EBTEKAR NEWSPAPER
پنج شنبه, 26 مهر 1397   Thursday 18 October 2018

سرمقاله

اقتصاد، اقتصاددانان و دو رئیس جمهوری

محمدصادق جنان صفت

پنجشنبه گذشته، محمود احمدی‌نژاد با انتشار کلیپی، از حسن روحانی خواست به عنوان مقصر وضعِ موجود از ریاست دولت کنار برود. او اقتصاد را در آستانه فروپاشیِ کامل و اعتماد عمومی را نزدیک به صفر توصیف کرد. به نظرم چند نکته باید به این افاضات، اضافه کرد؛
۱- روحانی قطعاً هم در به‌وجود آمدنِ وضعِ موجود و هم در عدمِ برون رفت از این وضع، مقصر است اما سهمش در این دو تقصیر، به یک اندازه نیست. یعنی او در پیش آمدنِ وضعِ فعلی کمتر از ده درصد نقش داشته است؛ این درحالی است که در عدمِ برون رفت از این وضع بیش از پنجاه درصد مقصر است! لذا حتماً بخشی از مسئولیتِ وضعِ کنونی، بر عهده او است.
۲- پانزده سال پیش، وضعِ سیاست خارجی ما تا حدی مشابه شرایط کنونی بود. ما بسیاری از پروتکل‌های بین‌المللی مربوط به هسته‌ای را پذیرفتیم؛ بازرسان آژانس را به ایران راه دادیم و نهایت همکاری را با آنها داشتیم؛ دست آخر اما، آمریکای جورج بوش تمام قد مقابل ما ایستاد و به اصطلاح ما را «محور شرارت» خواند.
در همان میان اما، اروپا ساز دیگری زد. بسیاری از مسئولان دول اروپایی حملات رئیس جمهوری آمریکا علیه ایران را محکوم کردند. لذا حملات و اقدامات آمریکا علیه ایران نتوانست اجماع جهانی را برانگیزد لذا به‌رغم اینکه شمشیر بوش از رو بسته شده بود اما چندان که او می‌خواست نمی‌بُرید!
۳- سدِ «اجماع‌ناپذیری» اما با روی کار آمدنِ محمود احمدی‌نژاد شکسته شد. مواضع او، جهان را علیه ایران بسیج کرد. ما را به ذیل فصل هفت شورای امنیت بردند و سخت‌ترین قطع‌نامه‌ها علیه ما صادر شد. هنوز ما از آثار آن فشارها نتوانستیم رها شویم.
در آن دوران به اقتصاد ایران آسیب‌هایی وارد شد که هنوز از آن رنج می‌بریم. هرچند باز هم تاکید می‌کنم دولت روحانی این فرصت را داشت و دارد که خیلی از آن آسیب‌ها را جبران کند اما عنایتی نمی‌کند و کرامتی به‌خرج نمی‌دهد!
۴- پوپولیسم، همان که به‌جانِ ما افتاده و هم حکومت را از کارکرد انداخته و هم زهوارِ اخلاقِ جمعیِ ما را کشانده، میراثِ خودِ محمود احمدی‌نژاد است. او ابتدا بنای این بی‌رسمی و بی‌قائدگی را نهاد. جالب است که اوجِ این تخمِ لق در استیضاحِ وزیرِ کارش گذاشته شد و در این دوران هم هرگاه وزیرِ کارِ روحانی به مجلس می‌آید یادِ احمدی‌نژاد زنده می‌شود! انگار قصه این وزارت با او پیوند خورده است!
میراثِ امروزِ او، یعنی پوپولیسم، چندان است که از دیگر دست‌پختِ او، یعنی تحریم، مخاطرات بیشتری دارد. تحولات ایران به گونه ای پیش می‌رود که شوربختانه پوپولیسم هر روز قوت بیشتری می‌گیرد. حواشی جلسه استیضاح ربیعی خود شاهدی بر این مدعاست. اینکه نام فرزند دکتر پزشکیان در انظار میلیون‌ها نفر بیان شود و از کارمندیِ او، برغم شایستگی‌هایش، روایتِ «رانت‌گونه» شود، خودنمونه کوچکی از رفتار پوپولیستیِ اخلاق ستیز و عوام پسند است. با اینکه در روز استیضاح بنده تمام سعی خود را برای انصراف پزشکیان از حضور پشت تریبون بکار بستم و با برخی از همکارانِ امیدی جروبحث بسیار داشتم و معتقد بودم سرمایه‏ای چون پزشکیان را نباید به به‌پای ربیعی هزینه کرد، اما کار آقای پورابراهیمی را نمی‌پسندم؛ چراکه پزشکیان می‏توانست همچون بسیاری از پزشکان در ماه صدها میلیون تومان درآمد داشته باشد و نیازی به حضور دخترش در یک شرکت دولتی نباشد؛ با این حال او ترجیح می‌دهد معاینات و بسیاری از عمل‌هایش مجانی باشد و البته دخترش هم کارمند باشد. حمایتش از ربیعی از نظر بنده صحیح نبود اما نام بردن از دخترش به ناحق تداعی کننده اقدام احمدی نژاد در نشان دادن عکس خانم رهنورد بود؛ اقدامی که پایه ویرانی و فروپاشی اخلاق شد.
۵- اگر بخاطر میزان تقصیر در وضع موجود روحانی باید استعفا دهد، احمدی‌نژاد باید به‌عنوان عامل اصلی فریزشدن مناسبات خارجی، بهم ریزی ساختارها، فروپاشی اخلاق، نابودی نسل دهه شصت، نهادینه سازی دروغ در اداره کشور، به باد دادن صدها میلیارد دلار، به وجود آوردن بحران ۸۸ و ایجاد شکاف عمیق میان حاکمیت و مردم و نخبگان، بایداعدام می‌شد! اکنون نیز آزادی عملِ او برغم این سیاهه‌ عملکرد و درحبس و حصر ماندنِ بزرگان این نظام، خود مهمترین دلیل بر بی‌اعتمادیِ روزافزونِ مردم شده است.
وقتی احمدی‌نژاد را درحالی می‌بینم که از مشکلات کنونی می‌گوید و برای مردم دل می‌سوزاند، به‌ناگاه یاد این مصراع می‌افتم: ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮐﺸﯽ ﺍﯼ ﺣﺎﻓﻆ، ﺧﻮﺩ ﺗﻌﺰﯾﻪ ﻣﯽﺩﺍﺭﯼ.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام