EBTEKAR NEWSPAPER
دوشنبه, 02 مهر 1397   Monday 24 September 2018

سرمقاله

روایت نوروززاده از قرعه کشی رانبرای دلارهای پتروشیمی

محمدصادق جنان صفت

مروری بر واکنش‌های عمومی به حوادث گوناگون در ایران نشان می‌دهد که ایرانی‌ها بعد عبور از بهت و تاسف ابتدایی درگیر دو موضوع می‌شوند؛ اول، اعتماد به اخبار و دوم، یافتن مقصر.
چالش اعتماد به اخبار در ایران از چند جنبه رقم خورده است. صداوسیما لقب طنزآمیزی دارد؛ در حالی که در قرائت رسمی گاه از آن با عنوان «رسانه ملی» نام برده می‌شود، در طنزی تلخ، گاه به آن «رسانه میلی» می‌گویند. این تعبیر طنزآمیز در واقع حاصل عملکرد صداوسیما در قبال اخبار و دیگر برنامه‌هاست. بخشی از عدم اعتماد بخش بزرگی از مردم به اخبار نیز از عملکرد اغلب ضعیف صداوسیما ناشی می‌شود. عملکرد ضعیفی که دلایل و نمودهای گوناگونی - از رویکرد یک سویه نگرانه و غیر بی طرفانه به اخبار گرفته تا بدسلیقگی یا تاخیر در پرداختن به اخبار - هم دارد. این عملکرد صداوسیما به عنوان فراگیرترین رسانه ایران باعث شده است که بسیاری با بی‌اعتمادی به آن نگاه کنند و فضای مجازی با سرعت و سایر امکاناتش جای آن را بگیرد. در عین حال فضای مجازی، فضای خوبی برای شایعه و اخبار نادرست نیز به شمار می‌رود. با این حال گستردگی استفاده از فضای مجازی چنان زیاد شده که حتی رسانه‌های رسمی را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. در وقوع رویدادهای مختلف گاه حتی رسانه‌های رسمی نیز بازتاب‌دهنده اخبار طرح شده - حتی نادرست - شبکه‌های اجتماعی شده‌اند. با این حال شبکه‌های اجتماعی جای رسانه‌های برخط را گرفته‌اند و روزنامه‌ها نیز در کنار کم‌اقبالی ناشی از آمار پایین مطالعه در ایران نیز در همین راستا مهجورتر شده‌اند. در سوی دیگر ماجرا تعدد افرادی است که در مقام مسئول به اعلام اخبار و پاسخگویی به سوالات می‌پردازند یا وقایع را تحلیل می‌کنند. در بسیاری موارد اخبار اعلام شده از سوی چند مسئول یا حتی گاه مقام‌داران غیرمسئول با همدیگر تضاد و تناقض دارد. این در حالی است که حتی گاه اخبار مسئول اصلی اطلاع‌رسانی از یک مقام کمتر مرتبط، عقب‌تر، ناقص‌تر و حتی گاه اشتباه است! تحلیل‌های غیرکارشناسی مسئولان کارشناس‌نما هم بر ابهام‌ها بیش از پیش می‌افزاید و سردرگمی مخاطبان را افزایش می‌دهد. درباره چرایی این روند و چگونگی حل این مشکل می‌توان ساعت‌ها قلمفرسایی کرد، اما با توجه به تکرار مکرر آن و پرداختن به تحلیل و راهکارهایش، می‌توان به گفته‌ها و نوشته‌های پیشین ارجاع داد و به طور خلاصه چنین گفت که در این باره از یک سو لازم است سواد رسانه‌ای جامعه با آموزش صحیح بهبود یابد و از سوی دیگر سازوکار اطلاع‌رسانی رسمی به ویژه در شرایط خاص و بحران‌ها بهبود یابد که این اخیر در گرو توجه بیشتر به روابط عمومی‌هاست.
بخشی از موضوع یافتن مقصر بعد از حوادث از چالش اعتماد به اخبار جدا نیست. پس از هر حادثه اخبار راست و دروغ و تحلیل‌های کارشناسانه و غیرکارشناسانه به هم می‌آمیزند و نتیجه هر یک مقصران مختلفی را معرفی می‌کنند. به عنوان مثال در حادثه اخیر سقوط هواپیمای تهران-یاسوج، تاکنون در اخبار و تحلیل‌های گوناگون، خلبان، قدمت هواپیما ناشی از تحریم‌ها، بی‌توجهی شرکت هواپیمایی آسمان به هشدارها درباره وضعیت آب و هوا و اصرار به پرواز، خلبان، مکان فرودگاه یاسوج و .... به عنوان دلایل سقوط مطرح شده‌اند. در عین حال که گاه تحلیل‌های بدبینانه‌ای مثل مشکوک به عمدی بودن سقوط به دلیل حضور جمعی از فعالان محیط زیست که در دفاع از جمعی از فعالان زیست محیطی بازداشت شده به اتهام جاسوسی در هواپیما هم مطرح می‌شود، برخی مقصر را در سطوح کلان مدیریتی از جمله مدیرعامل شرکت آسمان، وزارت کار به عنوان نهاد بالادستی مالک شرکت آسمان و وزیر راه به عنوان مسئول وزارتخانه مرتبط جست‌وجو می‌کنند. مقصر دانستن این مسئولان اخیر به ویژه در برابر فرهنگ کشورهای مترقی و در درجه اول ژاپن پررنگ‌تر می‌شود که مسئولان رده بالا در شرایط وقوع حوادث و بحران در حوزه مسئولیت خود، به عذرخواهی و استعفا دست می‌زنند؛ دو کاری که در فرهنگ مدیران ایرانی جای چندانی ندارد. روی دیگر بی اعتمادی عمومی به یافتن مقصر، به عملکرد کمیته‌های بررسی و حقیقت‌یاب وقایع و بحران‌ها مربوط می‌شود، جایی که اغلب بعد از تاخیر فراوان، اگر پاسخی ارائه شود، برای افکار عمومی قانع‌کننده نبوده‌اند. شکل‌گیری سازوکار کارآمد و سریع درباره یافتن و معرفی مقصر و برخورد در خور تقصیر با او با بازتاب رسانه‌ای و توضیحات دقیق می‌تواند راه‌حلی برای این مساله محسوب شد. با این همه باید تاکید کرد که پیشگیری بهتر از درمان است. ایران با توجه به تعدد وقایع، حوادث و بحران‌ها، در عین حال که نیازمند تقویت مدیریت بحران از جمله در حوزه اطلاع‌رسانی است، آمادگی کمی را در برابر وقوع بحران از خود نشان می‌دهد. این که هر حادثه‌ای از آتش‌سوزی یک ساختمان تا زلزله در یک استان، از بارش برف و باران تا آلودگی هوا می‌توانند بحران‌سازی کنند، خود نشانگر این موضوع است. دو نکته پیشگیری از بحران و آمادگی برای بحران البته بارها مطرح شده است، اما در شرایطی که بوی بهبودی ز اوضاع شنیده نمی‌شود، تکرار مکرر آن هر چند کم اثر، اما ضروری است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام