EBTEKAR NEWSPAPER
پنج شنبه, 22 آذر 1397   Thursday 13 December 2018

سرمقاله

چیستی گذار سعودی‌ها از محافظه‌کاری به سیاست خارجی تهاجمی

محمدرضا ستاری

امروز درست 36 سال از آزادی خرمشهر به دست رزمندگان ایرانی می‌گذرد. موفقیتی که از پس یک سال تلاش مداوم نیروهای ارتش، سپاه و مدافعان مردمی کشور در برابر ارتش قدرتمند رژیم بعث عراق به دست آمد.
بعد از هجوم گسترده ارتش عراق در قالب سه سپاه و 16 لشگر رزمی و زرهی در وسعتی بالغ بر 1400 کیلومتر مرز مشترک ایران با عراق، رزمندگان ایرانی زمانی را برای بازیابی نیاز داشتند. زمانی که طی آن خرمشهر، سوسنگرد، هویزه، شلمچه و طلائیه به اشغال کامل نیروهای عراقی در آمد؛ آبادان محاصره شده و ارتش عراق به مرزهای اهواز بسیار نزدیک شد.
پس این دوره بسیار سخت که با استقامتی کم‌نظیر، مانند مقاومت 34 روزه خرمشهر و حماسه کوی ذوالفقاریه آبادان هم همراه بود، عملیات‌های شکسته ـ بسته‌ای از سوی سپاه و ارتش اجرا می‌شد که هیچ یک به نتیجه قابل قبولی نمی‌رسید.
در پس این ناکامی‌ها، مدلی تازه طراحی شد و دستور آمد که سپاه و ارتش باید عملیات‌های نظامی خود را در قالب یک ساختار متشکل و سازمان واحد به اجرا درآورند. بعد از این اتفاق بود که آرایش نیروهای طرفین در دو سوی میدان به طور کلی تغییر کرده و نظمی تازه بر جبهه‌ها حاکم شد.
طی یک سال چهار عملیات منظم با همکاری ارتش و سپاه در جبهه جنوب سامان گرفت. نبردهایی که ثامن‌الائمه، فتح‌المبین، طریق‌القدس و بیت‌المقدس نامیده شدند. طی این نبردها حصر آبادان شکسته شد و جاده بستان از دسترس نیروهای عراقی بیرون آمد. در پی این موفقیت‌ها و در نهایت شهرهای هویزه و خرمشهر نیز از اشغال نیروهای ارتش عراق خارج شدند.
با این وصف، تجربه این عملیات‌ها در هیچ یک از مراحل جمهوری اسلامی تکرار نشد و دیگر ارتش و سپاه نتوانستند در کنار یکدیگر به مثابه یک نیروی واحد عمل کنند. نتیجه آن شد که تقریبا در 6 سالی که جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه داشت، تبدیل به یک جنگ فرسایشی با اتلاف نیرو و انرژی فراوان در هر دو سوی جبهه شود.
در این بازخوانی چند نکته بسیار مهم وجود دارد. نخست آنکه ایجاد وفاق و همدلی در کشور و دفاع از تمامیت ارضی در چارچوب «مرزهای بین‌المللی» در سخت‌ترین و صعب‌ترین شرایط جمهوری اسلامی محقق شده است. مطالعه تاریخ آن دوره به نیکی نشان می‌دهد در جریان آزادسازی خرمشهر مسیر حرکت نظام، نیروهای نظامی، دولت و مردم در یک راستا قرار گرفته و برای یاری رساندن به دیگری از یکدیگر سبقت می‌گرفتند. به بیان دیگر، پیوندی عمیق میان لایه‌های مختلف «منافع حاکمیت» و «منافع ملی» به وجود آمده بود. تا جایی که نیروهای مردمی حاضر بودند از تمام داشته‌های ـ حتی اندک ـ خود چشم‌پوشی کنند و در دفاع از نظام هر هزینه‌ای را متقبل شوند. بی‌گمان بازیابی چنین فضایی بیش از هر چیز نیازمند ایجاد فضایی مشابه در پیکره کلی جامعه ایرانی است. جامعه‌ای که به غایت از روزهای فتح خرمشهر فاصله گرفته و می‌رود تا خاطرات آن را تنها در موزه‌های نظامی به یاد آورد.
نکته دیگر نبردهای پیروز در جنگ تحمیلی مدیریت واحد در ساختار نظامی و فرماندهی جنگ بود. آن‌طور که گفته آمد، پیش از این عملیات‌ها، نبردهای محدودی از سوی سپاه و ارتش ـ هر کدام به تنهایی ـ سامان یافته بود که توفیق چندانی از آن‌ها حاصل نشده بود. اما تغییر وضعیت درست در زمانی رخ داد که سپاه ـ به مثابه یک تشکیلات شبه‌نظامی مردمی ـ و ارتش ـ به عنوان یک نهاد کلاسیک نظامی ـ به دور از دعواهای بخشی و شخصی، به منظور نیل به هدفی مشخص، ملی و غیرت‌مندانه با یکدیگر به تعامل نشستند و تمام ظرفیت‌های خود را در این مسیر به کار بردند. مسئله حیاتی آن‌که در این دوره نه سپاهی، ارتشی شد؛ و نه ارتشی، سپاهی شد. در حقیقت هر کدام با حفظ وضعیت، ماموریت، ساختار تشکیلاتی و اهداف سازمانی، در خدمت یک هدف در آمدند. موضوعی که به نظر می‌رسد این روزها بیش از گذشته نیاز به بازخوانی مجدد داشته باشد. شاید لازم باشد تا سپاه و ارتش بار دیگر ماموریت‌های خود را به دقت و حتی با وسواس مطالعه کنند و راهبردهای لازم برای حصول این اهداف را احصاء کنند.
گرچه تحقق این اهداف نیز ـ علاوه بر اراده فرماندهی ارشد ـ نیازمند بازیابی دوباره «اهتمام ملی» در بدنه نظامی کشور نیز هست. بدون تردید این اهتمام، می‌تواند و باید زمینه را برای توسعه و بالندگی چنین نهادهایی فراهم آورد.
به هر روی، سوم خرداد 1361 تا همیشه تاریخ بر تارک این مرز و بوم خواهد درخشید و هیچ کس را یارای از میان برداشتن آن نیست. اما دیرگاهی است که دیگر کمتر به آن توجه می‌شود و حال و هوای سوم خرداد را تنها باید در موزه‌ها و لابلای اوراق و اسناد نظامی جستجو کرد. حال آن‌که این رویداد بیش از آن‌که نظامی باشد، تجربه‌ای «مدیریتی» در ابعادی «ملی» است. اگر اراده‌ای برای به حاشیه راندن، مصادره و بخشی‌سازی آن وجود دارد، بدون هیچ شبه‌ای با هدف جلوگیری از بهره‌بردای حداکثری از این رخداد بزرگ است. شاید لازم باشد تا دیر نشده فکری کرد و «آزادسازی خرمشهر» را از «کنج موزه‌ها» به «متن مدیریت کلان کشور» باز گرداند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام