جستجو
  نسخه شماره 1356 - 1387/09/12 - 12 آذر 1387 - 3 ذي الحجه 1429 - 2 دسامبر 2008 - سال پنجم   صفحه اصلي
رازي که علي کريمي از آن پرده برنمي دارد چيست؟
نه! امکان ندارد دوباره به تيم ملي برگردم!


 رازي که علي کريمي از آن پرده برنمي دارد چيست؟
 نه! امکان ندارد دوباره به تيم ملي برگردم! 

خبرگزاري پارس فوتبال، ياسر اشراقي- 17آبان ماه امسال که گذشت محمد علي کريمي بازيکني که القاب فراواني همچون جادوگر، پيکاسو و مارادوناي فوتبال آسيا را يدک مي کشد سي امين سالروز تولدش را جشن گرفت. او که متولد سال 1357 است حالا در سن 30 سالگي اتفاقات تلخ و شيرين متفاوتي را پشت سر گذاشته است، اما اتفاقات مهمي که طي اين چند مدت در رابطه با علي کريمي در جامعه ورزش کشور مطرح شده است ما را بر آن داشت تا به سراغ وي برويم و مصاحبه اي تفصيلي از همه جا با وي داشته باشيم. البته اگر شما بدانيد که کريمي در کل زياد مصاحبه نمي کند و حتي دعوت ما را براي انجام اين مصاحبه به صورت تلويزيوني براي پخش در برنامه هاي شبکه سوم رد کرده است بيشتر متوجه مي شويد که فراهم آوردن امکان اين گفت و گو پس از چندين روز رايزني با آقاي فاضلي مديربرنامه هاي وي که ساکن آلمان هستند و آقايان مصطفوي، خوردبين و روابط عمومي باشگاه پرسپوليس به همين سادگي که آن را مطالعه مي فرماييد نبوده است. به همان جهت که علي کريمي به ما اعتماد داشت و در اين گفتگو شرکت کرد، با اينکه صداي اين مصاحبه را نيز ضبط کرده ايم، از نگارش مطالبي که موجبات ايجاد سوژه و احتمالا مشکلاتي براي وي را فراهم مي سازد، خودداري کرده ايم. با ما تا پايان اين مصاحبه با علي کريمي ( که بي شک بلندترين مصاحبه اي است که تا به امروز با وي صورت گرفته است و بنا به ادعاي خودش آخرين مصاحبه اش با رسانه ها است) همراه باشيد.

علي کريمي چگونه کريمي شد؟ در واقع چه راهي را طي کردي تا به اين نقطه رسيدي؟
من هم مثل باقي بازيکنان از خيابان هاي آسفالته و زمين هاي خاکي که در فرديس کرج ( محل زندگي ام در کودکي) وجود داشت شروع کرده ام; بعد از طي مدتي هم به تيم پرسپوليس پيوستم و شروع فوتبالم به صورت حرفه اي به آن دوران مربوط مي شود.
اصالتا اهل کجا هستي؟
شمال کشور، پاشاک در استان گيلان که تقريبا اطراف لاهيجان است. اما من به شخصه در شهريار به دنيا آمده ام و در فرديس(مارليک) کرج بزرگ شده ام و در حال حاضر هم در تهران زندگي مي کنم. البته پدر و مادرم همچنان در فرديس کرج زندگي مي کنند.
خودت از ابتدا پرسپوليسي بودي يا شرايط ايجاب کرد که به اين تيم بپوندي؟
من از اول پرسپوليسي بودم و خدا خواست که اين اتفاق بيافتد و در اين تيم مشغول به بازي شوم. در خانه من و دو تا از برادرانم از بچگي پرسپوليسي بوديم و با يکي ديگر از برادرانم که استقلالي بود هميشه کري داشتيم.
وقتي که به بايرن رفتي آيا فکر مي کردي دوباره به تيم پرسپوليس برگردي؟
خب راستش فکر کردن راجع به آن سخت است. آن زمان هيچ کسي فکر نمي کرد که من به اين تيم برگردم، اما از آنجا که پرسپوليس را از کودکي دوست داشته ام و روي اين تيم تعصب دارم دوست داشتم که در پايان دوران بازي ام دوباره به ايران برگردم و در اين تيم بازي کنم و در همين تيم از دنياي فوتبال خداحافظي کنم.
 در مجموع چه تفاوتي ميان ليگ ايران و ليگهاي مطرح مي بيني و در مقايسه سطح آن با ليگ هايي مانند امارات و قطر آن را در چه اندازه از کيفيت مي بيني؟ اين را حالا که زخم خورده ليگ کشورهاي حاشيه خليج فارس هستي مي پرسيم.
 نه! چه کسي گفته من زخم خورده ليگ قطر هستم؟
حالا به اين سوال بعدا مي رسيم. فعلا جواب اين سوالها را بده...
 خب! اين درست که ليگ برتر نسبت به گذشته پيشرفت کرده، اما بايد بگويم ما هنوز تفاوتهاي بسياري با حتي ليگ همين کشورهاي حاشيه خليج فارس داريم که همه آن را مسخره مي کنند. اين درست که ما از لحاظ نيروي کار که همان بازيکنان هستند در شرايط بسيار خوب و در واقع عالي اي قرار داريم، اما از لحاظ امکانات از کشورهاي اروپايي که جاي خود دارد، حتي در قياس با همين کشورهاي حاشيه خليج فارس که مدام از آن انتقاد مي کنيم هم از جزئي ترين امکانات فوتبال همچون يک زمين تمريني مناسب و... بي بهره ايم. درصورتي که من مطمئنم اگر اين امکانات بود ما مي توانستيم به راحتي در جهان حرفي براي گفتن داشته باشيم، اما با امکانات فعلي حتي گاهي از اوقات در همين آسيا چه باشگاهي و چه ملي به مشکل بر مي خوريم.
 پس قبول نداري که ليگ کشورهاي حاشيه خليج فارس باعث پسرفت استعدادهاي ايراني مي شود و آيا فقط مسائل مالي براي برخي از بازيکنان مانند خودت که استعدادشان هزاران برابر ارزش بيشتري نسبت به آن مبالغ دارد توجيه مناسبي است که به ليگ اين کشورها بروند؟
 خب ببينيد! الان واقعا تيمهاي ايراني درست است که از لحاظ مالي پيشرفتهايي داشته اند اما آنها هم که خوب هستند و البته زياد هم نيستند دولتي اند و بقيه تيمها حتي همين استقلال و پرسپوليس که در آسيا جزو محبوب ترين و شناخته شده ترين تيمها هستند خيلي از لحاظ مالي ضعيف هستند. اما حالا حتي اگر از مشکلات مالي هم بگذريم، ديگر نمي توان از کنار مشکلات نبود امکانات اوليه اي همچون زمين تمرين و زمين بازي گذشت. به نسل ما که قد نداد، اما اميدوارم اين مشکلات براي نسلهاي آينده فوتبال ايران حل شود، چرا که در آن صورت ما حرفهاي زيادي براي گفتن خواهيم داشت.
 گفتيم زخم خورده ليگ هايي همانند ليگ قطر هستي، اما منکر آن شدي، اما مي خواهيم بدانيم حقيقت مشکل تو با تيمهاي قطري چه بود؟ الان اگر زمان به عقب بر مي گشت، باز هم حداقل بعد از زمان حضور در بايرن راهي ليگ قطر مي شدي؟ و چرا حد اقل با توجه به اينکه در امارات به صورت غير قابل اندازه و حدي دوست داشتند، به آنجا نرفتي؟
زمان که به عقب بر نمي گردد، چرا که اگر مي شد که زمان به عقب برگردد، آدم خيلي از کارها که انجامشان داده است را مجددا انجام نمي داد. اما در کل در رابطه با مسائل مربوط به ليگ قطر بايد بگويم که اگر مطلع باشيد بازيکنان در ليگ قطر با تيمها قرارداد نمي بندند، بلکه با کميته ملي المپيک قطر قرارداد مي بندند و اين کميته است که تعيين مي کند بازيکنان در چه تيمي حاضر باشند و بازيکن از خودش حق انتخاب ندارد.
 اين ماجرايي که مي گويي آدم را ياد ازدواجهاي سنتي در سالهاي دور مي اندازد که طرفين از خود حق انتخاب نداشتند و بايد پاي سفره عقدي اجباري مي نشستند!
بله! مي گفتم...طبق همين قانون بود که کميته ملي المپيک قطر من را به تيم السيليه فرستاد. اما من بعد از آنکه به اين تيم پيوستم، شرايط را اصلا مناسب نديدم. (اين تيم در سال گذشته در رده هشتم از دهم ليگ قطر قرار داشت). دنبال بهانه اي بودم تا ازاين تيم جدا شوم، اما خب چون با اين تيم قرارداد داشتم نمي توانستم از اين تيم جدا شوم. اما خوشبختانه بعد از آنکه تيم ما در اردوي آلمان حاضر شد و چند بازي تدارکاتي توام با شکستهاي بد را پشت سر گذاشت، مربي ما از آنجا که تنها مي توانستند يک بازيکن جديد جذب کنند به مسئولان تيم اعلام کرد که بيش از آنکه به مهاجم يا هافبک نياز داشته باشد، به مدافع محتاج است، به همين جهت من هم از فرصت استفاده کردم و پس از صحبتهايي که با مسئولان باشگاه پرسپوليس داشتم، با همکاري مسئولان اين باشگاه به تيم محبوبم برگشتم. در کل از اينکه از ليگ قطر و تيم السيليه جدا شدم خيلي خوشحالم.
 از وقتي به ايران برگشتي، اعلام کردي که براي يک هدف خاص به ليگ برتر و پرسپوليس بازگشته اي، اما اين هدف همچنان مبهم است. نمي خواهي شفاف سازي کني؟
 خب! بله من از همان اول اين را گفتم و اينجا هم مي گويم که به هيچ فردي در رابطه با آن هدفم چيزي نمي گويم. اگر توانستم به آن برسم که اعلامش مي کنم و اگر نتوانم آن هدف مي ماند بين من و خداي خودم!
اشاره کردي که اگر زمان به عقب بر مي گشت، خيلي از کارها بود که مي شد انجامشان ندهي! در کل فکر مي کني در طي سالياني که از خداوند عمر گرفتي با تجربه امروزت کدام يک از تصميم ها و رفتارهاي گذشته ات را نمي بايست مي گرفتي و انجام مي دادي؟ مثلا آن تجربه تلخ به همراه تيم اميد در جام دانهيل ويتنام به تاريخ 13 بهمن 77 که آن روز نحس باعث تباه شدن يکي از بهترين دوره هاي بازي ات شد.
 همانطور که اشاره کرديد، مثلا اتفاقي که در تيم اميد و در برخورد با کاميکاوا داور ژاپني داشتم خاطره تلخي بود، اما الان باز هم خداوند را شاکرم که آن اتفاق در آن زمان و در آن سن و سال برايم رخ داد. چرا که آن واقعه برايم يک تجربه بسيار خوب بود و چه بسا اگر آن اتفاق در آن زمان جواني برايم روي نمي داد، بعد ها و در زمان بسيار بدتري سراغم مي آمد و عواقب بسيار بدتري برايم به همراه داشت، اما آن تجربه باعث شد من حواسم را در سالهاي بعد بيشتر به رفتار و حرکاتم جمع کنم.به همين خاطر معتقدم که آن اتفاق هم يک خاطره تلخ و هم يک تجربه خوب بود.
کمي به گذشته برگرديم; به زماني که ايويچ سرمربي تيم ملي بود. ماجراي اصلي چه بود؟ رفتي اما نشد که بشود. صحبت هايي مي شود در اين رابطه که به عنوان يک بازيکن سفارشي به تيم ملي دعوت شده بودي! اصل داستان چه بود؟
 من آن زمان به تيم دعوت نشده بودم اما مي خواستم با کمک يکي از آشنايان در تمرينات تيم ملي شرکت کنم که مربي وقت آقاي ايويچ بازيکن جديدي را نمي پذيرفت و همين شد که در جام جهاني حاضر نباشم. راستش من خودم هم اصلا به آن قضيه خوشبين نبودم و معتقدم شايد آن راه نيافتن به تيم ملي باعث شد که انگيزه هاي من براي پيشرفت و رسيدن به درجات بالاي موفقيت خيلي بيشتر شود و همان انگيزه ها باعث شود به موفقيتهاي امروز برسم و جايگاه خوبي براي خودم در فوتبال ايران پيدا کنم.
 مي خواهيم نظرت را در رابطه با بعضي مصاحبه هايي هم که کردي بپرسيم. برخي مصاحبه ها مانند آن مصاحبه معروف راجع به فدراسيون و سازمان تربيت بدني و يا مصاحبه قديمي راجع به اينکه خدا دايي را بغل کرده است! باز اين سوال را از تو مي پرسيم که اگرزمان به عقب بر مي گشت با توجه به تجربه اي که الان داري و ماجراايي که آن مصاحبه ها به همره داشت، باز هم چنين مصاحبه هايي را مي کردي؟
 يک سوال از شما مي پرسم! اگر رفتيد و تنها يک مصاحبه که مستند باشد و مطمئن باشيد که من خودم آن مصاحبه را کرده باشم را پيدا کنيد که من آن را تکذيب کرده باشم، هر چه که بخواهيد به شما مي دهم! من هميشه هر حرفي که زده ام پاي حرفم مي ايستم و زيرش نمي زنم. اين حرفهاي من هم مطمئن باشيد که از سر دلسوزي بوده است.
راجع به آن مصاحبه در رابطه با دايي که گفته بودي خدا او را بغل کرده است... فکر نمي کني اگر خودت کمي تلاشت را بيشتر مي کردي و انگيزه هايت براي موفقيت خيلي زود تمام نمي شد، همان شانسي که در آن مصاحبه از آن صحبت کردي به سراغ تو هم مي آمد و در خانه تو را هم مي زد؟
ببينيد! اسم من بد در رفته که بازيکن بي نظمي هستم و...
(حرفش را قطع مي کنيم) بي نظمي را منظورم نيست! چرا که به شخصه چه خودم و چه دوستانم بارها گفته اند که در همه تيمها اولين نفري که بر سر تمرينات تيم از حدود بيشتر از يک ساعت قبل حاضر مي شود تو هستي.
خب! اين را شما مي دانيد... اما در کل همانطور که گفتم اسم من بد در رفته به اينکه در کل يک بازيکن بي انضباط، بي انگيزه و تنبل هستم اما نمي گويم تک هستم ولي فکر مي کنم کمتر کسي از هر نظري که اسم من بد در رفته همانند من چه تلاش، چه انگيزه و چه انضباط داشته باشد. مي گويم ادعا ندارم که تک هستم اما جزو بهترينها هستم. در رابطه با حرف شما هم معتقدم شانس شانس است و هيچ ربطي به تلاش ندارد!
خب يعني مثلا در رابطه با موقعيت هاي فراوان و خوبي که براي پيوستن به تيمهاي اروپايي داشتي چه جوابي داري که آن موقعيت ها همانند پيشنهاد 5 ساله اتلتيکو مادريد و يا تيم پروجا را به راحتي از دست دادي تا همه به تو انگ تنبلي و همانند آن را بزنند!
 من هميشه از قديم اين را قبل از رفتن به بايرن مي گفتم که من هدفم از رفتن به اروپا پيوستن به تيمي است که مردم ايران از رفتن من به آن تيم واقعا لذت ببرند.
خب! فکر نمي کني بايد آهسته و پيوسته مي رفتي و پله پله اين مدارج را طي مي کردي؟
 نه! چون من هميشه کارهايم به نحوي است که هميشه دوست دارم سريع به آن چيزي که دوست دارم برسم! خدا را هم شکر مي کنم برخلاف تمام انتقاداتي که نسبت به حضور من در ليگ امارات مي شد، از همان ليگ توانستم به تيم مطرحي همچون بايرن مونيخ برسم.
 يک مساله مبهم ديگر... در مورد انتقالت به تيم پروجا بود، آن روزها مي گفتند که مربي پروجا زن بوده است و... داستان چه بود؟
 نه مربي شان زن نبود، اسمش يادم نيست ولي يک مرد کچل بود! اين شايعه ها و صحبت ها اصلا صحت نداشت و دوست ندارم در اين رابطه صحبت کنم. (در آن زمان پس از آنکه علي کريمي در تمرينات پروجا ايتاليا شرکت کرد، هيات مديره وقت باشگاه به دلايل نا معلومي با پيشنهاد 2 ميليون دلاري گائوچي مخالفت نمود! آن روزها شايع شده بود سر مربي پروجا يک زن است، شايعه اي که از بيخ دروغ بود و برخي همين را علت منع حضور کريمي در ايتاليا از سوي باشگاه عنوان کردند)
 وقتي که به پرسپوليس آمدي، بعضي ها راجع به مبلغ مالي قراردادت با پرسپوليس بحثهاي فراواني به راه انداختند. شرايط را خودت برايمان بگو.( بنا به گفته هدايتي در مصاحبه اي که براي يکي از برنامه هاي تلويزيوني شبکه سوم با وي داشتيم، براي پيوستن کريمي به پرسپوليس، مسئولان اين باشگاه براي گرفتن رضايت نامه وي، مبلغ 350 هزار دلار به کميته ملي المپيک قطر پرداخت کرده اند و قرار است ماهي 7 ميليون تومان به وي پرداخت شود)!
شما اگر مبلغ قرارداد من را با مبالغ ديگر رايج در فوتبال کشورمان مقايسه کنيد، فکر کنم من يکي از ارزانترين بازيکنان باشم.اصلا شايد نشود راجع به قيمت آن صحبت کرد!
 بله! بايد اعتراف کنيم که مبلغ قرارداد بازيکني در استانداردهاي علي کريمي در همين ليگ ما بسيار بيشتر از تو است!
گفتن ندارد! اما در فوتبال امروز کمتر کسي پيدا مي شود که بيايد براي آنکه به تيمش عشق دارد، از پول گذشت کند و با اين شرايط براي تيمش بازي کند!
يک سوال کليشه اي که اميدوارم کليشه اي جواب ندهي! همه مي خواهند بدانند نظر کلي علي کريمي در مورد علي دايي چيست؟
 ايشان بازيکن خوبي بوده اند و افتخارات زيادي براي کشورش کسب کرده اند و الان هم سرمربي تيم ملي هستند و براي ايشان آرزوي موفقيت مي کنم.
 خب از پرسيدن اين سوال هدف داشتيم! تا به امروز اختلاف نظراتي بين تو و دايي مانند هر دو پرسناژ و شخصيت ديگري وجود داشته است. اما بعد از خداحافظي ناگهاني تو از تيم ملي تا همين چند هفته پيش اگر نگاهي بيندازيم، هر دوي شما نسبت به هم صحبتهايي توام با حسن نيت داشته ايد. حتي يادمان هست تو قبل از آنکه اصلا علي دايي جزو گزينه هاي مربيگري تيم ملي باشد به نفع او و شايستگي وي براي تصدي اين پست صحبت کردي. بعد از نامه خداحافظي ات با وجود واکنشهاي اوليه، دايي هم در برنامه پربيننده اي همچون نود، از تو و استعدادت خيلي تعريف کرد و حتي به صراحت گفت که تو بازيکن برتري از لحاظ استعداد و کيفيت نسبت به او بوده اي.يک مراسم آشتي کنان هم حالا با معايبي که البته داشت، با حسن نيت شما و آقاي دايي برگزار شد و... همه اين مسائل باعث شد که حتي خود تو هم تلويحا از نظر قبلي ات منعطف تر نشان دهي و اعلام کني که بايد ببينيم اوضاع چه مي شود... حتي مدير برنامه هايت آقاي جلالي هم از اقدام دايي براي از بين بردن اين اختلافات هر چند به زعم شما ظاهري تمجيد کرد. خلاصه اينکه الان بسياري قبل از سکوت فعلي تو معتقد بودند که شرايط به سمت بازگشت تو به تيم ملي سوق داده شده و همه هم دوست داشته و دارند، دوباره تو را در لباس سپيد اين تيم ببينند. نمي خواهي بدون اينکه يک جواب تکراري بدهي، در اين مصاحبه به همه ايرانيها يک خبر خوش بدهي و براي بازگشت به تيم ملي اعلام آمادگي کني؟
 بايد بگويم که من همچنان بر سر حرفهاي قبلي ام هستم.
 پس آن صحبت ها که گفته بودي بايد ببينيم شرايط چه مي شود چه بود؟
شرايط که منظورم اين بود که در حال حاضر با توجه به اينکه بهترين بازيکنان در تيم ملي هستند و فعلا نيازي به من نيست، از طرفي اين بازيکنان مدتهاست که در اردوهاي تيم بوده اند و براي تيم زحمت کشيده اند درست نيست که من يکدفعه به اين تيم برگردم و جاي آنها را بگيرم! از طرف ديگر الان از لحاظ بدني در شرايطي نيستم که بتوانم هم براي تيم ملي بازي کنم و هم براي پرسپوليس به ميدان بروم...
نمي خواهي يک ملت را از انتظار کلافه کننده فعلي خلاص کني؟ الان همه فقط منتظر بله گفتن تو هستند!
 مردم که لطف دارند و هر جا که آنها را مي بينم شامل حال الطاف آنها شده و مي شوم. اما...
يک کلام، ختم کلام...راحتمان کن! ممکن هست که يک زمان از اين تصميم کبري که گرفتي منصرف شوي و دوباره به تيم ملي برگردي؟
 ( خيلي قاطع) نه! ديگر هيچ موقع امکان ندارد!
سقف و نهايت بازي خود را کجا مي ديدي و هنوز مي بيني؟ فکر مي کني باز هم مي تواني به اروپا برگردي؟
 هيچ چيزي غير ممکن نيست! اما فعلا که در خدمت تيم پرسپوليس هستم و بايد تا آخر قرارداد صبر کنيم تا ببينيم چه پيش مي آيد؟
خب بالاخره علاقه شخصيت چيست؟
 هر جايي که از همه نظر بهتر باشد و شرايط ايده آل تري وجود داشته باشد، مسلما آن جا را انتخاب خواهم کرد. اما بايد بگويم همين پرسپوليس که آمدم از اروپا هم پيشنهاد داشتم، اما چون شرايطش آن طوري که من مي خواستم نبود، قيدش را زدم. اما براي سال بعد هيچ چيز را غير ممکن نمي دانم.
علي کريمي در روياي خود، بازي در کدام تيم اروپايي را آرزو مي کرده است؟
 هر بازيکني دوست دارد در بهترين تيم بازي کند و فکر نمي کنم اين علاقه ملاک باشد و بايد ديد چه تيمي از تو دعوت به بازي مي کند!  مثلا آ.ث ميلان را از کودکي دوست داشته و دارم ولي اين دليل نمي شود که به اين اميد بنشينم که روزي در آن تيم بازي کنم.چون اين عين خوش خيالي است.
در مجموع چه آرزويي داشتي که به آن نرسيدي و چه آرزويي داري که مي خواهي به آن برسي؟
آرزو در گذشته که فکر نمي کنم مانده باشد. چرا که تقريبا هر موفقيتي که مي خواستم و هر افتخاري که دوست داشته ام از حضور در جام جهاني و انتخاب به عنوان بهترين بازيکن آسيا تا حضور براي دو فصل در بايرن مونيخ به عنوان يکي از بهترين تيمهاي دنيا و... به آن رسيده ام. نمي گويم که هيچ چيزي نمانده است اما تقريبا به هر آنچه که مي شده به عنوان يک بازيکن آسيايي برسم رسيده ام. اما آرزويي که براي آينده دارم و الان تقريبا تنها آرزويم هست و مي خواهم به آن برسم، همان هدفي است که از بازگشتنم به فوتبال ايران داشته ام.
يعني همان مساله مبهمي که همه کنجکاوند بدانند!  برخي از منتقدان و در عين حال طرفدارانت معتقدند که اگر علي کريمي کمي از پشتکار امثال دايي يا خيلي از افراد با پشتکار ديگر را داشت، با توجه به استعدادي که همه به آن اعتراف مي کنند، مي توانست خيلي بهتر و موفقتر از امثال پله و مارادونا هم باشد.
 من که خودم اصلا اين را قبول ندارم! شما ببينيد آن بازيکنان که تکرار شدني نيستند. مگر جز اين است که حتي دو انگشت شست يک انسان و حتي اثر انگشت دو نفر برادر دوقلو هم با هم يکي نيستند، پس مقايسه هر بازيکن با بازيکن ديگر از اساس اشتباه است. شايد يک سري فاکتورهاي من شبيه فلان بازيکن باشد اما امکان اينکه تمام و کمال شبيه يک بازيکن بشوم را درست نمي دانم. در رابط با انگيزه و پشتکار هم همانطور که گفتم مطمئنم که هيچ وقت کم نگذاشته ام و هميشه تا آن حدي که در توان داشته ام و حتي بيشتر از آن را تلاش کرده ام، اما خب برخي از اوقات يک بازيکن در شرايط مختلف آن آمادگي هميشگي را ندارد ولي از بيرون اينطور به نظر مي رسد که وي به فرض کم گذاشته است، در حاليکه من هميشه پيش وجدان خودم آسوده ام که تمام تلاشم را انجام داده ام.
 بعد از فوتبال چه کاري را شروع  مي کني؟
 فوتبال هميشگي نيست و روزي همه اين دوران تمام مي شود. بايد همان زمان(بعد از اتمام دوران بازيگري فوتبال) با توجه به شرايط ديد چه مي شود کرد...
 مربيگري را انتخاب نمي کني؟
 اصلا!! شايد قبلا به فکرش بوده باشم، اما الان با توجه به تجربه اي که بدست آوردم و شرايطي که الان براي مربيان وجود دارد، اگر بخواهد اوضاع به همين منوال پيش برود، همان بهتر است که آدم اصلا به سمت مربيگري نرود.
در مورد آينده فرزندانت "هاوش" و "هيرسا" چطور؟ در اين مورد فکر کرده اي؟ دوست داري آن ها هم به طرف فوتبال بيايند و هم تحصيلکرده شوند؟
 من سعي مي کنم تمام شرايط را برايشان جهت رسيدن به موفقيتهاي بيشتر فراهم کنم، بقيه ديگر به خودشان بر مي گردد. اگر خودشان دوست داشته باشند و بتوانند که فوتباليست تحصيلکرده بشوند، چرا که نه؟
 "هاوش" يعني فرستاده شده از سوي خدا؟ "هيرسا" چه معنايي دارد؟
 بله، "هاوش" يعني بنده خدا يا فرستاده شده از سوي خدا، علاوه بر اين نام يکي از پادشاهان ايران باستان هم "جمشيد هاوش" بوده است. "هيرسا" هم يعني پارسا و پرهيزگار.
 اين اسامي را که مي گويم. يک کلمه، عبارت و يا يک جمله کوتاه راجع به آنها بگو:
باقري:کانتونا ، عابدزاده:عقاب آسيا ، دادکان: مدير کاردان ، کفاشيان:رئيس فدراسيون ، پروين:اسطوره پرسپوليس
 به نظر خودت، رابطه ات با رسانه ها در طي اين سالها چگونه بوده است؟برخي معتقدند رابطه خوبي با رسانه ها نداري و عده اي هم مي گويند که ارتباطت طي اين سالهاي اخير بهتر شده است؟
 رابطه ام بد نبوده که بخواهد بهتر شود. من در کل همه مي دانند بازيکني بوده ام که خيلي کم مصاحبه مي کنم و دوست ندارم که زياد مصاحبه داشته باشم، اما اين دليل نمي شود که اينطور برداشت شود که رابطه ام با رسانه ها بد بوده است.اما خب اين را قبول دارم که زياد اهل مصاحبه نيستم.
چقدر برنامه هاي ورزشي تلويزيوني را دنبال مي کني؟
متاسفانه زياد فرصت ديدن برنامه هاي تلويزيوني را ندارم. اما سعي مي کنم فوتبالهاي مهم روز دنيا را از طريق تلويزيون ببينم.
به طور خاص در مورد برنامه پربيننده 90 چه نظري داري؟ برخي موضع پرحاشيه اين برنامه را به ضرر فوتبال ايران مي دانند و از طرفي عده اي هم اين گونه برنامه سازي را لازمه پوست اندازي و پيشرفت فوتبال قلمداد مي کنند...
 من با برنامه 90 و موضع آن موافقم. با آنکه هميشه فرصت ديدن اين برنامه را ندارم، اما هر وقت که آن را ديدم آن را پسنديده ام. فکر مي کنم برنامه تاثيرگذاري است و به نفع فوتبال کشورمان حرکت مي کند.


صفحه اول
سياسي
ورزشي
جامعه
حوادث
اقتصادي
ايران زمين
نفت و انرژي
بانك و بيمه
گوناگون
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه
«معامله بزرگ» ايران و آمريکا