کرمانشاه نزدیک به دو هزار و ۲۶۳ اثر به ثبت ملی رسیده دارد که به گفته مدیر کل میراث فرهنگی کرمانشاه، کاروانسرای شاه عباسی، عمارت خسرو و چهارقاپی در شهرستان قصر شیرین، قلعه یزدگرد در شهرستان دالاهو و زیج منیژه در سرپل ذهاب، آسیب دیده‌اند. اسدی، استادیار دانشگاه هنر شیراز نیز می‌گوید براساس پیشینه‌ای که از وضعیت و معماری بناهای کرمانشاه و ایلام در ذهن دارد پیش‌بینی می‌کند که از میان آثاری که از آن‌ها نام برده شد قلعه یزدگرد با توجه به اینکه در بالای کوه و در نزدیکی کانون زلزله قرار دارد آسیب جدی دیده است. کاخ خسرو این قلعه ساسانی در قصر شیرین نیز ممکن است آسیب بیشتری دیده باشند.»
او درباره اقدامات میراث فرهنگی برای رسیدگی به این بناها نیز می‌گوید: «در درجه اول مسئولان میراث و پژوهشگران باید از وضعیت اولیه پس از زلزله عکس برداری و مستندنگاری کنند و بعد از آن ارزیابی صورت گیرد و بعد از ارزیابی اما در صورت آشکار شدن لایه‌های زیرین بنا امکان پژوهش باستان‌شناسان وجود دارد و ممکن است نتایج پژوهشی تازه‌ای حاصل شود. در نهایت اما آسیب‌هایی که قابل برگشت است باید مرمت شود.» امید آن است که بناهای تاریخی آسیب دیده از زلزله غرب ایران به حال خود رها نشوند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام