EBTEKAR NEWSPAPER
پنج شنبه, 27 تیر 1398   Thursday 18 July 2019

سرمقاله

به دموکرات‏ها دل نبندیم

محمدرضا ستاری

در اوایل قرن۱۶ اروپا با هجوم عمده اى از سمت جنوب شرق مواجه بود. ارتش هاى عثمانى به سرعت در حال پیشروى به داخل خاک اروپا بودند. دولتهاى جنگاور شرق اروپا از ۱۳۷۰ میلادى به بعد یکسره در نبردهاى خود با مهاجمین عثمانى شکست خورده و در ازاى از دست دادن اراضى مهم تنها «سقوط نهایى» را عقب انداخته بودند. شاهان اروپایى (بلغار، مجار، صرب و یونانى) در کارنامه خود دهها شکست بزرگ را از عثمانیان ثبت شده داشتند. اما در ۱۵۲۰ اوضاع بسیار بدتر بود. سلطان سلیمان عثمانى مردى به غایت برنامه ریز و جاه طلب آمده بود تا اروپا را کاملاً تسخیر کند. عثمانی‌ها در جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا به متصرفات مهمى دست یافته و اکنون به دنبال آن بودند که قلمرو خود را از شبه جزیره بالکان به قلب اروپا توسعه دهند. بلگراد هدف اول آنها بود که به آن دست یافته بودند و در ۱۵۲۶ سلطان تصمیم به از سر راه برداشتن مجارستان گرفت.
دلیل اصلى وحشت غرب از عثمانى قدرت این امپراتورى در جمع آورى نیروهاى نظامى منظم و با انضباط بود. در۲۳آوریل۱۵۲۶ قراولان مجارها در کمال ناباورى به «بودا» پایتخت مجارستان خبر بردند که سلیمان موسوم به باشکوه و «قانونى» با ۱۰۰هزار سرباز که نیمى از آنها نخبه هاى ینى چرى هستند از رود دانوب گذشته و در حال نزدیک شدن به شهرهاى آباد جنوب مجارستان است. در سپاه عثمانى ترکیبى از سواران، مستمرى بگیران مزدور، سربازان توپخانه، اکین جبها و ینى چریها بودند اما همه از این گروه آخرى حساب مى بردند. ینى چرى ها که بى تردید در تاریخ تنها لژیون هاى رومى با آنها قابل مقایسه هستند همواره به عنوان «نیروى آخر» وارد صحنه مى شدند و قتال بى رحمانه اى از سربازان مسیحى مى کردند. لویى شاه جوان مجار در دشت موهاچ با چهار هزار نیروى آلمانى، بوهمى و لهستانى منتظر ورود سلطان بودند اما مبارزان مجار به لویى توصیه کردند باز هم از تماس با ارتش سلطان خوددارى کند تا هم نیروهاى ترک خسته تر شوند، هم اینکه خطوط تدارکاتى آنها طولانى شود و مضافاً آنکه یک ارتش بوهمى (ارتش زاپولیا) در راه کمک به آنها بود. اما مبارزان مسیحى تحت تاثیر نطق هاى آتشین نجبا و شوالیه ها بى تاب شده و خواستار نبرد فورى شدند. نبرد در دشتى در ۹کیلومترى غرب دانوب رخ داد. سواره نظام سنگین اسلحه مجار به فرماندهى لویى نبرد را آغاز کرد. دشت در زیر پاى سواران به لرزه افتاد و عقب نشینى ابتدایى سپاه ترک براى اروپاى ها شکى نگذاشت که برنده نبرد هستند بنابراین بدون آنکه به فاصله افتادن خود با پیاده نظام مجار اهمیت بدهند خود را در پاى تپه هاى بزرگ، رو در روى ینى چریها دیدند. ناگهان سربازان عادى ترک کنار رفتند و صفوف وحشت آور ینى چریها که یک صدا آهنگى نامفهوم را تکرار مى کردند با سلاح هاى بلند (تلوار) خود به پیش مى آمدند ظاهر شدند. اکنون از چند طرف مورد هجوم قرار گرفته و نبردى سخت و هولناک درگرفت. پادشاه مجار نیز از ناحیه سر مجروح شد. سواره نظام مجار رو به هزیمت گذاشت اما صداى مهیب توپخانه عثمانى سبب وحشت اسبها و سواران شد ووضعیت شوالیه هاى مجار بدتر گردید. اکنون سواران عثمانى نیز پاى به عرصه گذاشته بودند. پس از این، عملاً نبردى در جریان نبود وبه گفته شاهدان ادامه نبرد تنها قتل عام لهستانى ها و مجارها و آلمانها توسط ترکان بود. سلطان دستور داد کسى به اسارت گرفته نشود و این به معناى قتل عام بود. ۲۴هزار سوار وپیاده اروپایى در ۳۰اوت ۱۵۲۶ کشته شدند و این سبب شد که دشت موهاچ به نام نابودگاه موهاچ یا گور ملت مجار مصروف شود. جان زاپولیا شهریار ترانسیلوانى و نفراتش روز بعد به دانوب رسیدند اما نبرد را بى فایده دیده وعقب نشستند. در ۱۰سپتامبر۱۵۲۶ پس از آنکه کلیه مقاومت هاى سازمان یافته علیه عثمانی‌ها از بین رفت (سلطان باشکوه) لقبى که اروپا به سلیمان داده بود وارد «بودا» شد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام