EBTEKAR NEWSPAPER
سه شنبه, 03 مهر 1397   Tuesday 25 September 2018

سرمقاله

تحلیل‌های سردرگم

رضا دهکی

۱- چندی است که در پی تغییراتِ تکنولوژیک و تحولِ ارتباطات و توسعه حوزه شفافیت و در پی تغییرات اجتماعی و تحول پاره‌ای دیگر از عناصر مرتبط با قدرت، قدرت دچار تحول مفهومی شده است. ما واردِ عصرِ جدیدی از زیستِ قدرت شده‌ایم. من چنین تصور می‌کنم که اعوجاجاتِ جدید، عمدتا ناشی از تحولِ مفهومیِ قدرت است‌ چراکه این تحول کمتر به زیست رسمی راه یافته و ساختارها و مناسبات‌، خود را متناسب با آن بازسازی نکرده‌اند. از این روی، به واسطه این تعارض‌ها، این اعوجاج‌ها رخ می‌دهد.
۲- در سایه این تحولِ مفهومیِ قدرت، بسیاری از مفاهیم متحول می‌شوند. خاصه مفاهیم حوزه قدرت باید نسبت معنایی خود را با مفهومِ جدید رعایت کنند. حاجت به‌ گفتن نیست که مفاهیم در مقارنت یکدیگر معنا می‌یابند. شبکه و نظم مفهومی، معنای عناصرِ معنادارِ حوزه را تعیین می‌کند. تحول در یک مفهومِ بنیادی در یک حوزه، حتما مقارنِ تحولاتِ دیگر مفاهیم رخ داده است. با این توضیح مختصر، ناگفته پیدا است که تحولِ مفهومِ قدرت تا چه پایه میانجیِ تحولات مفهومیِ دیگر خواهد افتاد.
۳- یکی از مفاهیمِ اساسی که با تحول در حوزه معناییِ قدرت، معنای جدید یافته است، مفهومِ «پاسخگویی» است. این مفهوم ارتباط تنگاتنگ و وثیقی با مفهوم قدرت دارد. درک ما از مفهوم پاسخگویی تابع درک ما از مفهوم قدرت است.
۴- مفهوم پیشین قدرت، ملازم درکی از پاسخگویی بود که ما اکنون آن را پاسخکویی نمی‌نامیم. قدرت در معنای قبلی، مانند کوه یخی بود که نوک آن از آب بیرون زده، و بدنه کوه قهرا در زیر آب و غیرقابلِ مشاهده است. تحت این معنا از قدرت، پاسخگویی به معنای توصیفِ بدنه و پهلوهای پنهانِ کوهِ قدرت است چندان که هم با قسمت پیدایِ کوه سازگار باشد و هم در سایه هنجارها، موجه جلوه کند. در واقع، حیاط خلوتِ قدرت را متناسب با حیاتِ جلوتِ قدرت «روایت کردن»، معنای کلی و مقبولِ پاسخگویی بود.
۵- اکنون اما با توسعه حوزه شفافیت و تغییر بنیادی در مفهومِ قدرت، پاسخگویی معنای دیگری یافته است. دیگر میانِ جلوت و خلوت چندان مرزی نمی‌توان کشید. تمثیلِ کوهِ یخ در معنای جدیدِ قدرت توصیفِ مناسبی محسوب نمی‌شود. تحولاتِ تکنولوژیک، انتظارِ ذهنی ما را نیز تغییر داده است. به یک معنا که از قدرت افسون‌زدایی شده است. دیگر برای توصیف پهلوهای پنهان قدرت، «افسانه‌های سازگار» نمی‌توان بافت و ساخت. ما(ی جدید) متناسب با مفهومِ جدیدِ قدرت، درک نوینی از پاسخگویی خواهیم داشت. کنش‌های پیشینِ پاسخگویانه، جانِ جدیدِ تشنه‌ی پاسخِ هیچ شهروندی را گرم نمی‌کند.
هم حوزه شفافیت تغییر کرده است و هم هنجارهای عمومی متحول شده است. لذا هم در نظامِ «هست‌ها» و هم در نظام «ارزش‌ها» انقلاب رخ اده است؛ از این روی، طبیعی است که سنتزِ این دو نظام -یعنی پاسخگویی- هم منقلب شود.
۶- اکنون دیگر کسی توجیهِ پنهان‌ها را نمی‌خواهد، بلکه «مشاهده» آنها را طلب می‌کند. لذا دیگر پاسخگویی به معنای توجیه‌گری نیست بلکه به معنای توضیح‌گری (وضوح بخشیدن) است. هر ساختار که شفاف‌تر باشد، اکنون پاسخگوتر است. دقیقا برعکسِ لوازمِ قدرتِ قبلی! در مفهومِ پیشینِ قدرت‌ و در معنای سنتیِ پاسخگویی، بیشتر در دسترس بودن و بیشتر پاسخ دادن، به معنای پاسخگوتر بودن بود. به تعبیری، پرگوییِ قدرت، یک معنا از پاسخگویی بود. هرچه یک قدرت غیرشفاف‌تر باشد، جا برای چرخش لسان بیشتر است. قدرتِ شفاف‌تر، دامنه مانورِ سخنگوی قدرت جهت افسانه پردازی را بیشتر می‌کند. هرچه اعیانِ قدرت کمتر باشد، تعدادِ و امکانِ سناریوهای سازگار برای توصیفِ پهلوی پنهانِ قدرت بیشتر می‌شود. لذا منطقاً در مفهوم سابق قدرت، توسعه شفافیت، به لکنتِ پاسخگو منجر می‌شود؛ درست برعکسِ مفهومِ لاحقِ قدرت، که در آن، توسعه حوزه شفافیت، به بسطِ مفهومِ جدیدِ پاسخگویی خواهد انجامید.
۷- اقدام چندی پیشِ وزیرِ جوانِ ارتباطات، در پاسخ به یکی مقامات سپاه پاسداران، بازی با مفهومِ جدیدِ پاسخگویی بود. او در پاسخ به اتهامِ آن مقام نظامی مبنی بر نگهداری اپراتوری در یکی از طبقات وزارتخانه، به‌جای تکذیب و یا تهدید به شکایت و ارجاع به مراجع قضایی (که همه از جنسِ «توجیه» است)، همه را به «مشاهده» فراخواند! جهرمی خبرنگاران را دعوت کرد تا با دوربین‌های خود به ساختمان وزارت ارتباطات بروند و به طور شفاف ادعای مدعی را بسنجند. او آگاهانه یا ناآگاهانه‌ ولی رندانه، به‌جای اینکه «گوش‌ها» را مخاطب قرار بدهد، «چشم‌ها» را به شهادت فراخواند. هیچ اقدامی نمی‌توانست اینچنین تاثیرِ آن اتهام را خنثی کند و ذهن مخاطب را ارضا کند؛ چراکه این اقدام بر مدارِ مفهومِ جدید پاسخگویی قرار داشت.
۸- حتی داستان برخورد با گیرندگان ارزِ دولتی هم این‌چنین بود. او به‌جای بررسی و فرستادن موارد مشکوک به مراجع نظارتی و قضایی، لیست همه ارز گیران را منتشر کرد. وزارت‌های دیگر با استعانت از قانون، مدعی شدند این کار مخلِ حقوقِ بازاریان است. این گروه با استناد به قانون، خواستار معرفی «متخلفین» به «مراجع رسیدگی» بودند؛ که کاری قابل دفاع است. اما وزیرِ زیرکِ جوان، به‌جای این‌کار، «همه» ارزگیران را به «همه مردم» معرفی کرد. سایر وزرا، در قفای نظام معناییِ سابق، سقف‌ها را برای مراجع رسیدگی گشودند اما این‌یکی وزیر، دیوارها برای همه گشود! حتی اگر اقدام اول، قانونی‌تر باشد، وزرای پیرِ دولت ضرر کرده‌اند، چراکه در این فقره، قانون از ذهنیت تازه متولدشده و هنجارهای عمومی، عقب مانده است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام