وجود شريف شما
خواجه منعمي براي خود مقبره اي ساخت. يکسال تمام استاد معمار در آنجا کار کرد تا به اتمام رسيد. خواجه از استاد سوال کرد: «اين عمارت ديگر چه مي خواهد؟» استاد معمار گفت: «وجود شريف شما»!
طرز انتساب
از جواني خودپسند پرسيدند، تو پسر کيستي؟ گفت: من خواهرزاده فلان اميرم. گفتند: خيلي عجيب است ما طولا سوال مي کنيم شما عرضا جواب مي دهيد!
پسر يا دختر
طلحک را خداي تعالي فرزندي داد، سلطان پرسيد که فرزند تو پسر است يا دختر؟ گفت: «از فقيران چه آيد غير پسري يا دختري؟» سلطان گفت: «اي مردک از فقيران پسر آيد يا دختر، از بزرگان چه آيد؟» طلحک گفت: «بدفعلي، ظالمي، ناسازي، خانه براندازي.»
فايده نابينايي
شخصي به کنايه از نابينايي پرسيد: «خداوند چيزي را بي فايده و عبث نيافريده; فايده نابينايي چيست؟» نابينا گفت: «اينکه صورت چون تويي را نبينم.»
دوست ترين مردم نزد بهلول
هارون الرشيد از بهلول پرسيد که; «دوست ترين مردم نزد تو کيست؟» گفت: «آنکس که شکم مرا سير کند.» هارون گفت: «اگر من شکم تو را سير کنم مرا دوست داري؟» گفت: «دوستي به نسيه نمي باشد.»