EBTEKAR NEWSPAPER
جمعه, 01 آذر 1398   Friday 22 November 2019

سرمقاله

تصمیمات با روش شوک‏درمانی‏

محمدعلی وکیلی

پیرمردِ چشمِ ما ... بود؟!
احمد جهان بین-مطالبی که دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در مقدمه کتاب «گزیده اشعار پرویز ناتل خانلری» که به تازگی از سوی نشر مروارید منتشر شده است مطرح کرده، اگرچه چندان تازگی ندارند و نمونه هایی از این دست هرازچندگاهی در فضای رسانه ای و ادبی ما مطرح می شوند، اما به این دلیل که برعکس بسیاری از این موارد، که مطرح کننده بیشتر دنبال مطرح کردن خودش است، ساحت استاد کدکنی مبری از این گونه اقدامات است و حتما دلیل تخصصی برای مطرح کردن آن وجود داشته، لازم است توسط صاحبنظران و اهل فن جدی گرفته شده و بررسی بیشتری در مورد آن صورت گیرد. این که استاد کدکنی خودشان در آن نوشته به این نکته اشاره می کنند که:«اینها به هیچ روی از مقام شامخ نیما در پیشاهنگی تجدد شعری زبان فارسی نمی‌کاهد» به روشنی گویای این مسئله است که ایشان هدفی جز یک بررسی فنی در این باب نداشته و غرضی در این بین وجود ندارد. هر چند در برخی جملات که جناب کدکنی با ملاحظه نوشته ها و بررسی زندگی نیما، حکمی کلی درباره «عدالت» و «معصومیت» ایشان صادر کرده تاحدودی از دایره انصاف خارج شده اند، ولی همین نتیجه گیری را هم در راستای اثبات نظریه فنی شان درباره احتمال دستکاری تاریخ سرایش شعرها انجام داده اند.من در این مجال کوتاه نه قصد جانبداری از نیما را دارم نه خود را در آن حد می بینم که فرمایشات جناب استاد کدکنی را به چالش بکشم، بلکه لب کلام این است که در مواجهه با چنین مواردی باید، از حب و بغض های شخصی، به نفع تاریخ ادبیات فاصله گرفت و مسئله ای که به شفاف شدن روند تاریخی یک جریان کمک می کند را بدون ملاحظات شخصی و احساسی واکاوی کرد.آن چه به نظر می رسد در این مطلب تا حدودی نادیده انگاشته شده توجه به میزان تلاشی است که نیما یوشیج در راستای تحول و تطور شعر فارسی و دوران گذار از سنت به مدرنیته یا همان تجدد ادبیات منظوم ما به نسبت ناتل خانلری انجام داده اند. هرچند در این میان دیگرانی هم بوده اند که در راستای تئوریزه کردن بسیاری از مفاهیم و المان های نو در شعر آن دوران کارهایی انجام داده اند اما هیچ کدام به اندازه نیما و با جدیت و پشتکار او در این راه ثابت قدم نبودند. نیما قریب به دو هزار صفحه در زمینه نظریه پردازی اسلوب شعرنو ترجمه و تالیف داشته است. ناگفته نماند بسیاری از تالیفاتی که نیما به اسم نظریات خود ارائه می داد ترجمه هایی از زبان فرانسه بود و نیما بدون اشاره به متن اصلی آن ها را منتشر می کرد اما اگر به مقتضیات روز و فشارهایی که در آن دوره به نیما وارد بوده توجه کنیم شاید تاحدودی به او حق بدهیم. چرا که مطالعه تاریخ بدون درنظر گرفتن ظرف زمان و اقتضاعات خاص آن، ما را به راهی می برد که در بازخوانی اتفاقاتی چون محاکمه گالیله و پس گرفتن حرفش یا محاکمه سقراط و نوشیدن جام شوکران نتوانیم نتیجه درستی از چرایی فرجام کار آن ها بگیریم و... حال در بررسی پرونده ای که دکتر شفیعی کدکنی گشوده و خواهان به رسمیت شناختن سهم پرویز ناتل خانلری در تجدد شعری شده اند باید میزان شعرهای تاثیرگزار این شاعر و میزان مباحث تئوری و تلاش های آکادمیک و نظریه پردازی شان را با هم در نظرگرفت و آن گاه درباره میزان این نقش و تقابل آن با سایر سهم داران سخن گفت. مطمئناً دکتر شفیعی کدکنی از معدود کسانی است که می تواند این کار را انجام دهد و همانند بسیاری موارد دیگر، حرف ایشان در این زمینه هم حجت است؛ اما ورود سایر منتقدین و صاحبنظران در این مباحث برای پربارتر شدن و نتیجه گیری بهتر نیز لازم به نظر می رسد. در همین راستا کافه ابتکار آمادگی خود را جهت انتشار سایر نظرات اعلام می دارد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام