EBTEKAR NEWSPAPER
شنبه, 05 خرداد 1397   Saturday 26 May 2018

سرمقاله

شروطی برای توافق نکردن!

محمدعلی وکیلی

روز گذشته بود که مصاحبه‌ای با سرلشکر سید حسن فیروزآبادی، رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح روی خروجی خبرگزاری فارس قرار گرفت. این مصاحبه نسبتا طولانی، در واقع سیر وقایع از شکل‌گیری 2 خرداد 76 تا ماجراهای پس از انتخابات سال 88 را در بر می‌گرفت.
فیروزآبادی که پیش از این نیز سابقه اظهارنظرها و روایت‌های جالب توجهی را داشته است، در این مصاحبه نیز ادعاهایی را درباره رویدادهای دو دهه گذشته مطرح می‌کند که برخی جدید و برخی مکمل روایت‌های دیگر هستند.
اگر بخواهیم مجموع مصاحبه فیروزآبادی را خلاصه کنیم، به یک دایره می‌رسیم؛ اول، کابینه میرحسین موسوی – که به تعبیر فیروزآبادی «چپ سوسیالیست» - است با کابینه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که راست آزاداندیش – فیروزآبادی در مصاحبه می‌گوید از به کار بردن لفظ «لیبرال» پرهیز دارد، اما در نهایت آن را می‌گوید – یکی است و نتیجه می‌گیرد که خط و خطوط‌های که مطرح می‌شود – یعنی راست و چپ یا بعدا اصولگرا و اصلاح‌طلب – خیلی واقعیت ندارد. دوم، فیروزآبادی پدید آمدن دوم خرداد را حاصل عمل مرکز تحقیقات استراتژیک که از سوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ایجاد شده است می‌داند. گذشته از ادعای قابل توجه اختصاص 20 میلیون تومان و قرار دادن آن در اختیار سعید حجاریان و بهزاد نبوی برای شکل‌گیری «پروژه دوم خرداد»، وی در نهایت نتیجه می‌گیرد که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در روی کار آمدن سید محمد خاتمی نقش داشته است. سوم، فیروزآبادی وقوع ماجراهای کوی دانشگاه در 18 تیر 78 را از ایجاد تا برخورد به گردن خود اصلاح‌طلبان می‌اندازد. چهارم، وی پس از مرور برخی رویدادهای این سال‌ها همچون جلوگیری از افتتاح فرودگاه امام خمینی(ره) از سوی نیروهای مسلح، قتل‌های زنجیره‌ای و میزان تهدید جنگ علیه ایران به رویدادهای سال 88 می‌رسد. فیروزآبادی در این میان در عین حال که رای مردم به محمود احمدی‌نژاد در سال 84 را «از روی عشق» می‌داند و با بالا دانستن احتمال رای دو دوره‌ای به هر رئیس‌جمهوری، شانسی برای رقبای او قائل نیست، اما درباره رویدادهای پس از انتخابات بر اشتباه او در شکل‌گیری تجمع میدان ولیعصر تهران و به کار بردن عبارت «خس و خاشاک» تاکید می‌کند. در سوی مقابل اما هر چند معتقد است میرحسین موسوی و حسین کروبی اشتباهاتی داشته‌اند، اضافه می‌کند که «من البته هیچ وقت دسترسی به اطلاعاتی پیدا نکردم که شخص موسوی، کروبی و یا خاتمی از جریان سازماندهی فتنه سبز مطلع بودند. جریان سازماندهی فتنه سبز چیزی غیر از اخلاق و اعتقادات این آقایان بود». وی در عین حال راهپیمایی 25 خرداد 88 را یک کار گروهکی و نه مردمی می‌داند و معتقد است اگر اینان موفق می‌شدند، خاتمی، موسوی و کروبی زنده نمی‌ماندند. این حلقه در نهایت به دو بخش ختم می‌شود؛ اول اعتقاد به این که نباید جلوی فعالیت سیاسی محمود احمدی‌نژاد گرفته شود و دوم تعبیری که در ابتدای مصاحبه درباره حسن روحانی به کار برده شده است: «[حسن روحانی] از سرهنگ هم بالاتر است»!
بررسی صحت و سقم روایت‌های فیروزآبادی به بررسی‌های بسیار نیاز دارد. با این حال نکته‌ای که از این حلقه اطلاعات مطرح شده خارج می‌شود، در درجه اول این موضوع را به ذهن متبادر می‌کند که تمامی رویدادهای 20 ساله اخیر فضای سیاسی ایران در یک فضای محدود از آدم‌ها برنامه‌ریزی شده است. در واقع به روایت طنز معروف به تحلیل‌های «توی تاکسی»، همه چیز «کار خودشان است». با این تعابیر، فضای سیاسی ایران نه به طیف‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب که به سه دسته متفاوت تقسیم می‌شود؛ اول، سیاست‌ورزان اصلی فضای سیاسی که با نتیجه‌گیری از این روایت حول محور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی فعالیت می‌کنند، دوم، خارج‌خوانانی همچون محمود احمدی‌نژاد – که البته اگر این آگاهی را که حامیانش از همان اصولگرایانی بودند که فیروزآبادی به خط و خطوطی که بین آن‌ها و اصلاح‌طلبان مطرح می‌شود، باور ندارد به ماجرا اضافه کنیم، باز هم به کمک دسته اول به قدرت رسیده‌اند – و سوم چهره‌هایی مثل فیروزآبادی که خارج از این بازی‌های سیاسی، نظاره‌گر و گاه منذرند و تنها دغدغه انقلاب اسلامی و سرسپردگی به رهبری دارند.
فیروزآبادی به واسطه سوابق و جایگاه‌هایی که همیشه داشته است، قطعا فردی مطلع از پشت صحنه بسیاری امور و رویدادها به شمار می‌رود. با این حال تقلیل فضای سیاسی یک دهه پر ماجرای اخیر به یک حلقه خاص که از روایات وی مستفاد می‌شود، دور از ذهن یا حداقل بسیار سخت است. اگر این تعابیر از روایت‌های فیروزآبادی را بپذیریم، باید این را بپذیریم که برخلاف انتظار، مردمی کاملا قابل پیش‌بینی داریم که در عین اشتراک فکری و اعتقادی بر اصل بقای نظام، با سیاست‌ورزی سیاستمداران به سوی برنامه‌ریزی شده از سوی ایشان حرکت می‌کنند. باید بپذیریم که تمام جدل‌ها و رقابت‌های سیاسی در واقع تغییر معنی‌داری در نوع برنامه‌های اصلی و بنیادین نظام ایجاد نمی‌کند و حتی بحث‌های رسانه‌ای از جمله این قلم‌زدن‌ها و سیاه کردن کاغذها تنها کاری است که در این روند باید باشد و انجام شود تا «بازی» طبیعی‌تر به نظر برسد. بخش تلخ‌تر ماجرا این جاست که ما به عنوان مردم، در حالت عادی متوجه این ماجراها نمی‌شویم و باید منتظر باشیم تا فردی همچون فیروزآبادی، گوشه‌ای از پرده را برایمان کنار بزند و از آن سوی ماجرا برای مان بگوید. در واقع مردم تنها سیاهی لشکران صحنه نمایش فرض می‌شوند که حتی از نقش خود مطلع نیستند و البته لازمه نقش شان هم همین است تا جدی و واقعی بازی کنند. حتی رسانه‌ها هم به دلیل قرار داشتن در میانه این بازی نمی‌دانند که این پرده کنار زدن‌ها چقدر کشف حقیقت و چقدر جزیی از بازی است.
مجموع این شرایط فرض شده بر اساس تعابیر مطرح شده، همین قدر بدبینانه خواهد بود و دلیل اصلی آن نامحرم دانستن مردم است. قطعا آقای فیروزآبادی بیش از این حرف‌های گفته شده، حرف‌های ناگفته دارد. بسیاری دیگر نیز هستند که می‌توانند با بیان جزئیات روایت از رویدادهای گوناگون – و نه صرف تحلیل‌های شخصی – از این احساس نامحرم بودن بکاهند. در این میان قطعا برخی روایات ضد و نقیض خواهند بود، اما در کثرت روایت‌ها، حقیقت راه خود را باز خواهد کرد. آن وقت دیگر نیازی نیست که چنین تحلیل‌هایی کسی را به باورهای تلخ و بدبینانه بکشد، بلکه حقیقت، هر چند همچنان تلخ، واقع‌بینانه رخ خواهد نمود. این یک دعوت است برای گفتن و تعریف کردن از رویدادهای گوناگون از زوایای مختلف تا شاید به شفافیت هر چه بیشتر تاریخ معاصر و آگاهی مدنی منجر شود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام