EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 28 آذر 1397   Wednesday 19 December 2018

سرمقاله

تاوان جنگ اقتصادی

ژوبین صفاری

ایرانیان به ویژه بازیگردانان و بازیگران سیاست این استعداد را دارند که هر رخدادی در هر حوزه را با ریزه‌کاری ها و ترفندهایی عجیب به میدان بازی سیاسی بکشانند و در این مسیر است که رفتار، دیدگاه و ابزار کارشناسی تعطیل و همه حرکات در چارچوب سیاست تعریف می شود.
این روزها داستان دگرگونی های شگرف و شگفت در سیاستهای ارزی مصداق و نمونه قابل اعتنایی برای نشان دادن مفهوم یاد شده است. بگذارید برای اجتناب از طولانی شدن متن از اینجا شروع کنیم که اسحاق جهانگیری معاون اول ریاست جمهوری کلیات یک تصمیم ارزی دولت را ابلاغ کرد و در همین باره نکاتی را نیز با شهروندان در میان گذاشت. فردای آن روز شماری از اصلاح طلبان و روزنامه های منتسب به این جناح سیاسی اصل داستان را فراموش کردند و از سکان داری دوباره معاون اول رئیس جمهور در حوزه اقتصاد گفتند و نوشتند که موتور اسحاق روشن شد و تیتر زدند که موتور اسحاق روشن شد و تاکید کردند که چنین شده و چنان خواهد شد و روزنامه ها و رسانه های رقیب نیز یادشان افتاد که جهانگیری در آن سال و امسال چه کرد و چه تقصیرهایی داشت. شاید به همین دلیل بود و باشد که این داستان جمع شد و همه داستان ادامه دار سیاستهای ارزی به زمین بانک مرکزی و ولی الله سیف رئیس کل این نهاد بسیار با اهمیت افتاده است. شاید اگر قرار بر این باشد که سیاستهای ارزی رهبری و برتری بر سایر سیاستها را در چنگ داشته باشد تفویض اختیارات به نهادی که ریاست آن در اختیار رئیس بانک مرکزی است توجیه داشته باشد. اما این اتفاق فوق‌العاده حساس و مناقشه برانگیزی است که بازار پول، بازار سرمایه، بازارکالا، بازار تولید صنعتی و سایر بازارها را در ذیل بازار ارز ببینیم و همه اختیارات را در چنگ کسانی قرار دهیم که تنها هدف‌شان این است که تقاضای ارز را کنترل کنند. صدور پی‌درپی بخشنامه های صادر شده از سوی بانک مرکزی از ذهن و اندیشه هر فرد و نهادی زاد و رشد کرده باشد نشان می دهد این صدور بخشنامه به دلیل وابستگی بازارها به هم و اثرپذیری سیاستهای اقتصادی از یک دیگر به این زودی متوقف نخواهد شد. داستان صدور ده‌ها بخشنامه از سوی وزارت بازرگانی، صنعت و معدن در دور قبلی بحران ارزی یادمان باشد و از تکرار آن روش اجتناب کنیم. سیف نباید جای غضنفری در دولت دهم باشد و همه امور را به دامان او بیندازیم. حفظ و نگهداری مقوله اعتماد به بانک مرکزی به مثابه نهادی موثر در زندگی اقتصادی ایران امروز و ایران فردا به ما فرمان می دهد جانب احتیاط را نگه داشته و به جای اینکه رئیس کل بانک مرکزی را تنها و بی یار و رفیق به میدان بفرستیم توصیه می شود هر بخشنامه ای که قرار است از این پس صادر شود با مهر ستاد اقتصادی دولت باشد تا شهروندان بدانند بانک مرکزی تنها نهاد تصمیم گیرنده نیست و رئیس کل بانک مرکزی نیز تنها نفر اصلی در اتخاذ سیاستهای ارزی وابسته به سیاستهای تجاری-صنعتی نیست. این کار به نفع بلندمدت بانک مرکزی ایران خواهد بود و به شفاف شدن روزگار و دنیای تصمیم سازی و تصمیم گیری و آشکارشدن نقش سایر نهادها کمک می کند. معنا ندارد که رئیس سازمان برنامه و بودجه، وزیر اقتصاد، وزیر صنعت و تجارت و وزیر جهاد کشاورزی و به ویژه نقش شخص رئیس جمهور در راهبردهای انقلاب ارزی برای مردم آشکار نشود. سیاست ارزی نمی تواند همه اقتصاد ایران را در چنگ داشته باشد و باید همزیستی مسالمت آمیز با سیاستهای تجاری، پولی و بانکی و صنعتی داشته باشد تا این بحران درکوتاه‌ترین زمان برطرف شود.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام