EBTEKAR NEWSPAPER
چهارشنبه, 30 آبان 1397   Wednesday 21 November 2018

سرمقاله

تاملاتی در باب مدارا و تحمل

علیرضا صدقی

مسعود نیلی به طور ضمنی و با نوشتن یک مقاله انتقادی نسبت به گروهی از اقتصاددانان نهادگرا خبرداد که دیگر در دولت حضور ندارد و از تصمیم های دولت درباره نرخ ارز و سیاست‌های ارزی حمایت نمی‌کند‌. این اقتصاددان طرفدار آزادی اقتصادی با سکوت طولانی خود از زمستان پارسال تا همین چند روز پیش نارضایتی خود را از سیاست‌های اقتصادی دولت دوازدهم نشان داده بود. از سوی دیگر عباس آخوندی وزیر راه و شهرساز‌ی دولت دوازدهم نیز با وفاداری نسبت به علم اقتصاد و با گلایه ضمنی از رئیس دولت از وزارت کناره گیری کرد. به این ترتیب دو عضو ارشد کابینه دوازدهم که به کارآمدی بازار در برقراری اقتصادی رشد یابنده و مبتنی بر عدالت واقعی ایمان داشتند از دولت کنار رفتند. حالا و با معرفی فرهاددژپسند برای تصدی وزارت اقتصاد و ریاست عبدالرضا همتی بر بانک مرکزی و ابقای محمدباقر نوبخت و حذف مسعود نیلی از روند و فرآیند تصمیم گیری اقتصاد در سطح کلان و سیاست‌گذاری های راهبردی اقتصادی به نظر می‌رسد فرماندهان اقتصادی ایران باهم سازگاری فکری دارند و به ویژه این سازگاری بین رئیس دخل و رئیس خرج یعنی وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه فراهم شده است.
این رخداد شاید برای رئیس دولت یک اتفاق دوست داشتنی باشد و از اینکه به یک اندیشه در درون دولت رسیده است، خرسند باشد اما باید دید این گروه منسجم در عمل چه خواهندکرد. اکنون اما یک چیز آشکار شده است و آن زعامت و برتری سازمان برنامه و بودجه که سیاست‌گذاری بودج های به‌مثابه یکی از ارکان سیاست‌گذاری راهبردی است بر وزارت اقتصاد است. فرهاد دژپسند که به مدت 5 سال با نوبخت همکار و از مدیران وی بوده است به لحاظ تجربه فعالیت اجرایی که بسیار اندک است و به لحاظ آمادگی ذهنی برای اثربخشی کامل و تمام عیار بر سیاست‌گذاری مالی در اندازه‌ای نیست که خواستار مقاومت دربرابر نوبخت باشد . اما حالا اقتصاد ایران یک تنگنای اصلی دارد و آن نامشخص شدن بیشتر راهبردها برپایه اندیشه اقتصادی حاکم بر دولت است. نوبخت، دژپسند و همتی در همه دوران فعالیت خود آشکار نکرده‌اند به کدام اندیشه اقتصادی گرایش دارند. طورمثال آیا آنها به آزادی اقتصادی و الزام‌های این اندیشه گرایش دارند یا اینکه به اندیشه اقتصاد مبتنی برتمرکز بیشتر و دخالت گسترده‌تر دولت باور دارند . این ناپیدایی اندیشه اقتصادی البته می‌تواند مزیت باشد؛ به این معنی که حالا افراطیون سیاسی نمی توانند بگویند این دولت در سیاستگذاری اقصادی مرعوب اندیشه های اقتصادی غرب گرایانه است و فشار از این ناحیه بردولت کمتر خواهد شد که البته می‌تواند به کمتر شدن محدودیت ها کمک کند. از سوی دیگر با کنار رفتن تنها دو مدیری که به اقتصاد آزاد وفادار بودند اقتصاددانان نهادگرا نیز شاید حالا با دولت مهربان‌تر و نزدیک‌تر شوند و از حجم فشارهای انتقادی خود بکاهند. اکنون دوره راستی‌آزمایی فرا ریسده است و باید دید در غیاب اندیشه اقتصاد آزاد، روندهای سیاست‌گذاری بهبود پیدا می‌کند یا در میان‌مدت با دشواری‌های تازه‌ای مواجه می‌شود. فرماندهی اقتصاد ایران در حوزه سیاست‌گذاری مالی و بودجه‌ای حالا دراختیار کسانی است که اندیشه‌های غیر شفاف دارند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام