EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 29 مهر 1397   Sunday 21 October 2018

سرمقاله

دلارهای نفتی و قبیله‌گرایی مدرن

جهانبخش محبی نیا

مدید مدتی است که موضع افکار عمومی پیرامون چیستی، چرایی، چگونگی و بازتاب پدیده‌ها، رویدادها و اتفاقات ناخوشایند و گاه بحران‌آفرین در جامعه، واکنشی در نهایت یک روزه دارد. گویی مسئله همان سرشدگی حس‌گرهای جامعه و آحاد مردم نسبت به بروز چنین پدیده‌هایی است...
شاید رسانه‌ها و مطبوعات هم در بروز و ظهور چنین پدیده‌ای بی‌تاثیر نبوده‌اند. موضع انفعالی، بی‌مایه و احساس‌زده و رقیق اهالی رسانه می‌تواند یکی از دلایل این سرشدگی باشد. اما از سهم مطبوعات و رسانه‌ها که در این رهگذر بگذریم، ارباب قدرت و سیاست هم نقشی موثر در آن دارند. تا جایی که مبتنی بر برخی تحلیل‌ها، بخشی از کنش‌گران سپهر سیاست در ایران، در خوش‌بینانه‌ترین حالت یا نسبت به چنین رویدادهایی واکنش نشان نمی‌دهند؛ یا با تعابیر سانتی‌مانتال از کنار آن‌ها می‌گذرند یا سعی در حذف آن‌ها دارند و یا ـ بدتر از همه ـ به دنبال توجیه‌هایی عجیب، غیرواقعی، باورنکردنی و خطرساز از آن‌ها هستند.
زمان زیادی از خبر تجاوز سه مرد بالغ به دختربچه 6 ساله افغانی در خمینی‌شهر نگذشته است. خبری که می‌تواند بنیان‌های فکری بسیاری از اصحاب اندیشه و سیاست را در هم بریزد. فارغ از رویکرد عاطفی، احساسی، سانتی‌مانتال و رقیقی که هر بار در بروز رخدادهایی از این دست دیده می‌شود، تکرار و تواتر آن‌هاست. تکرارهایی که بیش از هر موضوع و مسئله دیگری نگران‌کننده می‌نماید.
بی‌تردید یکی از پیامدهای تکرار این رویدادها، جریحه‌دار شدن احساسات عمومی است. جریحه‌دار شدنی که گاه به صورت خشم، گاه به شکل رویکردهای همزادپندارانه و زمانی هم به شکل بی‌تفاوتی رخ نشان می‌دهد. در این میان، حداقل از نمایندگان افکار عمومی و مردم در نهادهای انتخابی انتظار می‌رود برخوردی همدلانه، دلسوزانه، موثر، منطقی، اصولی و کاربردی نسبت به آن‌ها داشته باشند. البته طبیعی است که انتظار برخورد قاطع با آن‌ها از سوی قوه قضائیه و نهادهای امنیتی یک بایسته الزامی برای کل حاکمیت محسوب می‌شود. اما نوع مواجهه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مدیران ارشد دولتی با مسائلی از این دست می‌تواند از آثار سوء و تبعات نامیمون احتمالی بکاهد.
حال آن‌که به نظر می‌رسد در این فقره اخیر، یکی از نمایندگان، مواجهه‌ای بسیار ناامیدکننده با ماجرا دارد. در نخستین ساعات انتشار خبر، اعلام می‌شود که این نماینده محترم درخواست بازداشت رئیس اورژانس اجتماعی خمینی‌شهر را ارائه کرده است. رویکردی که نامی جز تلاش برای «پاک کردن صورت مسئله» نخواهد داشت. پاک کردن صورت مسئله، آن‌ هم به شیوه‌ای بسیار نخ‌نما شده که در عصر انفجار اطلاعات و گردش عادلانه اخبار، نه امکان‌پذیر و ممکن است و نه عقلایی. حال آن‌که بهتر بود این نماینده محترم، سنجیده‌تر، مردمی‌تر و جدی‌تر به مسئله ورود می‌کرد.
البته که ماجرا به همین جا ختم نشد. ایشان بار دیگر و پس فروکش کردن انتقادهای اولیه، دوباره از موضع اولیه دفاع کرده و این بار با بیانی خاص ـ که این قلم در بازگو کردن آن‌ها شرم دارد ـ احتمال منتفی دانستن موضوع «تجاوز» به دخترک افغان را تقویت کرده است.
موضوع اصلی اما بر سر درستی یا خطای این تحلیل نیست. بلکه ماجرا به ادبیات، طرح مسئله به شیوه‌ای خاص، توجه بیشتر به موضوعات فرعی به جای مسائل اصلی پرونده و ایجاد امکان تغییر در روند دادرسی است. مشخص نیست که چرا با وجود گزارش صریح، آشکار و روشن پزشکی قانونی مبنی بر وقوع تجاوز، اصرار بر انحراف افکار عمومی وجود دارد؟ در جایی که بدون شک هر عقل سلیم و نفس سالمی حکم می‌کند مسئله در مبادی ذی‌ربط و از سوی مراجع ذی‌صلاح مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد، طرح چنین شبهاتی نه در شان جایگاه نمایندگی است و نه مورد پسند و پذیرش مردم خمینی‌شهر؛ نباید فراموش کرد که امکان بازیابی این دختربچه مهاجر افغان در شرایط فعلی کاری بسیار سخت، صعب و کمرشکن است. چرا بدون توجه به این مسئله، سعی در تطهیر متجاوزان احتمالی است؟
شاید لازم باشد تا بار دیگر مراجعه‌ای جدی به مبانی اخلاقی، وظایف نمایندگی، مسئولیت مدیریتی و حقوق شهروندی داشته باشیم. به نظر می‌رسد مطالعه و بررسی دوباره این مفاهیم می‌تواند قدری همه ما را از برج عاج‌ها بیرون آورده و با بدنه جامعه آشتی دهد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام