EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 01 مهر 1397   Sunday 23 September 2018

سرمقاله

ثروت ناشناخته

جهانبخش محبی نیا

در روزهای گذشته نخستین انتخابات پارلمانی پساداعش در کشور عراق با پیروزی «ائتلاف سائرون» به رهبری مقتدی صدر به برگزار شد. انتخاباتی که با مشارکت 5/44 درصدی دارندگان حق رای، کمترین میزان اقبال عمومی طی 15 سال اخیر را به نام خود ثبت کرد.
نکته جالب توجه و بسیار مهم در این انتخابات علاوه بر مشارکت بسیار پایین گروه‌های مختلف اجتماعی در آن، پیروزی شوک‌آور ائتلاف تحت حمایت مقتدی صدر بود. او توانست با پیشی گرفتن از شخصیت‌هایی چون العبادی و عامری، بخش اعظم کرسی‌های پارلمان عراق را از آن خود کند.
پیروزی صدر در این انتخابات پیام‌های روشن و قابل تاملی را برای مردم و حتی کشورهای منطقه به همراه داشت. تردیدی نیست که عراق تحت رهبری صدر، با عراق پیش از آن تفاوت‌های آشکاری خواهد داشت و معادلات داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای این کشور را به طور کلی دگرگون خواهد کرد.
تلاش مقتدی صدر طی سال‌های اخیر به منظور انتقال مفهوم «عراق عربی» و نزدیکی این روحانی شیعه به رهبران سنی «عربستان سعودی» نشان می‌دهد او سودایی دیگر در سر دارد و حداقل به ظاهر تلاش می‌کند تا ریشه‌های «ناسیونالیسم عربی» را در این کشور بیش از گذشته تقویت کند. اینکه چرا مقتدی صدر انقلابی که علیه نیروهای آمریکایی حاضر در عراق و دولت وقت دست به مبارزه مسلحانه می‌زد و در پی تشکیل دولتی «اسلامی» در عراق بود، حالا حاضر شده است با جریان‌های «سکولار»، «ناسیونالیست» و «کمونیست» عراق ائتلاف کرده و دولتی متکی بر این اندیشه‌ها استوار کند، بیش از هر چیز نشان‌دهنده تغییر موضع آشکار این روحانی منسوب به خاندان «صدر» است.
ناکامی دولتمردان عراقی طی سال‌های گذشته که نتوانستند یا نخواستند اصلاحاتی قابل ملاحظه و ملموس در این کشور به وجود آورده و مردم این کشور را نسبت به آینده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن امیدوار کنند، بیش از هر موضوع دیگری به فرآیند مورد نظر صدر کمک کرد. او توانست بر همین ناکارآمدی‌ها و ضعف در مدیریت و تصمیم‌گیری بنیان اعتراض‌های خود را استوار کند. به بیان دیگر، مقتدی صدر هرگز ایده‌ای جدی در سپهر سیاسی عراق مطرح نکرده است. بلکه خطاهای استراتژیک حاکمان عراقی به کمک او آمده است تا همواره در نقش معترض ظاهر شود و سیاست‌های حاکمیت را به نقد بکشد. در بستر همین نقدها هم موفق شد زمینه لازم برای ائتلاف با گروه‌های کمتر موثر سیاسی در عراق را مهیا کرده و در نهایت به پیروزی در این انتخابات امیدوار شود.
نزدیک شدن آرام آرام و با احتیاط صدر به حاکمان سعودی، فاصله گرفتن از ایران ـ به عنوان بزرگ‌ترین کشور شیعه منطقه ـ را در پی داشت. افزون بر آن تمام دولت‌های عراق پس از حکومت بعثی، مورد حمایت ایران بوده‌اند. از قضا مقتدی صدر هم با همه آن‌ها مشکلاتی جدی و قابل توجه داشته است. همین دو مسئله نشان می‌دهد که در صورت تعیین دولت از سوی مقتدی صدر در عراق، آینده روابط ایران با این کشور دستخوش تغییراتی جدی و اساسی شود. هرچند تاکنون ـ حداقل در سطح رسمی ـ نشانی از بروز اختلافی عمیق میان او و ایران یافت نشده است، اما این احتمال دور از واقع نخواهد بود که در عراق تحت زعامت مقتدی صدر نقش ایران نسبت به گذشته بسیار کم‌رنگ‌تر خواهد شد.
البته نتیجه‌گیری در این مورد بیشتر به پیش‌گویی غیرعلمی و غیرکارشناسی می‌ماند و باید منتظر ماند و دید که گروه‌های مختلف سیاسی در عراق هر یک چگونه به ایفای نقش خواهند پرداخت و هر کدام با چه گروه و جریانی به ویژه در پارلمان این کشور ائتلاف خواهند کرد.
اما نتیجه هر چه که باشد و ائتلاف‌ها به هر سمت و سویی که حرکت کند، این انتخابات نکات بسیار مهمی را آشکار کرد. نخست اینکه دولت‌های تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران نتوانسته‌اند در افکار عمومی عراق از جایگاه مناسبی برخوردار شوند و طی این سال‌ها همواره با نزول محبوبیت و اقبال مواجه شده‌اند. دیگر اینکه به نظر می‌رسد زمان آن رسیده است تا ایران طرحی نو در روابطش با کشور عراق در اندازد و فضایی تازه را در ابعاد مختلف امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این کشور ایجاد کند.
بدون شک نمی‌توان و نباید انتظار داشت وضعیت به شرایط پیشین بازگردد. در حقیقت بازیگران جدید و تازه نفسی پای به میدان سیاست عراق گذاشته‌اند و سودایی تازه و متفاوت از گذشته در سر دارند. با این بازیگران تازه نمی‌شود به شیوه‌های سنتی بازی کرد. شاید لازم است تا ایران نیز نسبت به روابط با همسایه غربی‌اش بازخوانی مجددی داشته باشد و مولفه‌های متغیرهای نورسیده را بیش از گذشته مورد توجه قرار دهد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام